𝓩𝓲𝓾𝓶💛❤️🌈
74 stories
fucking Art [z.m/l.s] von imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    GELESEN 470,868
  • WpVote
    Stimmen 41,472
  • WpPart
    Teile 60
welcome clowns bdsm zouis top
NIAZ. von blueloubear
blueloubear
  • WpView
    GELESEN 10,167
  • WpVote
    Stimmen 2,559
  • WpPart
    Teile 16
من آدم نگاه کردنم؛ آدم‌ داشتن نبودم هیچوقت.
Swan Lake [Z.M] [L.S] von little_darkblue
little_darkblue
  • WpView
    GELESEN 2,260
  • WpVote
    Stimmen 496
  • WpPart
    Teile 19
عشق با انگشت های کشیده پیانو می نواخت و ما در رقص بودیم،رقصی به نام زندگی.
Baby Boy [Ziam] von Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    GELESEN 202,478
  • WpVote
    Stimmen 28,083
  • WpPart
    Teile 54
" تو خیلی زیبایی، بیبی بوی. " | Ziam Mayne Fan-Fiction 2020 | Zayn Top | Completed
The pain[Z.M] von peacelovergirl
peacelovergirl
  • WpView
    GELESEN 1,906
  • WpVote
    Stimmen 297
  • WpPart
    Teile 13
اصلا نمی‌دونم اسمش رو درد هم می‌شه گفت یا نه؟ با یه سر درد ساده شروع شد ولی الان هیچ دکتری به جز... به جز اون کاری ازش بر نمی‌آد...
Midnight With Him" [Ziam] von red_yas
red_yas
  • WpView
    GELESEN 16,998
  • WpVote
    Stimmen 3,338
  • WpPart
    Teile 43
درحال آپ "🌿☁️ "نشسته روی تک صندلی انتهای دنیا مغموم و پریشان ، رها شده بودم از بین تمام آدم های دنیا از بین تمام رهگذر های بی خبر از سکوت های آغشته به فریادم ، تو صدایم را شنیدی ... تو دستم را گرفتی مرا از تمام کوه ها بالا کشیدی هنگامی که تمام طناب ها پوسیده بودند بار ها به این فکر کردم زندگی ارزش این همه درد را دارد؟ و بعد کسی کنار گوشم گوشم زمزمه کرد اعتراف کن! تو صد ها بار زندگی میکردی هزاران بار همین راه را میرفتی و میلیون ها بار او را پیدا میکردی و دوباره عاشق میشدی...."
Anne von BHr_1D
BHr_1D
  • WpView
    GELESEN 21,441
  • WpVote
    Stimmen 3,649
  • WpPart
    Teile 31
زین دست مرد رو توی دستش فشرد "خواهش میکنم آقای؟ +پین هستم، لیام پین پدر آنه _آقای پین، دختر شیرینی دارید! دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد [کامل شده]
Please Don't Eat Me [Ziam Mayne Version - Completed] von lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    GELESEN 10,456
  • WpVote
    Stimmen 1,867
  • WpPart
    Teile 7
موش کوچولو فکر می‌کرد مار شیطانی همسایه بالاخره می‌خورتش و شب و روزش از ترس یکی شده بود. آخر سر هم یه لقمه‌ی چپش کرد ولی نه اون مدلی که فکرش رو می‌کرد. مترجم: -Liammalik-
son of the Dawn [Z.M] [L.S] von that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    GELESEN 9,940
  • WpVote
    Stimmen 2,282
  • WpPart
    Teile 26
《تو پسر سپیده‌دم هستی.نیمه آدمیزاد و نیمه اژدها.کسی که خدایان کهن و بر حق رو از زندانشون آزاد میکنه و نژاد آدمیزاد رو به خفتی که لایقشه میرسونه.》 زین به عنوان پیشکار ملکه وارد دربار میشه.جایی که لرد لیام پین،عموی پادشاه، از خیره شدن بهش ابایی نداره و اتفاقات شومی در شرف وقوعه.زین رازی داره که نباید فاش بشه؛رازی که اونو از بقیه آدمیزادها جدا میکنه.