ziam
26 stories
Versa  /ziam/ bởi mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    LẦN ĐỌC 320,521
  • WpVote
    Lượt bình chọn 43,340
  • WpPart
    Các Phần 64
تو سرتا پا رفتن بودی من در تردید آمدن تو تمام رفتی و من هیچ نیامدم بگذار خالی بماند وسعت میان ما بهم نمی‌رسد دنیایی که تو در آن می‌روی و من هیچ نمی آیم
+6 tag khác
Baby Boy [Ziam] bởi Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    LẦN ĐỌC 202,482
  • WpVote
    Lượt bình chọn 28,083
  • WpPart
    Các Phần 54
" تو خیلی زیبایی، بیبی بوی. " | Ziam Mayne Fan-Fiction 2020 | Zayn Top | Completed
~Daddy's Kitten	✵Z.M✵  bởi Rahaa_Mayne
Rahaa_Mayne
  • WpView
    LẦN ĐỌC 124,775
  • WpVote
    Lượt bình chọn 11,007
  • WpPart
    Các Phần 31
_دعوات کنم پسره بد؟ +نه... زینی گناه داره
+9 tag khác
Nyctophile bởi _selenilium
_selenilium
  • WpView
    LẦN ĐỌC 16,687
  • WpVote
    Lượt bình chọn 4,168
  • WpPart
    Các Phần 26
*اصلا چرا کشتیش؟ _من کی رو کشتم؟ *لیام پین؛ تو زین مالیک و تمام اعضای خانوادت رو کشتی!! _من این کارو کردم؟ چه...خفن! •liam top •dark ⚠️این داستان شامل محتوای دلخراش است
Meant To Be bởi niohiomio
niohiomio
  • WpView
    LẦN ĐỌC 31,355
  • WpVote
    Lượt bình chọn 5,778
  • WpPart
    Các Phần 23
بعد از جدا شدن از وان دایرکشن زین همه ی ارتباطشو با گذشتش قطع میکنه. ولی هر کسی بالاخره باید به جایی که بهش تعلق داره برگرده. برای زین، این اتفاق تو سال 2026 افتاد. [Highest ranking: #1 - Zaynmalik] [Completed]
DADDY COOL /Z.M/ bởi larry2004mayne
larry2004mayne
  • WpView
    LẦN ĐỌC 2,311
  • WpVote
    Lượt bình chọn 175
  • WpPart
    Các Phần 15
این داستان از زبون دختر زین مالیک است دختر تازه همراه پدرش وارد لندن شده ولی داستان های زیادی همراه خود دارد پس با من همراه باشید
+4 tag khác
unforgettable [Z.M] bởi barana75
barana75
  • WpView
    LẦN ĐỌC 60,485
  • WpVote
    Lượt bình chọn 5,067
  • WpPart
    Các Phần 35
- میخوام کاری کنی همه چی و فراموش کنه بشه یه صفحه خالی از اون مرد فقط من و ببینه + این کار ریسکه ممکنه بیدار نشه یکم فک کن مرد تو میتونی همین حالا هم مال خودت کنیش - نه نمیشه هر کاری می کنم ازم می ترسه از وقتی اون آشغال بردش همه چیزش شده اون حتی الان هم که نیست اون و به من ترجیح میده لیام با گفتن این حرف ناخودآگاه دستاش و مشت کرد نمیتونست قبول کنه که شکست خورده نیک متوجه اوضاع شد و با ملایمت به سمت لیام برگشت: - من همیشه اینجام لیام مطمئنم از پسش برمیای یه مدت بهش زمان بده اگه همه راه ها به بن بست رسید اون وقت میریم سراغ هیپنوتیزم هشدار: 🔞بخشی از این فن فیک حاوی محتوای خشن و جنسی است و برای همه مناسب نیست🔞 #ziam#zayn#liam#bdsm#malik#payn#palik
Never Again [Ziam] bởi mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    LẦN ĐỌC 257,224
  • WpVote
    Lượt bình chọn 27,762
  • WpPart
    Các Phần 73
- when ? - I don't know - maybe later ? -No, never again ------------- - didn't you say never again? - No , not gonna lose you again - but no , never again! **** -کی ؟ - نمیدونم - شاید بعدا ؟ - نه ، هیچوقت دیگه ---------- - مگه نگفتی هیچوقت دیگه ؟ - نه دیگه از دستت نمیدم - اما نه ، هیچوقت دیگه .
Free Fall /Ziam~ By Atusa20 bởi atusa20
atusa20
  • WpView
    LẦN ĐỌC 250,521
  • WpVote
    Lượt bình chọn 34,041
  • WpPart
    Các Phần 77
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟ -سه ماه! یه پک به رول ویدش زد +از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟ -نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری! +ما؟ -آره دیگه دوست دخترم حامله است!! #1 in fanfiction --------- Start : 28 jan 2018 Compelet: 19 july 2018
Anne bởi BHr_1D
BHr_1D
  • WpView
    LẦN ĐỌC 21,442
  • WpVote
    Lượt bình chọn 3,649
  • WpPart
    Các Phần 31
زین دست مرد رو توی دستش فشرد "خواهش میکنم آقای؟ +پین هستم، لیام پین پدر آنه _آقای پین، دختر شیرینی دارید! دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد [کامل شده]