Brei18_DHLover's Reading List
11 histoires
princess- "persian translation" par Nmayne
Nmayne
  • WpView
    LECTURES 22,183
  • WpVote
    Votes 2,850
  • WpPart
    Chapitres 21
-زین کنار گوشم زمزمه کرد:"ولی نگران نباش پرنسس، من هیچوقت تنهات نمیذارم. چون نابود کردن زندگیت زیادی برام سرگرم کننده‌ست." صداش تاریک و پر از نفرت بود‌...
My Princess [ZIAM] par moonbyksj
moonbyksj
  • WpView
    LECTURES 78,766
  • WpVote
    Votes 9,007
  • WpPart
    Chapitres 29
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ "تو پرنسس منی،لیام" ‌ ‌ ‌ ‌[persian translation]
My weakness {Z.M}  par zahra_284
zahra_284
  • WpView
    LECTURES 55,029
  • WpVote
    Votes 6,371
  • WpPart
    Chapitres 46
-کاش میشد ازت بگذرم! +نمیتونی...نمیتونم! -چرا؟ +چون ما نقطه ضعف همیم! . . . ....ولی تو نقطه قوت منم هستی! Ziam💛❤
+13 autres
𝙒𝙍𝙀𝘾𝙆𝙀𝘿 | 𝙇.𝙎 par thesamina28
thesamina28
  • WpView
    LECTURES 165,594
  • WpVote
    Votes 20,165
  • WpPart
    Chapitres 82
_ولی من لایق خداحافظی بهتری بودم. +هیچکس خداحافظی نمیکنه مگر اینکه دوباره بخواد ببینتت ، بدون خداحافظی رفتم چون دیگه هیچوقت نمیخواستم تا آخر عمرم ببینمت. 🎀[درحال ادیت]🎀 زمان اپ : هروقت به شرط برسه. حاوی اسمات🔞 هپی اند🔥 نویسنده:سامینا🫀
Blue memories [l.s_z.m] par rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    LECTURES 28,540
  • WpVote
    Votes 2,821
  • WpPart
    Chapitres 16
داستان لرريه و زيام هم داره هری- لویی بهم نگاه کن لویی نمیخواست تو چشمای مرد روبروش نگاه کنه و تقره ميرفت.. - گفتم نگام کن. لویی با اکراه سرشو بالا اورد و تو چشمای سبز مرد مقابلش زل زد چشماش پر التماس بود. - لو نمیتونی انکارو با من بکنی. نه وقتی که انقد میخوامت.یکم بیشتر راجبش فک کن. اشتباه میکنی... - من تصمیمو گرفتم. متاسفم پسر سعی کرد خودشو از مرد جدا کنه. - یعنی نمیخوای هیچ شانسی بهم بدی؟ این حرف اخرته؟ - اره هری... چرا نمیفهمی... هری بادیدن قیافه بی احساس لویی چیزی تو وجودش شکست ، اون پسر نميتونست انقد بي احساس باشه، اين لويي نبود كه ميشناخت...
Monster [l.s_z.m] par rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    LECTURES 34,509
  • WpVote
    Votes 5,456
  • WpPart
    Chapitres 21
با تمام توانش ميدويد. هواي سرد رو با صدا داخل شش هاش پمپ ميكردو باعث ميشد گلوش به شدت بسوزه. سكوت شب باعث شده بود صداي جز صداي پاها و نفس هاش نشنوه. نميدونست چه مدته دويده، پاهاش ديگه جوني نداشت و بدنش در حال پاشيدن بود. صداي قلبش رو تو سرش به وضوح ميشنيد، هر لحظه ممكن بود قلب ترسيدش سينه شو بشكافه و بيرون بپره. تو تاريكي پاش به چيزي گير كرد و بدن كوچيكش رو زمين پخش شد. دستش رو زانوي دردناكش گذاشت تاشايد يكم قابل تحمل بشه. صداي نفسهاش تنهاي صداي پيچيده تو زوزه باد سردي بود كه ميوزيد
+10 autres
-Wandering [z.m] par itslindo_
itslindo_
  • WpView
    LECTURES 45,967
  • WpVote
    Votes 8,849
  • WpPart
    Chapitres 56
- "اجبار" فقط وقتی خوبه که باعث شه عاشقت بشم..! [completed]
Lolipop🍭  Ziam mayn💛❤ par Yaldajooon
Yaldajooon
  • WpView
    LECTURES 25,197
  • WpVote
    Votes 968
  • WpPart
    Chapitres 5
زین یه روز مثل همیشه میره تا خیابون های لندنو با اسپری هاش رنگ کنه و اصلا خبر نداره قراره توسط مردی که همه احساساتش رو خاموش کرده خریده بشه....بنظر شما زین تا تهش قوی میمونه یا بالاخره تسلیم میشه؟شایدم تا آخر عمرش فقط یه برده بمونه (لطفا اگر روحیتون رنگین کمونیه نخونین چون صحنه های فوق خشن و تحقیر توش زیاده) ژانر:بی دی اس ام,عاشقانه,هیجانی شیپ ها:زیام💛❤️لری💚💙
Wrong Side Of Heaven (L.S . Z.M) par harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURES 10,977
  • WpVote
    Votes 1,631
  • WpPart
    Chapitres 41
در تاریکی و سردی وجودم ، باز هم دست هایم را به سمت تو برای نجات پیدا کردن از این مرداب مرگبار دراز خواهم کرد. و در آینده ای نه چندان دور این تو هستی که در تاریکی و سردی وجودت ، دست هایت را به سمت من دراز می کنی تا از باتلاق مرگبارت نجات پیدا کنی. و آن زمان من ، مانند تو نخواهم بود و دست رد به سینه ات نخواهم زد. در آن زمان من نجاتت خواهم داد و تو را در آغوش می گیرم و دربرابر تمام تاریکی های زندگی محافظت خواهم کرد. من منتظرت خواهم ماند ، تا زمانی که دوباره بتوانیم عاشق یکدیگر شویم ، این بار برای همیشه.