Read ✔
59 stories
~Commercial marriage ~ by mahiwriter
mahiwriter
  • WpView
    Reads 384,820
  • WpVote
    Votes 69,780
  • WpPart
    Parts 76
NAME:Commercial marriage [ full part ] COUPLE: kookmin Genre:Romance_Omegavers_angest ازدواج تجاری داستان یک امگا و یک آلفا که هیچ شباهت و تفاهمی با هم ندارد و خانواده های که معتقدن ازدواج یک نوع تجارته ❎فیک و میخوام کلیشه ای جلو ببرم ولی ارزش خوندن داره ❎انتظار اسمات تو هر پارت نداشته باشید تعداد اسمات هاش خیلی کمی اگه به خاطر اسمات فیک میخونید باید بگم شرمندتونم ☺
The Real Me [kookv]  by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 1,149,557
  • WpVote
    Votes 154,351
  • WpPart
    Parts 85
- نمی‌تونم مثل قبل بغلت کنم. - نبایدم بتونی. من ماسکم رو جلوت زمین انداختم. ~~~ - بودنت اعتیادیه که دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت ترکش کنم؛ مثل اعتیاد تو به لیمو. ~~~ ژانر: رمنس، درام، اسمات، روزمره - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
Sweet Marriage (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 111,320
  • WpVote
    Votes 13,003
  • WpPart
    Parts 11
←⁩ ازدواج شیرین تمام‌شده. ✔️ وقتی مادر تهیونگ بهش گفت که «باید» با اون پسر ازدواج کنه، فکر می‌کرد دیگه بی‌چاره شده و باید باقی شب‌های زندگیش رو با گریه و آغوش‌های اجباری سر روی بالشت بذاره؛ اما ازدواجش و «همسرش» اصلاً طبق تصوراتش نبودن! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، کمدی، ازدواج اجباری، فلاف، اس.مات، درام
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 482,509
  • WpVote
    Votes 41,343
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Singer by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 298,266
  • WpVote
    Votes 45,147
  • WpPart
    Parts 48
پارک جیمین به عنوان یه فن بوی به آیدولش جئون جونگ کوک پیام میده.
Silk Skin Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 116,349
  • WpVote
    Votes 13,878
  • WpPart
    Parts 14
پسرعموی ناتنی تهیونگ به‌عنوان یه انیگما برای قشر امگاها بی‌خطر بود؛ چون میل‌ و کشش انیگماها فقط به دسته‌ی آلفا بود. به همین دلیل توی دو ماهی که والدین امگا به سفر کاری می‌رفتن، اون مرد قرار بود ازش مراقبت کنه؛ اما هر شب پارتی‌گرفتن، مصرف دراگ و خوابیدن با آلفاهای مختلف اصلاً شبیه به مراقبت نبود. ‌ ژانر: امگاورس، روزمره، ای‌یو، کمدی، اسمات، ایج گپ.
Silk Dress KookV by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 271,602
  • WpVote
    Votes 28,455
  • WpPart
    Parts 21
‌قرار گذاشتن با انیگمایی که با سوراخ نصف آلفاهای سئول خاطره داشت، موضوع قابل‌پذیرشی برای امگای هجده ساله نبود؛ اما تهیونگ نمی‌تونست درخواست همسایه‌ی مهربونش رو مبنابر بر آشنایی با پسرش رد کنه، پس قبول کرد تا با اون مرد قرار بذاره و حتی روحش هم خبر نداشت که این یک قرار، به مراتب بیشتر و بیشتر و درنهایت باعث ایجاد شرط‌بندی‌ای می‌شه که هر دو رو وارد بازیِ جدیدی از احساسات می‌کنه. ژانر: امگاورس، رومنس، برشی از زندگی، اسمات کاپل: کوکوی ‌
Bed Partner Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 111,536
  • WpVote
    Votes 12,623
  • WpPart
    Parts 13
موضوعی که مثل روز روشن بود، کراش‌داشتن کیم تهیونگ -پروفسور متشخص و معروف دانشگاه- روی جئون جونگ‌کوک دانشجوی سربه‌زیر و درس‌خون ترم دومی بود؛ این حس تا جایی پیش رفته بود که تهیونگ هر کاری انجام می‌داد تا اون پسر رو به تختش بکشونه! هر کاری! ژانر: کمدی، کالج‌لایف، اسمات، رومنس کاپل: کوکوی آپ: جمعه‌ها
Just friendship | Completed by jina_jina
jina_jina
  • WpView
    Reads 59,560
  • WpVote
    Votes 8,482
  • WpPart
    Parts 23
اینجور نبود که از قبل نقشه کشیده باشم. فقط اتفاق افتاد وحالا من نمیدونم چجوری باید این وضعیت رو کنترل کنم. خب شاید من آدم خوش گذرونی باشم اما... اما این باعث نمیشه بخوام با اون اینکارو کنم... کسی که تقریبا منو بزرگ کرده. باید جبرانش کنم هرجور شده، حتی اگه قلبم هزاران تیکه بشه... همه چیز از حدود یک ماه پیش شروع شد، یک روز خیلی خیلی عادی مثل روزهای دیگه... و کی فکرشو می‌کرد همچین اتفاقی قراره بیوفته... کاپل:تهجین ژانر:درام/اسمات
Waves of Running Feelings  by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 4,692
  • WpVote
    Votes 833
  • WpPart
    Parts 6
ترجمه شده/ کامل شده اینطوری که معلوم شد، نامجون با اینکه هوسوک پسر‌ها رو ببوسه مشکلی نداره، البته اگه اون شخص که هوسوک میبوستش نامجون باشه‌. مینی فیک کاپل اصلی: نامسوک کاپل فرعی: یونمین ژانر: زندگی روزمره، رمنس، کمدی، مایلد اسمات