𝓛𝓸𝓫𝓻𝓪𝓻𝔂
151 stories
YOU BELONG TO ME |  VK  by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 119,398
  • WpVote
    Votes 12,471
  • WpPart
    Parts 23
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که دلش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌ هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «مشکلی نیست، منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵. Start: 1404/09/29 END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 238,151
  • WpVote
    Votes 24,195
  • WpPart
    Parts 46
•𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱• [مـدار 38 درجــه] تاریکی و خون تمام دنیای من بود! یک سایه از اشتباهاتم حتی نمی‌ذاشت نفس بکشم تا وقتی که تو... تو پاتو توی زندگیم گذاشتی جونگکوک! تو من رو درهم شکستی، بهم بگو کی بهت اجازه داد من رو عاشق کنی سربازِ اعزامی از یگان ضربتی؟ 𓂃ᬉ🪖 نمی‌تونست اشک‌هاش رو کنترل کنه. دست زخمی ولی هنوز زیبای فرمانده‌اش رو بالا آورد و چشم‌هاش رو بست. روی زخمش رو بوسید و بدون توجه به چشم‌های گرد شدۀ مرد، بوسه‌هاش رو تا بازوی عضلانیش ادامه داد و جای باند پیچی شدۀ گلوله رو روی سینۀ برهنۀ مرد بوسید! هنوزم گریه می‌کرد. +اگه از دستتون می‌دادم... می‌مردم فرمانده... لب زد و چشم‌های خیس و نگرانش رو باز کرد و به چشم‌های فرمانده کیم داد... وقتی سکوت مرد رو دید با همون بغض خندید و دستش رو زیر بینیش کشید. +به چی این‌طوری خیره شدین فرمانده؟ -می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونی گستاخانه پیش بری! +واقعا؟ واقعا می‌خواین بدونین؟ 𓂃ᬉ🪖 ミ𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ミ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ミ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐖𝐚𝐫, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ミ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨
Lutan | Vkook by Mary_hoope
Mary_hoope
  • WpView
    Reads 18,538
  • WpVote
    Votes 1,533
  • WpPart
    Parts 38
جونگکو هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت تهیونگ شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  by taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    Reads 116,746
  • WpVote
    Votes 12,629
  • WpPart
    Parts 32
❀ تو بوی بهار میدی ❀ 💢فول شده💢 کاپل = تهکوک/ نامجین/سپ ژانر =امگاورس،فلاف، کمدی،اسمات،روزمره نویسنده=نیلماه ✨️داستان از اونجایی شروع میشه که جونگکوک مغازه ی گل فروشی خودش و باز می‌کنه و برگه ی جدیدی توی دفتر زندگیش ورق میخوره +اما این خیلی بیشتر از پنجاه هزاروونه تهیونگ چشمای خمارش از لبخندی که زد خط شد و سرشو اروم تکون داد و گفت ~ نفرمایید شما با اینکه تایم کاریتون تموم شده بود بخاطر درخواست من با وجود خستگیتون ایستادین و برای من دسته گل درست کردین قابلتون هم نداره جونگکوک از جنتلمن بودن مرد حیرت زده شده بود و ته دلش قیلی ویلی میرفت تو دلش آروم گفت کوفت جفتت شی به حق الهه ی ماه چقدر خاصی آخه مرد ❗️این فیکشن کاملا روزمره است و ساده خیلی دراما نداره و صرفا برای حال خوب کردن شما چنل= @taekookwattpad2025
「  ALPHA  」  by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 29,093
  • WpVote
    Votes 2,535
  • WpPart
    Parts 20
گاهی وقت‌ها، تنها راه برای زنده موندن اینه که بمیری! 🥀 داستان «آلفا» روایت مردیه که برای نجات عشقش، از اسم، اعتبار و تمامِ زندگیش گذشت. فرمانده‌ای که جلوی چشم همه دفن شد، تا بتونه یه جای دیگه، با یه اسم دیگه، فقط یک بار «زندگی» کنه... کاپل : تهکوک - یونمین ژانر : نظامی - اکشن - عاشقانه - اسمات
QUERENCIA || VK by BooraJk1
BooraJk1
  • WpView
    Reads 7,740
  • WpVote
    Votes 806
  • WpPart
    Parts 57
باغچه‌ای سرشار از رزهایی خشک‌شده؛ با مردی در تمنای دوباره نفس‌کشیدن عطر رز! _کرنسیا درواقع همون آغوش‌های منتظر و بی‌صاحب‌مونده، بودن. _آغوش کرنسیای تو هیچ‌وقت بی‌صاحب نمی‌مونه. قول میدم. _تو هیچ‌وقت سر قول‌هات نمی‌مونی. جئون جونگ‌کوک معصومی که برای بی‌رحم‌شدن شکنجه می‌شد، فکرش رو نمی‌کرد که تهیونگ، اون پسر سرخدمتکار عمارت که همیشه ناجی زخم‌هاش بود درست توی اوج درد، ترکش کنه! "راه نجات از جایی شروع می‌شه که باور می‌کنی ناجی مرده؛ اما باور من از مکان امنم، هنوز هم آغوش تو بود." و حالا بعد از پنج سال کیم تهیونگ با شروع قتل‌های زنجیره‌ای عجیبی، به‌عنوان کاراگاه به کره برمی‌گرده اما با یک جونگ‌کوک متفاوت مواجه می‌شه! جونگ‌کوکی که قلبش رو از سینه بیرون کشیده بود و دیگه علاقه‌ای به رنگ‌ها نداشت. _حتی می‌تونم قسم بخورم برات... _ادامه نده، بسه... _به چشم‌هات، به رنگ‌هات، به روح زخمیت قسم می‌خورم باید می‌رفتم تا نبینی خرد شدنمو، جونگ‌کوک. اما رازهای نهفته بین‌ پیچ‌وخم دیوار گذشته، فراتر از چیزی بود که تصور می‌شد. _اگه من ماه باشم، پس تو چی میشی؟ _تماشاچی تو! ┆Name: Querencia | کِـرِنسـیا ┆Couple: Vkook, Secret ┆Gener: Romance, Angst, Smut, Action, Criminal ┆Up: هر روز تا وقتی به پارت‌های آپ‌شده در تلگرام برسه
+4 more
𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐌𝐚𝐬𝐤彡 by vk7rose
vk7rose
  • WpView
    Reads 20,950
  • WpVote
    Votes 1,810
  • WpPart
    Parts 35
°•⧉ BEHIND THE MASK | پشتِ‌نقاب ⧉•° ᯏ Coming soon ༢. ↜جئون‌جونگکوک، مأمور مخفی‌ای که گذشته‌اش رو به فراموشی سپرده حالا بعد از چندین سال بعنوان بادیگارد؛ وارد دنیای تاریک ویکتور می‌شه.. مردی با راز‌های تاریک، که نه تنها کشورها، بلکه زندگی‌ها رو زیر و رو می‌کنه. حالا، تو این بازی مرگبار، هیچ‌کسی از جهنم ویکتور فرار نخواهد کرد... ╾┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈╼ ـــ تو به چه قیمتی از من محافظت می‌کنی؟ + به همون قیمتی که حاضری برای اعتمادِ به من، بپردازی. + اگر یک روز بمیرم... بوی تو رو میدم؟ ـــ تو هیچ‌وقت نمی‌میری؛.. لااقل برای من. ╾┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈╼ 𑂭 Name: Behind the Mask 𑂭 Couple: Vkook | Namjin | Yoonmin 𑂭 Genre: Action | Drama | Smut | My stery 𑂭 Writer: ROSE RIEGROW ╾┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈╼ ꪻ #Fiction ᥍ #ComingSoon ᥍ #BehindTheMask ┈┈┈┈┈•❖•┈┈┈┈┈ •⋞ Vk7rose ≽•
𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘄𝗶𝗻𝘀 | 𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸 by atrisaa
atrisaa
  • WpView
    Reads 84,413
  • WpVote
    Votes 5,993
  • WpPart
    Parts 29
رئیس‌جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی می‌گیره! این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستانش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³
He Is My Boyfriend ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 2,294,551
  • WpVote
    Votes 253,491
  • WpPart
    Parts 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع ||vkook by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 22,207
  • WpVote
    Votes 2,730
  • WpPart
    Parts 25
-دیگه هیچوقت اجازه نمیدم که کسی حتی یه تارِ مویِ سرت رو کم کنه. حتی اگه مجبور باشم، کلِ این شهر رو به خاطرِ تو، با خاک یکسان کنم. جونگ‌کوک، انیگمای مافیایی که پدرخوانده‌ی سئوله، فکر می‌کرد یه دستیار مورد اعتماد پیدا کرده. کیم تهیونگ که خودش رو «بتا» معرفی کرده بود... ولی جونگ‌کوک یهویی متوجه رایحه‌ی عجیب و قدرت بالای این دستیار ساده می‌شه. اگه تهیونگ بتاست، پس چرا جونگ‌کوک هر شب بوی خون حس میکنه؟ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧