من دوستشون دارم👌👍😁
50 stories
نگاهم کن | Look At ME by Noqreh
Noqreh
  • WpView
    Reads 95,159
  • WpVote
    Votes 21,285
  • WpPart
    Parts 49
Fiction (فصل اوّل-کامل شده) •Genre: هیجانی/معمایی • رمنس/کمدی • اسمات/درام •Couple: Chanbaek,Kaisoo,Hunhan,Vkook •Read on: mostly 3 days a week. •Nc +18🔞 🌈(فصل دوّم در حال آپ) ••Author: نُقره 💫 - Noqreh ••Start: 08.Jan.20 توجّه!توجّه! : این فیک کاپل اصلی و فرعی نداره.. داستانِ همه به طور مساوی روایت می‌شه.. چون نویسنده همه رو دوست داره! 😍 A summary of the Story: هر آدمی بالاخره یک نقطه‌ی زمانی از زندگیش، می‌ایسته و به پشت سر نگاه می‌کنه.. تا ببینه جایگاهی که الآن ایستاده، نتیجه‌ی کدوم یک از تصمیم‌گیری‌هاش بوده.. چهار دوست .. با چهار سرگذشت متفاوت الآن در اون نقطه ایستادن و به راهی که پشت سر گذاشتن، خیره شدن.. یکی نگاهش خشمگینه.. یکی بهت‌زده.. چشمهای یکی خیس از اشک.. و دیگری.. با سری خمیده به روی زانوهاش سقوط می‌کنه.. « چانیول، کافه‌ای در گوشه‌ای از شهر داره با مشتری‌های محلی و باحال.. امّا چی می‌شه اگه یک روز یک "مشتری خاص" واردِ کافه‌اش بشه؟.. کسی که تمام معادلاتِ زندگیِ خودش و اطرافیانش رو بهم بریزه! » " نگاهم کن" هیجانی/رمنس • فلاف/کمدی • اسمات/ هپی اندینگ چانبک - کایسو- هونهان - ویکوک کاری از " نُقره " .
What the Hell are you? by B_Moo0on
B_Moo0on
  • WpView
    Reads 55,068
  • WpVote
    Votes 11,913
  • WpPart
    Parts 60
کاپل اصلی:چانبک، بکسو، بکهان، ویکوک/کوکوی کاپل فرعی: سکرت(5 تا کاپل) ژانر فصل : اکشن، معمایی، جنایی،مافیایی، رمنس، فلاف، علمی_تخیلی، اسمات ... خلاصه: (فصل 1) دکتر بیون بکهیون، نابغه ی علم ژنتیک و مخترع بزرگ، برای اولین بار دستگاهی رو اختراع می کنه که می تونه از روی هر موجود زنده ای کپی کنه. اولین نمونه ی انسانی این آزمایش هم خودشه. حالا چی می شه وقتی که به جای بیون بکهیون، دو کپی دیگه به اسم های؛ بیون بک و بیون هیون هم وجود داشته باشن؟ سه بکهیون با شکل و ظاهری یکسان اما اخلاق هایی کاملا متفاوت!!!! (فصل2) : دکتر بیون بکهیون اون کسی نیست که همه فکر می کنن. تهیونگ این موضوع رو زمانی می فهمه که یه جعبه ی مشکوک به دست دکتر می رسه. حقایقی از گذشته بر ملا می شه و حال و آینده رو تحت تاثیر خودش قرار می ده. سرانجام دکتر بیون با دو قل دیگرش یکی بک و هیون به کجا قراره برسه؟
The Faults in Byun Baekhyun (Persian Ver.) by thefaultsinbbh
thefaultsinbbh
  • WpView
    Reads 49,665
  • WpVote
    Votes 5,614
  • WpPart
    Parts 17
چانيول و بكهيون تا سر حد مرگ از هم متنفرن. شروعِ سال تحصيلى جديد توى كالجه و چانيول خدا خدا ميكنه امسال رو به خير بگذرونه، و يجورايى هم تهِ دلش اميدواره بتونه به يه پسر خاص كه مدتِ زيادى روش كراش داشته، نزديك بشه. چيزى كه چانيول بيشتر از هرچيزى تو دنيا اميدواره اتفاق نيوفته اينه كه با بيون بكهيون لعنتى هم اتاقى بشه! هرچند، سناريو ها فريبنده از آب درميان و همه چيز اونطورى كه برنامه ريزى شده پيش نميره. چه اتفاقی میفته وقتی چانیول پشت در اتاقش، بیون بکهیون رو مست و تلوتلو خوران در حالیکه بوی عرق و سکس میده، پیدا میکنه؟
☃ωiитeя løøνe ☃ by real_dark
real_dark
  • WpView
    Reads 20,674
  • WpVote
    Votes 3,898
  • WpPart
    Parts 37
Fiction: Winter Love couple: چانبک 🔥کایسو ، سولی ، (هونهان) Genre: رومنس،انگست،کمی اسمات، انتقامی 🔞NC +18 Writer:Rahaˢᴴᴵᴹᴹᴱᴿ ☢در حال آپ Story is About : اینجا یک باره .... نظرت چیه برای گرم کردن🥵 میله ی وسط بار و بهت بدم که باهاش بازی کنی..😏 "تو ازم میخوای😳 ...داری ازم میخوای که جلوی یک عالمه دختر و پسر اس... #استریپ دنس برم؟؟عقلتو از دست دادی #عوضی؟" -جلوی اون همه پسر درسته؛ اووووه....مثل اینکه متوجه یک چیزی نشدی #کوچولو🍼 روی صورتم خم شد: اینجا یک #گی باره🧨 "تو رییس من نیستی👀" -درسته چون صاحبتم ...#صاحب کل وجودت🔞 تو چند پارت اول اتفاق خاصی نمیوفته و کم کم وارد موضوعات اصلی میشیم💙☔
Talk to me / با من حرف بزن by _Niki98_
_Niki98_
  • WpView
    Reads 334
  • WpVote
    Votes 99
  • WpPart
    Parts 6
بکهیون به خاطر فوت پدربزرگش بعد ۷ سال برگشته کره. جایی که بهش تعلق داره و نداره. یه سفر برای کشف خاطرات گمشده. 🎢⏳✒️ ژانر : درام روانشناسی روزمره رمانتیک کاپل : چانبک تمام چیزی که می دونم اینه که روز تولدم ۶ می ۲۰۱۴ سر زنگ ورزش خودمو پرت کردم سمت پنجره کلاس خالیمون و از طبقه دوم ساختمون مدرسه تو حیاط سقوط کردم. طبق چیزی که جونمیون برام تعریف کرده و مقاله ها نوشتن من به خاطر افسردگی خودکشی کرده بودم. تا قبل سال آخر جزو۳ نفر برتر مدرسه بودم اما سال اخر تو همه ی آزمونا به طرز عجیبی آخر می شدم انگار که همه جوابا رو از قصد غلط میزدم. جونمیون می گفت علت اصلی این کارام تنهایی و تحمل فشار زیاد درسا و مشکلات مربوط رسوایی مامان بوده. اما چیزای مبهم‌ زیادی آزارم میده. اگه من می خواستم خودمو بکشم چرا از طبقه دوم خودمو پرت کردم پایین؟ چرا باید خودمو پرت کنم سمت یه پنجره بسته وقتی راحت میشد از پشت بوم پرید؟ چرا آزمونها رو صد درصد غلط میزدم یا چرا روز تولدمو انتخاب کردم که خودمو خلاص کنم؟
𝕄𝕐 𝕎𝕆ℝ𝕃𝔻✨ by Wiiisteria
Wiiisteria
  • WpView
    Reads 30,534
  • WpVote
    Votes 7,708
  • WpPart
    Parts 28
چانیول هرگز فکر نمیکرد که موجودات خیالی ای که معمولا تو گوشی سهون باهاشون ملاقات میکرد واقعی باشن. چه برسه به اینکه یکیشون رو بخواد تو خونش نگه داره. اونم نه هر موجودی رو؛ یه فرشته که از بخت بدش بالهاش سیاهه و کل فرشته ها طردش کردن! ✨🧚‍♂️ 🌎✨🌎✨🌎✨🌎✨🌎✨🌎✨🌎 کاپل های اصلی : چانبک، هونهان🌻💛 کاپل های فرعی : کایسو، سکرت💕😈 ژانر : فانتزی، رومنس، کمدی✨ به قلم : 🌸Wisteria Started at : 4/5/2020 Finish : _
🦋Luminous Silk Cocoon🦋 by Sally_NixLight
Sally_NixLight
  • WpView
    Reads 6,389
  • WpVote
    Votes 1,728
  • WpPart
    Parts 11
。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆.✫*゚・゚。.★.*。・゚✫*. بیون بکهیون دانشجوی آروم دانشکده بود که از نظر خودش به یک مشکل خیلی بزرگ دچار بود. و اون هم چیزی نبود جز 'خجالتی' بودنش! بکهیون کل زندگیش رو به خاطر این مشکل از دست رفته می‌دید و هرگز نمی‌تونست ارتباط خوبی با بقیه‌ی آدما داشته باشه... اما چی می‌شد اگر دست سرنوشت اون رو به وسیله‌ی گربه‌اش، با پسری قد بلند و اجتماعی به اسم پارک چانیول آشنا کنه! و بکهیون خجالتی شیفته‌ی اخلاق و رفتارای اون پسر بشه و دوست داشته باشه که مدام کنار اون پسر بشه و بتونه مثل اون رفتار کنه؟!🍒☁️ ▪︎ژانر: فلاف، رمنس، زندگی روزمره، اسمات ▪︎کاپل: چانبک، سکای (فرعی) ▪︎نویسنده: Sally_NixLight ✍🏻 。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆.✫*゚・゚。.★.*。・゚✫*.
○I fell in love with my brother○chanbaek~sekai by FiFi_exts
FiFi_exts
  • WpView
    Reads 4,486
  • WpVote
    Votes 931
  • WpPart
    Parts 9
کاپل :چانبک، سکای ژانر :!؟ سکای: سهون از گوشه اتاق توپ رو برداشت و گفت /باشه بیاین با توپ بازی کنیم توپ رو به سمت کای پرتاب کرد و از اونجایی که توپ خیلی سِفت و سنگین بود به سر جونگین خورد و جونگین چند قدم تلو تلو خورد روی زمین افتاد و بی صدا اشکهاش جاری شد چانبک: مادرش روی زمین نشست و بچه لایه پتو رو به سمت چانیول گرفت &دوست داری اسمشو چی بزاریم یولی چانیول یه نگاهی به مادرش یه نگاه به بچه انداخت و بعد از کمی فکر کردن گفت _مامی میشه اسمشو بزاریم بکهیون