Nazi_005's Reading List
35 histórias
NOAH | VKOOK de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 241,879
  • WpVote
    Votos 21,179
  • WpPart
    Capítulos 54
Noah ❄ "لب‌هایم بوی دروغ میداد. اما تو کنار گوشم زمزمه کردی: باران را برقص! نگاه را بوسه بزن، خواب و رویا را نقاشی بکش... انگار که وظیفه‌ات، تنها شیفتگی بود!" writer: Olda couple: Vkook Genre: Drama, Romance slice of life, smut, sport
COLORS | VKOOK-HOPEMIN de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 547,212
  • WpVote
    Votos 58,899
  • WpPart
    Capítulos 61
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
STAR (season 1) | VKOOK  de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 265,931
  • WpVote
    Votos 37,977
  • WpPart
    Capítulos 41
When The Stars Appear وقتی ستاره ها ظاهر شدند (فصل اول) -تمام شده- - این گستاخیه اگه بگم دوست دارم با ولیعهد یک رابطه ی عجیب رو شروع کنم؟ + چه رابطه ی عجیبی...؟ - رابطه ای توش نه دوستیم نه رقیب... این گستاخیه سرورم...؟ اگه گستاخیه فقط بهم بگید... فراموشش میکنم... Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Historical
STAR ( Season 2) | Vkook de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 189,021
  • WpVote
    Votos 24,585
  • WpPart
    Capítulos 35
When A Star Disappears وقتی ستاره ای ناپدید میشود (فصل دوم) -تمام شده- قسمتی از فیک: - میدونی اولین بوسه ی دنیا چطوری شکل گرفت؟ جونگکوک نگاه خمارش رو به تهیونگ دوخت و حلقه ی دست هاش رو دور گردن تهیونگ محکم تر کرد: - نه... چطور‌‌... تهیونگ نگاهی به لب های جونگکوک انداخت و بعد زمزمه کرد: - تو زمان های قدیم یک زن و مرد پینه دوز بودن که یک روز مرد وقتی دست هاش بند بود یه تکه نخ رو با لب هاش کند و بعد... به زنش گفت بیا این رو از لب من بردار و وصلش کن! زن هم که دستش سوزن و وصله بود اومد نخ رو برداره دید دستش بنده! به ناچار با لب هاش برداشت... شیرین بود.... خوششون اومد... ادامه دادن...! جونگگوک با شنیدن این داستان خنده ای کرد اما با نزدیک شدن سر تهیونگ خنده روی لب هاش محو شد و آب دهانش رو به سختی قورت داد: - اما... تهیونگ ما دستامون بند نیست... تهیونگ پلکی زد و به چشم های جونگکوک خیره شد: - ولی شاید خوشمون اومد... writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook Genre: Drama. Romance. Smut
The Beast. [vkook/kookv] de blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Leituras 15,932
  • WpVote
    Votos 2,348
  • WpPart
    Capítulos 22
«عروسک من، آغاز و پایان من، غم ناتمام من.. من باز هم به دنیا میام و باز هم عاشقت میشم. من این بار خوب خواهم بود؛ و جایی پیدات میکنم که عشق من برای هردوی ما کافی باشه. تو یه دنیای دیگه.» این داستان شامل خشونت، آدم‌خواری یا کانیبالیسم (Cannibalism) هست. اگر روحیه‌ی حساسی دارید از خوندن خودداری کنید. کاپل: تهکوک،کوکوی ژانر: درام، تریلر، رومنس، بخشی از زندگی، اسمات
Once Upon: a Daydream |Vk de _0Anne0_
_0Anne0_
  • WpView
    Leituras 7,456
  • WpVote
    Votos 1,086
  • WpPart
    Capítulos 13
روزی روزگاری: یک رویا تو خلق شده بودی تا گم بشی و من خلق شده بودم تا تو رو پیدا کنم. ★ویکوک
FLORENCE🎻 de ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Leituras 162,523
  • WpVote
    Votos 22,131
  • WpPart
    Capítulos 33
«فلورانس»🎻 _ازش متنفرم اما نگاهم به هیچکس جز چشم های مشکی اون خیره نمیشه... اون درست مثلِ سمفونی که فراموشش کردم... گلی که هیچوقت ندیدمش... مجسمه ای که هیچوقت نساختم... سمفونی که هیچ وقت نواخته نشده و من اون رو بین چشم های اون شنیدم. این حس ممنوعه است و من... برای اینکه ممنوعه ترین ادم زندگیمه ازش متنفرم🎻 ___________________________ FLORENCE 💜 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ, .... 📝ᴡʀɪᴛʜᴇʀ : @ArieElll 📌 ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴀɴɢᴜsᴛ,+18
The Exiled Angel....  de gisoarmy
gisoarmy
  • WpView
    Leituras 8,317
  • WpVote
    Votos 830
  • WpPart
    Capítulos 15
+بغلم نمیکنه :) من همیشه بغلم براش باز بوده ولی اون بغلم نمیکنه وقتی گریه میکنم بغلم نمیکنه وقتی میترسم بغلم نمیکنه اگه نباشم حتی نمیفهمه اون بغلم نمیکنه ، نمیبینه جلو چشماش جون بدم هم نمیبینه ببینه هم مهم نیست ستاره بی رحمه کوک _اره هست #teakook🥇 #hope 🥇
| 𝑁𝐸𝑋𝑇 𝐿𝐼𝐹𝐸 | 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘  de writer_N_V
writer_N_V
  • WpView
    Leituras 11,520
  • WpVote
    Votos 1,317
  • WpPart
    Capítulos 20
خلاصه : " در سال 1894 کیم تهیونگ شاهزاده دورگه ای که عاشق جئون جونگ کوک پسر ساده روستایی میشه . اما زندگی اونقدر بی رحمه که دلسوزی براش مفهومی نداره . زندگی این دوتا عاشق به مرگ ختم میشه اما چیزی وجود داره به نام زندگی بعدی ." "چی میشه اگه دو قرن بعد در سال 2025 اون دوتا هم رو ملاقات کنن درحالی که جونگ کوک همه چیز رو یادشه ولی تهیونگ نه !؟ چی میشه اگه کوک بفهمه تهیونگ متاهله ( نامزد ) و به زودی قراره ازدواج کنه !؟ میتونه با این قضیه کنار بیاد یا میجنگه تا عشقش رو بدست بیاره !؟ " _________________________________ ✍︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 : 𝘴𝘶𝘱𝘦𝘳𝘯𝘢𝘵𝘳𝘶𝘭 , 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺 , 𝘥𝘳𝘢𝘮𝘢 , 𝘴𝘮𝘶𝘵 🔞 ✍︎ 𝘔𝘪𝘯 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 ✍︎ 𝘖𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 ✍︎ 𝘜𝘱 𝘋𝘢𝘺𝘴 : 𝘜𝘯𝘬𝘯𝘰𝘸 ✍︎ 𝘸𝘳𝘪𝘵𝘦 : 𝘕.𝘝 # 1 𝑖𝑛 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘 # 1 𝑖𝑛 𝐾𝑖𝑚 𝑆𝑒𝑜𝑘𝑗𝑖𝑛 #1 𝑖𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝐻𝒐𝒔𝒆𝒐𝒌 # 1 𝑖𝑛 𝑆𝑢𝑝𝑒𝑟 𝑁𝑎𝑡𝑢𝑟𝑎𝑙 #1 𝑖𝑛 𝑀𝑖𝑛 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑔𝑖 # 2 𝑖𝑛 𝐵𝐿 # 1 𝑖𝑛 𝐻𝑖𝑠𝑟𝑜𝑟𝑦
Black Hole🕳️ de Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Leituras 276,531
  • WpVote
    Votos 27,381
  • WpPart
    Capítulos 62
بلک هول 🪐 سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست. برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستاره‌ی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه! قسمتی از متن: "امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم.. دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه.. وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم.. که نترسم از زود بودن یا دیر شدن.. که نترسم از آدمای اطراف.." °کاپل: کوکوی °ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات °وضعیت: به اتمام رسیده ⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.