Unforgettables
31 stories
SwanFire de erodawoods
erodawoods
  • WpView
    Leituras 1,531
  • WpVote
    Votos 243
  • WpPart
    Capítulos 9
تمام تار و پودم به تو وصل بود، پینه شده بر زخم‌های قدیمی‌ات... هنوز هم هست. کیلومترها فاصله داری، اما حس می‌کنم ناخوش‌احوالی. آن‌قدر بد قلبم را شکستی که صدایش به گوش دنیا رسید، آسمان گریست، خورشید و ماه از درد من پنهان شدند. راستش را بگو... بابت این دوری ناراحتی؟ یا فقط منم که هنوز در این ویرانی مانده‌ام؟ نفسِ ریه‌های آلوده‌ام، خودت رفتی، رها کردی... یادت هست؟ می‌گفتی از رفتن می‌ترسی، اما رفتی... فرار کردی... از منی که برایت مُردم. کاش مرده بودم، ولی این کابوس... کابوس رفتن تو بخاطر هیچ، واقعی نمی‌شد.
Look at me [L.S] de barry__s
barry__s
  • WpView
    Leituras 187,821
  • WpVote
    Votos 34,975
  • WpPart
    Capítulos 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
Requiem for a smile [L.S] de Myname1323
Myname1323
  • WpView
    Leituras 2,158
  • WpVote
    Votos 382
  • WpPart
    Capítulos 35
به من از دور نگاه کن؛ من از نزدیک شکسته‌م. . . هری فکر می‌کنه دنیا خیلی بی معنیه، اون فکر می‌کنه لبخند ها هم پوچن؛ و لویی برای هری یک مرثیه برای شکوفه ی لبخنده.
+mais 11
Liberte noire - 20th  de pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Leituras 114,864
  • WpVote
    Votos 21,353
  • WpPart
    Capítulos 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
JANUARY [L.S] de darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Leituras 24,710
  • WpVote
    Votos 4,332
  • WpPart
    Capítulos 12
✔Completed کامل شده --- چیزی که هری رو خشمگین می کنه ، مردم نیستن. اون قبر نیست. خودشه. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، تجاوز و فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها آگوست-دسامبر ۲۰۲۰
Drowning In Your Breath de louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Leituras 175,130
  • WpVote
    Votos 30,212
  • WpPart
    Capítulos 52
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند می‌زنم که هنوز در آغوش می‌گیرم که هنوز وقتی یادت می‌افتم ناخودآگاه دستم می‌رود سمت شماره‌ات می‌نویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچ‌وقت جوابی نرسد شاید امیدوار هستم که هنوز لباس‌هایم نقش گل‌های داوودی دارند که هنوز نزدیک بهار مغازه‌ها را در پی نرگس‌ها می‌گردم تا خانه عطر تو را دهد که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد می‌برم شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت می‌افتم.
Leica de BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Leituras 64,769
  • WpVote
    Votos 12,260
  • WpPart
    Capítulos 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
Irresistible [L.S] *Completed* de darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    Leituras 34,539
  • WpVote
    Votos 6,622
  • WpPart
    Capítulos 37
چون تو برای من خواستنی، ممنوع، و هر چیزی بین این دو مفهومی. و من به سادگی نمیتونم مقاومت کنم...
Somebody to love | persian translate de ycsmlms_wtp
ycsmlms_wtp
  • WpView
    Leituras 246,973
  • WpVote
    Votos 30,993
  • WpPart
    Capítulos 48
|تکمیل شده| دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
"مولانا" de hanaghorbani
hanaghorbani
  • WpView
    Leituras 9,847
  • WpVote
    Votos 1,360
  • WpPart
    Capítulos 34
از سوز غم تو آتش می‌طلبم وز خاک در تو مفرشی می‌طلبم از ناخوشی خویش به جان آمده‌ام از حضرت تو وقت خوشی می‌طلبم "مولانا"