Read ✔
51 قصة
Just friendship | Completed بقلم jina_jina
jina_jina
  • WpView
    مقروء 58,221
  • WpVote
    صوت 8,378
  • WpPart
    فصول 23
اینجور نبود که از قبل نقشه کشیده باشم. فقط اتفاق افتاد وحالا من نمیدونم چجوری باید این وضعیت رو کنترل کنم. خب شاید من آدم خوش گذرونی باشم اما... اما این باعث نمیشه بخوام با اون اینکارو کنم... کسی که تقریبا منو بزرگ کرده. باید جبرانش کنم هرجور شده، حتی اگه قلبم هزاران تیکه بشه... همه چیز از حدود یک ماه پیش شروع شد، یک روز خیلی خیلی عادی مثل روزهای دیگه... و کی فکرشو می‌کرد همچین اتفاقی قراره بیوفته... کاپل:تهجین ژانر:درام/اسمات
Waves of Running Feelings  بقلم Purplesora
Purplesora
  • WpView
    مقروء 4,451
  • WpVote
    صوت 817
  • WpPart
    فصول 6
ترجمه شده/ کامل شده اینطوری که معلوم شد، نامجون با اینکه هوسوک پسر‌ها رو ببوسه مشکلی نداره، البته اگه اون شخص که هوسوک میبوستش نامجون باشه‌. مینی فیک کاپل اصلی: نامسوک کاپل فرعی: یونمین ژانر: زندگی روزمره، رمنس، کمدی، مایلد اسمات
Little One بقلم iamnotshadi
iamnotshadi
  • WpView
    مقروء 70,004
  • WpVote
    صوت 10,143
  • WpPart
    فصول 28
دو تا آیس امریکانو با یه بستنی توت فرنگی... ^^ یعنی قرار اون کوچولو با چشمای بزرگ عسلیش هر روز به من خیره بشه و تا عمق وجودم سر بکشه؟ A Sope fanfiction Written by VIO Book 1 of The One series [Highest ranking so far] #1 in iran #1 in btsfanfic #1 in cute #2 in fluff #2 in sope #3 in suga #3 in jhope #4 in bangtan
+13 أكثر
I'M GUILTY || SOPE بقلم UniqueBeat
UniqueBeat
  • WpView
    مقروء 65,483
  • WpVote
    صوت 9,551
  • WpPart
    فصول 24
بیاید سفر کنیم به خاطرات جانگ هوسوک ، پسر ۱۷ ساله‌ای که گناهکار بود!
+12 أكثر
Ecstasy (kookV) بقلم NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    مقروء 181,126
  • WpVote
    صوت 20,641
  • WpPart
    فصول 20
[ پرستار کیم، فارغ‌التحصیل شده بهترین دانشگاه آمریکا شروع به مراقبت از پسری ویلچر نشین کرد که نه تنها کم حرف و پررو بود بلکه احترام کوچیک‌تر بزرگتری‌هم سرش نمی‌شد! ] "رومنس، فلاف، اسمات." کاپل: کوکوی. تمام شده.
After we fell (Taekook AU) بقلم savagev99
savagev99
  • WpView
    مقروء 97,860
  • WpVote
    صوت 13,686
  • WpPart
    فصول 26
من به یاد نمیاوردم قبل از دیدنت دقیقا کی بودم ، سرگرمی هام چی بود و چه چیزهایی قلبم رو به تپش مینداختن ولی بعد از اینکه عاشقت شدم فهمیدم تمام زندگیم رو به تو گره زده بودم، خواب شب و غذا خوردن و نفس کشیدنم رو باهات هماهنگ کرده بودم و تغییرات همیشه وحشت زده‌م میکردن ، اگر منو به یاد میاری ،باید بهت بگم تو تغییرم دادی .... *فصل دو بیفور*
Moonchild ~|| Sope, Namjin Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  بقلم _bunisa
_bunisa
  • WpView
    مقروء 46,453
  • WpVote
    صوت 7,565
  • WpPart
    فصول 31
هوسوک پرستار حیواناتِ خونگیه. اون زمان زیادی رو توی خونه ی غریبه ها میگذرونه، با گربه ها بازی میکنه و برای دوست داشتنی ترین انسانِ گربه‌نما، رپرِ بزرگ اگوست‌دی فن بویی میکنه. صفحه ی مسیح های یونگی دفترِ خاطراتِ امنِ هوسوکه، یا حداقل فکر میکنه که هست، تا اینکه پیام هاش توسط رپر خونده میشه. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فرزند ماه 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ، نامجین 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: فلاف، اسمات، عاشقانه 𖦹Cover by: @uglyndepressed - Gazelle [00.11.06] 🥈 In #Soft
Carrot & Mint بقلم MintSofi
MintSofi
  • WpView
    مقروء 147,894
  • WpVote
    صوت 16,942
  • WpPart
    فصول 168
《تا حالا فکر میکردم اون زیباترین لبخند ها رو داره اما امروز متوجه شدم علاوه بر اون، زیباترین صدای جهان رو هم از آنِ خودش کرده!》 _______________________________________________________ پارت های کوتاه Genre : School life- fluff-Homosexuals romance Couple : Yoonmin _ Vkook Writer : Filosofia _______________________________________________________ Start : 2022 / 01 / 31 Finish : 2022 / 02 / 22 ^امیدوارم لبخند رو به لب های قشنگتون هدیه بده^
the story of two losers بقلم f_skndri
f_skndri
  • WpView
    مقروء 40,054
  • WpVote
    صوت 8,737
  • WpPart
    فصول 35
داستانِ دُو بازَندِه "تکمیل شده" _____________________ روزی روزگاری... دو بازنده ی زخمی مقابل هم زانو زدن. و داستان شروع شد... _____________________ ژانر: روزمره، رومنس، یه کوچولو خشن، طنز؟ کاپل: سُپ شروع آپ: سیزدهم اکتبر 2021 پایان آپ: سیزدهم جولای 2022
+7 أكثر
Before we met (Taekook AU) بقلم savagev99
savagev99
  • WpView
    مقروء 249,960
  • WpVote
    صوت 30,042
  • WpPart
    فصول 48
فن فیکشن کوک‌وی/ویکوک . . . _قبل از اینکه منو ببینی کی بودی ؟ تهیونگ سرش رو بالا اورد و به جانگکوک نگاه ناباوری انداخت ، اون حق نداشت از قبلا حرف بزنه . _تو نمیتونی... نمیتونی همینجوری بیای و بری و بخوای من همون ادم قبلی باشم عوضی . تهیونگ ضربه ی محکمی به شونه ی جانگکوک زد، توقع داشت مثل همیشه پسر کوچیک بخنده و بگه شوخی کرده ولی نگاه جانگکوک که روی زمین قفل شده بود بهش میگفت این جدیه و مثل چیزی که از قبل براشون واضح بود داشت اتفاق میوفتاد ...