لمسِ‌عشق
6 stories
Drowning In Your Breath by louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Reads 174,207
  • WpVote
    Votes 30,180
  • WpPart
    Parts 52
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند می‌زنم که هنوز در آغوش می‌گیرم که هنوز وقتی یادت می‌افتم ناخودآگاه دستم می‌رود سمت شماره‌ات می‌نویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچ‌وقت جوابی نرسد شاید امیدوار هستم که هنوز لباس‌هایم نقش گل‌های داوودی دارند که هنوز نزدیک بهار مغازه‌ها را در پی نرگس‌ها می‌گردم تا خانه عطر تو را دهد که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد می‌برم شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت می‌افتم.
Liberte noire - 20th  by pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Reads 114,538
  • WpVote
    Votes 21,353
  • WpPart
    Parts 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
HILAN by callmesaye
callmesaye
  • WpView
    Reads 356
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 6
به چیزی چنگ بزن هری. به موسیقی، به درخت‌ها و گل‌ها، به هنر، به من. به هرچیزی. فقط لطفا به چیزی چنگ بزن. تا اتصالی با زندگی داشته باشی. توی این ساحل پهلو بگیر تا بدونم وسط اقیانوس توی گردباد نیستی. من می‌تونم زخم‌هات رو ترمیم کنم ولی دردهات رو فقط خودت می‌تونی از خودت دور کنی، زیبای ‌رنج‌کشیده‌ی من. [لری] پ.ن:هیلان در زبان کردی یعنی آرامش
Angel [L.S] by stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    Reads 87,871
  • WpVote
    Votes 17,806
  • WpPart
    Parts 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021
It isn't a one-shot book! [L.S] by williamdrc
williamdrc
  • WpView
    Reads 2,659
  • WpVote
    Votes 232
  • WpPart
    Parts 4
این یه کتاب وان شات نیست!
•Fading• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 221,191
  • WpVote
    Votes 31,846
  • WpPart
    Parts 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°