[COMPLETED]
#1 at #ziammayne
"همه چیز تو یک لحظه متوقف شد ، لحظه ای که اون باید
تصمیم میگرفت فراموشش کنه یا نه "
"غریبه های عزیز فراموش نشدنی
HIGHEST RANK : #1 in #ziammayne
30June2017
- - - - - -
[COMPLETED]
[ZIAM AU]
[COVER BY -Hxllia]
[COMPLETED]
*لیام من میترسم...
تو عاشق کدومشونی؟
اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟
یا...
اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟
+اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟
-سه ماه!
یه پک به رول ویدش زد
+از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟
-نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری!
+ما؟
-آره دیگه دوست دخترم حامله است!!
#1 in fanfiction
---------
Start : 28 jan 2018
Compelet: 19 july 2018
[completed ]
از اونجایی شروع شد که پسر شیطون دانشگاه عاشق یه پسر آرو م با جذبه میشه و این پسر شیطون هر کاری واسه جلب توجه پسر آروم با جذبه دانشگاه میکنه اما کی گفته داستان عشقشون بدون غم ناراحتییه؟؟؟؟.
بر اساس یه داستان واقعی با تغییر شخصیت های داستان. ❌