Brei18_DHLover's Reading List
11 story
princess- "persian translation" ni Nmayne
Nmayne
  • WpView
    MGA BUMASA 22,092
  • WpVote
    Mga Boto 2,837
  • WpPart
    Mga Parte 21
-زین کنار گوشم زمزمه کرد:"ولی نگران نباش پرنسس، من هیچوقت تنهات نمیذارم. چون نابود کردن زندگیت زیادی برام سرگرم کننده‌ست." صداش تاریک و پر از نفرت بود‌...
My Princess [ZIAM] ni moonbyksj
moonbyksj
  • WpView
    MGA BUMASA 78,561
  • WpVote
    Mga Boto 9,007
  • WpPart
    Mga Parte 29
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ "تو پرنسس منی،لیام" ‌ ‌ ‌ ‌[persian translation]
My weakness {Z.M}  ni zahra_284
zahra_284
  • WpView
    MGA BUMASA 53,940
  • WpVote
    Mga Boto 6,368
  • WpPart
    Mga Parte 46
-کاش میشد ازت بگذرم! +نمیتونی...نمیتونم! -چرا؟ +چون ما نقطه ضعف همیم! . . . ....ولی تو نقطه قوت منم هستی! Ziam💛❤
𝙒𝙍𝙀𝘾𝙆𝙀𝘿 | 𝙇.𝙎 ni thesamina28
thesamina28
  • WpView
    MGA BUMASA 159,899
  • WpVote
    Mga Boto 20,119
  • WpPart
    Mga Parte 82
_ولی من لایق خداحافظی بهتری بودم. +هیچکس خداحافظی نمیکنه مگر اینکه دوباره بخواد ببینتت ، بدون خداحافظی رفتم چون دیگه هیچوقت نمیخواستم تا آخر عمرم ببینمت. 🎀[درحال ادیت]🎀 زمان اپ : هروقت به شرط برسه. حاوی اسمات🔞 هپی اند🔥 نویسنده:سامینا🫀
Blue memories [l.s_z.m] ni rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    MGA BUMASA 28,408
  • WpVote
    Mga Boto 2,821
  • WpPart
    Mga Parte 16
داستان لرريه و زيام هم داره هری- لویی بهم نگاه کن لویی نمیخواست تو چشمای مرد روبروش نگاه کنه و تقره ميرفت.. - گفتم نگام کن. لویی با اکراه سرشو بالا اورد و تو چشمای سبز مرد مقابلش زل زد چشماش پر التماس بود. - لو نمیتونی انکارو با من بکنی. نه وقتی که انقد میخوامت.یکم بیشتر راجبش فک کن. اشتباه میکنی... - من تصمیمو گرفتم. متاسفم پسر سعی کرد خودشو از مرد جدا کنه. - یعنی نمیخوای هیچ شانسی بهم بدی؟ این حرف اخرته؟ - اره هری... چرا نمیفهمی... هری بادیدن قیافه بی احساس لویی چیزی تو وجودش شکست ، اون پسر نميتونست انقد بي احساس باشه، اين لويي نبود كه ميشناخت...
Monster [l.s_z.m] ni rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    MGA BUMASA 34,451
  • WpVote
    Mga Boto 5,456
  • WpPart
    Mga Parte 21
با تمام توانش ميدويد. هواي سرد رو با صدا داخل شش هاش پمپ ميكردو باعث ميشد گلوش به شدت بسوزه. سكوت شب باعث شده بود صداي جز صداي پاها و نفس هاش نشنوه. نميدونست چه مدته دويده، پاهاش ديگه جوني نداشت و بدنش در حال پاشيدن بود. صداي قلبش رو تو سرش به وضوح ميشنيد، هر لحظه ممكن بود قلب ترسيدش سينه شو بشكافه و بيرون بپره. تو تاريكي پاش به چيزي گير كرد و بدن كوچيكش رو زمين پخش شد. دستش رو زانوي دردناكش گذاشت تاشايد يكم قابل تحمل بشه. صداي نفسهاش تنهاي صداي پيچيده تو زوزه باد سردي بود كه ميوزيد
-Wandering [z.m] ni itslindo_
itslindo_
  • WpView
    MGA BUMASA 44,641
  • WpVote
    Mga Boto 8,777
  • WpPart
    Mga Parte 56
- "اجبار" فقط وقتی خوبه که باعث شه عاشقت بشم..! [completed]
Lolipop🍭  Ziam mayn💛❤ ni Yaldajooon
Yaldajooon
  • WpView
    MGA BUMASA 25,130
  • WpVote
    Mga Boto 967
  • WpPart
    Mga Parte 5
زین یه روز مثل همیشه میره تا خیابون های لندنو با اسپری هاش رنگ کنه و اصلا خبر نداره قراره توسط مردی که همه احساساتش رو خاموش کرده خریده بشه....بنظر شما زین تا تهش قوی میمونه یا بالاخره تسلیم میشه؟شایدم تا آخر عمرش فقط یه برده بمونه (لطفا اگر روحیتون رنگین کمونیه نخونین چون صحنه های فوق خشن و تحقیر توش زیاده) ژانر:بی دی اس ام,عاشقانه,هیجانی شیپ ها:زیام💛❤️لری💚💙
Wrong Side Of Heaven (L.S . Z.M) ni harold_iran
harold_iran
  • WpView
    MGA BUMASA 10,902
  • WpVote
    Mga Boto 1,631
  • WpPart
    Mga Parte 41
در تاریکی و سردی وجودم ، باز هم دست هایم را به سمت تو برای نجات پیدا کردن از این مرداب مرگبار دراز خواهم کرد. و در آینده ای نه چندان دور این تو هستی که در تاریکی و سردی وجودت ، دست هایت را به سمت من دراز می کنی تا از باتلاق مرگبارت نجات پیدا کنی. و آن زمان من ، مانند تو نخواهم بود و دست رد به سینه ات نخواهم زد. در آن زمان من نجاتت خواهم داد و تو را در آغوش می گیرم و دربرابر تمام تاریکی های زندگی محافظت خواهم کرد. من منتظرت خواهم ماند ، تا زمانی که دوباره بتوانیم عاشق یکدیگر شویم ، این بار برای همیشه.