♡☕︎࿐𖧹•
Истории 3
 This Man Is Dead(L.S) на larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Прочтений 90,293
  • WpVote
    Голосов 11,982
  • WpPart
    Частей 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
دوپنجره на ishouka
ishouka
  • WpView
    Прочтений 14,597
  • WpVote
    Голосов 3,296
  • WpPart
    Частей 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Louten~[L.S] на larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Прочтений 78,338
  • WpVote
    Голосов 17,920
  • WpPart
    Частей 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.