MaedehGhani's Reading List
25 historias
Forever (Larry Stylinson) por sima_jm
sima_jm
  • WpView
    LECTURAS 481,264
  • WpVote
    Votos 50,950
  • WpPart
    Partes 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
Dare To Remember (L.S) - Completed por bebygun
bebygun
  • WpView
    LECTURAS 213,428
  • WpVote
    Votos 30,025
  • WpPart
    Partes 74
صداهايي كه توي سرم مي پيچند، همانهايي اند كه كابوس شبم شده اند؛ همان درد و همان گيجي و همان... بدون شك بخش بزرگي از عذاب امروزمان، گذشته ايست كه رقم خورد و درد پاشيد به روحمان و زخمش به جا ماند حتي براي آينده اي كه هنوز نيامده. _ تو چي؟ تو هم درد مي كشي؟ پاسخي كه بايد بدهم، كلام و صدا نمي خواهد؛ نگاهم فرياد مي كشد و امان نيست مرا از اين شكنجه. _ راحتش كن برام. خواهش كنان مي گويم اين را... و به جان مي خرم عواقبش را كه مي ارزند به تمام خاطراتم... چه خوب و چه بد. بزرگترين اختراع دنيايم را امروز مي خواهم. _ پس متوجهي كه چي آرزو كردي! اون بخش از مغزت... ميخواي با چي جاي خاليشون رو پر كني؟ قلبم يكي درميان مي زند انگار. دهان باز مي كنم و درد را خفه مي كنم جايي ميان واژه هايم: _ جوش چركي رو كه بكَني، جاش تا ابد خالي مي مونه. خاطرات منم خيلي وقته چركي شدن... بايد بكَنمشون... حتي اگه قرار باشه تا ابد جاي خاليشون از هيچ پر بشه.
Delusion [L.S] por barry__s
barry__s
  • WpView
    LECTURAS 42,312
  • WpVote
    Votos 8,708
  • WpPart
    Partes 26
تو،توت فرنگیِ منی و من شکلاتِ نعناییِ تو،که مجبور به دور شدنم. *Completed
TWINS por loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    LECTURAS 147,508
  • WpVote
    Votos 21,279
  • WpPart
    Partes 64
❌Complete❌ ژانر : اجتماعی _رومنس #1 stylinson #2 larry #3 louisandharry #20 onedirection &...💙💚 وقتی بین دوست داشتن و عشق فاصله ای نیست اما تفاوت زیادی بین این دو کلمه اس مثلث عشقی دو قلوهای استایلز 💚💙💚و لویی این یه داستانه برای لرری (لدوارد) شیپر ها لذت ببرید. #larrystylinson #larry #stylinson
I can't do it  por MaedehGhani
MaedehGhani
  • WpView
    LECTURAS 101
  • WpVote
    Votos 22
  • WpPart
    Partes 3
_تو میتونی منو ببینی +نه من فقط خیانتی که بهم کردی رو میبینم
Game Or Love?|Larry por heisbuterfly
heisbuterfly
  • WpView
    LECTURAS 71,947
  • WpVote
    Votos 10,647
  • WpPart
    Partes 37
[ C o m p l e t e ] چه اتفاقی ميوفته،وقتي لويی تاملينسون مغرور توي نوجووني زخم عميقی روی قلب يه پسر بچه ی عاشق ايجاد ميكنه و ده سال بعد با همـون پسر روبرو ميشه؟ ⚠️ Mpreg ⚠️ 📌تمامی نوشته ها تراوشات خیالی ذهن نویسنده میباشد و هیچگونه شباهتی با اشخاص در واقعیت ندارد❗️
Force And Hate 2(L.S/BDSM) por nitara70
nitara70
  • WpView
    LECTURAS 94,987
  • WpVote
    Votos 7,521
  • WpPart
    Partes 19
تو دلم به قیافه ی مظلوم لویی خندیدم.اون هنوز مردد بود.با این حال دهنش رو باز کرد و من یه قطره از محلول تو دهنش ریختم +دوربین گوشیت رو روی تخت تنظیم کن. دستور دادن به لویی یه چیز واقعا جدید و عجیبیه برام.اون از تو کمد پایه گوشیش رو برداشت و با فاصله تقریبا 2متر از تخت روی زمین تنظیمش کرد و گوشیش رو رو پایه گذاشت.
My Lord  is a wolf por cruell_prince
cruell_prince
  • WpView
    LECTURAS 89,099
  • WpVote
    Votos 14,347
  • WpPart
    Partes 20
دوکِ دیوانه.. این تمام چیزیه که هری، درباره ی دستِ پادشاه میدونه، اما لویی تاملینسون یک راز بزرگ داره.. دوک اسیر یک نفرینه... نفرینی که سالهاست بر خاندان تاملینسون سایه انداخته... نفرینِ ماهِ کامل.. و گرگ اسیرِ دستِ آهو... اسارت شکارچی در چشم های شکار... آن زمان گرگ دندان هایش ریخته بود، ماه اخمو و ناراضی در دل آسمانِ تیره ترک برداشت... هیچ کس دندان های گرگ را پیدا نکرد از شوق دیدن چشم های آهو‌... دندان هایش را بلعیده بود !!
Heart break lives por anoona2001
anoona2001
  • WpView
    LECTURAS 3,820
  • WpVote
    Votos 522
  • WpPart
    Partes 43
یه داستان از نایل هوران .... نایل پسر مغرور و پولداریه که اصلا به عاشق بودن و این مسائل اهمیتی نمیده و کل عمرش در حال سکس و خوشگذرونی بوده زیام هم داره فیک ادیت کامل نشده Cover by: @Callme_Afsoon #1 in #persian
Force And Hate(L.S/BDSM) por nitara70
nitara70
  • WpView
    LECTURAS 685,836
  • WpVote
    Votos 53,404
  • WpPart
    Partes 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.