Larry
21 stories
 • Beloved Rival • [L.S] by Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Reads 87,669
  • WpVote
    Votes 12,396
  • WpPart
    Parts 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson
obviously || Larry [persian translation] by zayneix
zayneix
  • WpView
    Reads 33,344
  • WpVote
    Votes 7,162
  • WpPart
    Parts 25
[Completed] "لویی نابیناست؛ اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..." * * * author ( on ao3) : sweetkisses
Be a good baby (Persian Translation) by Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    Reads 24,189
  • WpVote
    Votes 3,554
  • WpPart
    Parts 12
"سر جای من نشستی." "ا-اوه، ب-ببخشید." یا جایی که لویی یه پسر کوچیک معصومه که دوست داره فلاور کراون بپوشه و هری یجورایی یه عوضیه که اتفاقی این پسر لکنت دار تبدیل به نقطه ضعفش میشه. Original Story By: @Larryinboxers
Foster Child [°•L.S•°] by Haniko_is_here
Haniko_is_here
  • WpView
    Reads 5,905
  • WpVote
    Votes 888
  • WpPart
    Parts 13
من فقط عاشق شدم... اما شخصِ اشتباهی رو برای عشق ورزیدن انتخاب کردم معشوقه ی من اشتباه بود عشقِ ما ممنوع بود
Pride {l.s.} by raindropkiss1
raindropkiss1
  • WpView
    Reads 5,652,233
  • WpVote
    Votes 291,410
  • WpPart
    Parts 97
Louis Tomlinson has tried so hard to not be who he really is. He has worked for years to not be a person that people don't accept. The walls he built are slowly torn down by a tall boy with green eyes. Add Louis, Harry Styles, a pride parade, and a kiss together, and there's a story full of love and someone learning that it's okay to love boys because love is love, right? (Louis is a painter who hides his sexuality. Harry is a wedding photographer who embraces his gay pride. Liam and Zayn most certainly have a thing going on, and Niall is content just trying to open a restaurant.) Cover by @stiles24stilinskiXD
Forever And After [L.S|Mpreg] by Tarane28
Tarane28
  • WpView
    Reads 23,692
  • WpVote
    Votes 5,278
  • WpPart
    Parts 24
جایی که لویی توی یه آموزشگاه موسیقی کودکان کار می‌کنه و هری یه تتو آرتیسته که همراه با گربه‌ـ‌ش اولی، یه زندگی آروم و بی سر و صدا داره. به علاوه ی این که هر دوتای اون ها برای تشکیل خانواده و داشتن بچه های کوچولو، یه کم زیادی اشتیاق نشون می‌دن. _______ " فهمیدم عشق یه عکس یادگاری نیست. عشق یه کالای مصرفیه، نه یه چیز پس انداز کردنی‌. نباید عشق رو مثل یه دست لباس که فقط همون اوایل تمیز و قشنگه استفاده کرد. عشق نباید نتیجه ی ترس از تنها موندن باشه؛ نباید بچه ی اضطراب باشه. آخر همه ی اینا فهمیدم که برای من، عشق تویی. واسه ی همینه که می‌خوام تا آخرین قطره ی عشق توی قلبم رو صرف تو کنم. می‌خوام به ساده ترین حالت ممکن دوستت داشته باشم. می‌خوام جوون بمونم تا همراه با تو پیر بشم." 《برشی از متن داستان》 A Larry Stylinson fanfiction⚣︎
Legionnaire(L.S) [Completed] by mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Reads 387,563
  • WpVote
    Votes 50,977
  • WpPart
    Parts 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
𝐅𝐨𝐫𝐬𝐞 𝐈𝐧 𝐔𝐧𝐚𝐥𝐭𝐫𝐚 𝐕𝐢𝐭𝐚 [𝐋.𝐒] by lenferneutre
lenferneutre
  • WpView
    Reads 1,427
  • WpVote
    Votes 269
  • WpPart
    Parts 6
_به من نگاه کن. به من نگاه کن هری.. من یه غم و درد زنده ام، ولی تورو کنار خودم نگه میدارم. مراقبتم.. که غرق کثافتم نشی! _تو مُردی لویی.. متاسفم دارلینگ، اما حالا این غم و درد متعلق به منه.
who are you? [L.S] (persian translation) by SaliStylinsonn
SaliStylinsonn
  • WpView
    Reads 38,311
  • WpVote
    Votes 7,083
  • WpPart
    Parts 32
هری و لویی تصادفی به هم تکست میدن...