뷔국
125 stories
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 by Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Reads 524,345
  • WpVote
    Votes 51,568
  • WpPart
    Parts 48
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ ✯ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: VKOOK ✯ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: Romance, Au, Omegavres, Daily, Funny ✯ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Bote
Wild [KookV] by Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Reads 406,421
  • WpVote
    Votes 54,605
  • WpPart
    Parts 38
چشم‌هاش پر از اشک بود و نگاهش پر از خشم. نمی‌خواست مقابل این مرد سر خم کنه. نمی‌خواست قبول کنه از عرش به فرش رسیده. نمی‌خواست قبول کنه که تا پنج ساعت پیش همه مقابلش خم می‌شدند و برای بردن اسبش به اسطبل پیش‌قدم می‌شدند و حالا اینطور تحقیر‌آمیز باهاش رفتار می‌کردند. مقابل رهبرِ پک دشمن زانو زده بود و دست‌هاش بسته بودند. جئون جونگ‌کوک، آلفای خون‌خالص و قدرتمندی که تنها با یک‌ماه سابقه رهبریت نیمی از کشور رو زیر سلطه داشت خیره نگاهش میکرد. بلند شد و جلو‌ اومد. مقابلش روی یک زانو نشست و محکم چونه‌اش رو توی دستش گرفت. "چه پایان غم‌انگیزی...مگه نه کیم تهیونگ؟" با نفرت به چشم‌های مرد خیره شد و جونگ‌کوک از نگاه امگا به خنده افتاد. سرش رو جلوتر برد و با لحن آرومی گفت:"از این به بعد تو قراره به من خدمت کنی امگا، هم توی قصر، هم روی تخت!" لبهاش رو به گوش امگا چسبوند و زمزمه کرد:"فقط و فقط به من نطفه نحس." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, Mystry
THE SECRET HUSBAND  by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 1,148,846
  • WpVote
    Votes 104,517
  • WpPart
    Parts 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
𝐖𝐡𝐨𝐫𝐧𝐢 𝐊𝐢𝐦 ✒🍥《𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯》~[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 ]~ by Hunter_kookv
Hunter_kookv
  • WpView
    Reads 253,674
  • WpVote
    Votes 34,070
  • WpPart
    Parts 22
"دلیلی برای نگه داشتن رازت نمیبینم، چرا یه دلیل بهم نمیدی ؟" "هر کاری بگی...انجامش میدم" این جمله آخرین ریسمان برای نگه داشتن آبرویش بود. جانگکوک که انگار به جمله دلخواه رسیده بود به آرامی تکیه زد: " راستش فانتزی هات منو کنجکاو کرده..." حرفش را برید ولی اتصال نگاهشان قطع نشد و با صدای بم ادامه داد: "چرا با من انجامش نمیدی؟...هورنی کیم" 🍥🍥🍥🍥🍥🍥🍥🍥🍥🍥🍥 کیم تهیونگ عاشق نوشتن سناریو های کثیف و هورنیه...🍡ولی قرار نبود اون دفتر لعنتی گم بشه..✒ حالا چطور قراره با این مصیبت کنار بیاد؟... ✒Story Name: whorni Kim ✒Genre: full smut, comedy, romance ✒couple: kookv ✒writer: hunter_oo3 ✒Ages: +18 (R) TOP : Jungkook BOTTOM : Teahuyng
hardships will be ended by you by Cottonocandy
Cottonocandy
  • WpView
    Reads 185,796
  • WpVote
    Votes 24,816
  • WpPart
    Parts 65
اسم : سختی ها توسط تو پایان می یابد ( اسم قبلی فیک : prisoner of world ) کاپل : ویکوک ، مینیون ، نامجین ، چانبک ، هوشیک ژانر : تخیلی ، روزمره، رمنس ، هیبرید ، امپرگ ، اسمات ، فلاف خلاصه : تهیونگ از هول شدن جونگکوک خنده ای کرد و جونگکوک رو سفت تر بغل کرد و بوی بدنشو نفس کشید بوی خوش گوشت و عطر هلویی کوک که داخل بینی اش پیچید باعث شد تا لبخندش پر رنگ تر بشه ...پس بانی کوچولوش براش گوشت درست کرده بود آخه تا وقتی خودش هست چه نیازی به گوشت درست کردن هست تهیونگ توی یه حرکت سریع جای خودشو جونگکوک رو عوض کرد و اینبار اون بود که روی جونگکوک قرار گرفته بود جونگکوک شوکه گفت +دا..داری...چی کار می کنی؟...بهتره بریم شاممون رو بخوریم...سرد می شه اره بهتره بریم دیگه تهیونگ نیشخندی زد و با شیطنت گفت _ولی من همین الان هم دارم شاممو می خورم و سرشو خم کرد و با دندون هاش آروم گونه ی جونگکوک رو گاز گرفت و بعد سرشو بلند کرد و همی کرد و لب هاشو زبون زد .جونگکوک هینی کشید و قهقهه تهیونگ بلند شد .
ₜₕₑ ₗᵢₑᵣ bᵤₙₙy... by YukiS_08
YukiS_08
  • WpView
    Reads 283,087
  • WpVote
    Votes 29,739
  • WpPart
    Parts 36
بانیه دروغگو🌺 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎𝚜: 𝚖𝚊𝚏𝚒𝚊/𝚜𝚌𝚑𝚘𝚘𝚕/𝚑𝚊𝚙𝚙𝚢𝚎𝚗𝚍/𝚖𝚙𝚎𝚛𝚐/𝚜𝚖𝚞𝚝/𝚏𝚕𝚞𝚏/𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎/𝚏𝚘𝚛𝚌𝚎 𝚖𝚊𝚛𝚛𝚒𝚎𝚍/ ..... 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛: @YukiS_08 start:1400/12/7 finish:1402/1/25 story: جونگکوک پسری که توی مدرسه گوشه گیره و به کسی کاری نداره در کل سرش تو کار خودشه.نفر اول توی کلاسشونه که سر همین همه ازش متنفرن و اذیتش میکنن و براش قلدری میکنن و سر اینکه قیافش شبیه بانیه مسخرش میکنن...اما...اگه کسی راز بزرگی که جونگکوک زیر قیافه ی معصومش قایم کرده رو بفهمه بازم جرعت میکنه که مسخرش کنه؟؟ تهیونگ یکی از قلدر های مدرسه که از مدرسه ی قبلیش بخاطر دلایلی انتقالی پیدا کرده و شرایطش خاصه و هیچکسم جزخودش و پدر مادرش چیزی ازش نمیدونه و همه فکر میکنن اون یه پسر شیطونه که فقط با پول پدر مادرش پز میده و هرزه هارو به فاک میده.....اما.....چی میشه اگه شرکتی که پدرش داشت دچار افت سهام بشه و اونوقت مجبور به ازدواجی بشه که موجب جلوگیری از این اتفاق بشه؟؟؟ ❌هشدار ❌ اگه امپرگ یا ژانرای دیگه رو دوست ندارید نخونید اینجا دنیای خیالیه منه و صندوق نظرات و انتقادات شما نیست سووو اگه با این شرایط مشکلی ندارید با آغوش باز ازتون پذیرایی میشه😁💜💋
Young Daddy! by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 254,569
  • WpVote
    Votes 29,440
  • WpPart
    Parts 86
(completed) Couple: TaeKook, YoonMin, NamJin, HoMing(ㅋㅋ) Genres: Omegavers, Romance, Mpreg, Smut, Angst, Comedy بخشی از فیک: هارین نق زد: خودت گفتی هر وقت فهمیدم جفت هاجون اوپا کیه بهت بگم! و کل سالن غرق سکوت شد.... یونگی با عصبانیت گفت: هارین بسه دیگه مگه بهت نگفتم دروغ گفتن کار زشتیه؟ هارین: من دروغ نمیگم بابا خودم دیدم یونگی با لحن آرومتر هشدار داد: باشه دخترم تو راجب جفت درست متوجه نشدی منو مامان شب واست توضیح میدیم باشه؟ هارین بغل یونگی نشست و گفت: خودم میدونم دوتا گرگ جفت هم میشن یعنی چی یعنی عروسی میکنن و نی نی میارن مثه تو و مامان، مثه عمو کوکی و عمو تهیونگ، مثه عمو جینی و... . . قبل از شروع فیک حتما بخش توضیحات رو چک کنید❌
Back to Blue Side | BTBS | Kookv by ItsHumoon
ItsHumoon
  • WpView
    Reads 254,757
  • WpVote
    Votes 45,247
  • WpPart
    Parts 48
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبی‌ـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره. ______________________________________ "انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقک‌های بهاری به سرعت از توی هوا می‌گذشتن و اگه میخواست اون‌ها رو بگیره و مزه مزه‌شون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد." - اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم! - بو کن منو، بوی تورو میدم... - بوی - تورو - می - دم. ژانر : انگست،رمنس،روان‌شناختی ،اسمات،معمایی کاپل : کوکوی نویسنده : Humoon (سارای) رده‌ی سنی : 14+ _ با الهام گرفتن از افسردگی شروع : 1400/09/10 پایان : 1401/05/19
✧HOME✧ by timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    Reads 642,974
  • WpVote
    Votes 62,722
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
Lips on your skin|Kookv by nasi_lynx
nasi_lynx
  • WpView
    Reads 452,258
  • WpVote
    Votes 49,260
  • WpPart
    Parts 33
[] Completed [] •• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!" - "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..." - " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " •• Kookv 🔞 •• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! " - " یونگی هیونگ...حالا ازم متنفر شدی؟! " - " متنفر؟! اونم بخاطر اینکه بابای روانیت کل زندگیت تو رو زندانی کرده بود؟! تو یه احمقی جیمینا! " •• Yoonmin 🔞 ~ تایپ فن‌فیک : INTP •° این فیک خودمه و به هیچ عنوان حق ندارید جای دیگه بذاریدش! °•