خلاصه _ صدای رعد و برق و بارون .. اسمون بی قرار .. خبر از به دنیا اومدن یه بچه رو میداد ..ولی این بچه زندگی عادی رو تجربه میکرد ؟ .. اون متفاوت بود .. چشم هایی به زیبایی مروارید های بنفش رنگی که می درخشیدن .. دندان های تیز و کشنده ای که زیر لب های سرخش مخفی شده بود .. اون یه خوناشام بود ! .
ولی داستان ما از کجای دنیاست ؟ .. از زندگی این دختر ؟ ... یا چیزی فرا تر از اون ؟ ... چی میشه اگه یه روزی خوناشام ها پا به دنیای ما بزارن .. از حد خودشون فرا تر برن و .... عاشق یه انسان بشن !
_ سرنوشت ! .. تو واقعا بهش اعتقاد داری ؟ .. میتونیم بگیم دیدار ما یه سرنوشت بوده ؟ .. بدون هیچ دروغی .. بدون هیچ اشتباهی ! ... من و تو اشتباه کردیم .. ولی جالب بودن این سرنوشت اینجاست که من از اشتباهمون لذت میبرم ! ...
genre : criminal _ vampire _ smut _ police
WR: shailan_Butterfly_7
روز های آپ ... جمعه ها
خلاصه : دختر عموی جئون جانگ کوک ، جئون رومی توی بورسیه دانشگاه استنفورد قبول میشه و برای تحصیل میخواد به کالیفرنیا بره اما به شرطی که پیش پسر عموش جئون جانگ کوک زندگی کنه اما این مشکل بزرگیه چون رومی و جانگ کوک با هم دشمن خونی هستن .
چی میشه اگه رومی کیم تهیونگ ، دوست جانگ کوکو ببینه و عاشقش بشه و برای اعتراف کردن بهش با دشمنش متحد بشه ؟
آیا رومی میتونه اعتراف کنه یا نه ؟
آیا تهیونگ رومی رو قبول میکنه یا نه ؟
شخصیت ها : جئون جانگ کوک ، جئون رومی ، کیم تهیونگ
جونگکوک با عصبانیت و چشمای قرمز به سمت هیون رفت
+جونگکوک مست کردی
-درش بیار
+جونگکوک خواهش میکنم داری میترسونیم
جونگکوک اینبار فریادی کشید
-درش بیار هرزه
اشک از چشمای هیون سرازیر شد جونگکوک خیلی براش ترسناک بود
ژانر:مافیایی،اسمات،بی دی اسم،درام،دختر پسری
کارکتر:جونگکوک،مایا
داستان در حال ویرایشه قبلا اسم کرکتر دختر هیون بود اما تغییر پیدا کرد به مایا پس فعلا نخونین تا تکمیل شه
شاید اگه اونروز توی بار کمکش نمیکردم همه چیز عادی پیش میرفت...؛
قرار بود تا اخرش عادی زندگی کنم اما
همه چیز از اونجایی شروع شد که چشمامو تو بدن یکی دیگه باز کردم
تاریخ اپ:نامشخص
کاپل:دختر پسری
زندگی پر از تنهایی قشنگه؟
برای کسی که کل زندگیش تنها بوده و بهش عادت کرده جواب این سوال معنایی نداره.. واقعا نداره.
تو یک معجزه ی مبهم بودی در میان تمام ابهامات من..
انگار با ورود تو به زندگیم تازه فهمیدم زندگی چیه.
تازه فهمیدم یعنی چی که یه نفر باشه همه جوره و هواتو داشته باشه.
من از تمام نابالغی هام،از تمام چیزایی که تجربه اشون نکردم،از تمام بوسه هایی که رو لب های کسی ننوشندم، از عطش برای خواستن کسی با تمام وجودم، از کنار گذاشتن تنهاییم.. از همه پر پرم..
تو وجود پر از خالی منو با وجود خودت پر کن:)♡
بالاترین رتبه ها:
رتبه ۱ در #lizkook
رتبه ۱ #liskook
رتبه ۸ #lisa
رتبه ۳ #lisa
رتبه ۱ #لیسا 😎😍
رتبه ۱ در #لیزکوک
#lizkook
#liskook
#bts
#blackpink
#لیزکوک
#لیسکوک
#لیسا
#جانگکوک
◉ نام فن فیک: #پسربد_دختربد
◉ ژانر:عاشقانه_دانشگاهی_اسمات
•
◉ قسمتی از فیک:
لیسا در حالی داد میزد از پشت سرم گفت:کی لذت برد؟این تو بودی که اینجا اومدی.
برگشتم و ابروهامو بالا دادم و گفتم:پس تو چرا قبول کردی؟!
در حالی که از جلوم رد میشد و در ماشینش که توی نزدیک ترین پارکینگ به در آسانسور پارک شده بود و باز کرد و با اشاره به پایین تنم با خنده دندون نمایی،چشمکی زد وگفت:چون اون موقع نمیدونستم انقدر کوچیکه!
سوار شد و گاز داد و بیرون رفت،انقدر از حرفش حرصی و شوکه شده بودم که دهنم باز مونده بود، شروع به خندیدن کردم و فکم قفل کرده بود...
اون دختره ی....چی گفت؟چشم هامو با اعصبانیت بستم و چنگی به موهام زدم...میکشمت دختره ی پرو!
به سطل اشغالی که کنار ستون بزرگ داخل پارکینگ بود لگد محکمی زدم که صدای دادم بلند شد....
•
| #badboy_badgirl🏨🧩|
◉ Couple: #lizkook #rosmin
◉ Writer: #sahr
•
◉ کارکتر ها:
#Bts - #Jungkook • #Jimin
#Blackpink - #Lisa • #Rose
#Gidle- #Miyeon
#Astro - #Eunwoo
#Sf9 - #Jaeyoon
وضعیت:تمام شده.
[ بکش و خلاصم کن! ] !Kill me Heal me
ژانر •°•°• کمدی / عاشقانه
کاپل / شخصیت ها •°•°• لیزکوک ( لیسا و جونگکوک )_ هئین _نامجون_جیمین_چانیول_نام جو هیوک
خلاصه •°•°• جونگکوک ، خرگوش دیوونه و لیسا ، گربه ی چموش ، استاد روانی کردن همدیگه !!!
چندتا دوست صمیمی که هرکدوم هدف و علاقه ای دارن و توی این راه اتفاقات زیادی براشون میفته...
نویسنده •°•°• Sulli
••• این داستان رو من خیلی وقته توی ذهنم داشتم و بالاخره تصمیم گرفتم به اشتراک بزارمش ヽ(*゚ー゚*)ノ
حمایت کنید (ʘᴗʘ✿)♡
#liskook
#lizkook
#girlxboy
آروم از سر جام بلند شدم و به سمت در رفتم . آروم بازش کردم ، هیچکس نبود ، با قدم ها نوک انگشتی آروم آروم به سمت حیاط رفتم . بادیگارد ها اونطرف بودن و از فرصت استفاده کردم و دویدم ؛ ولی متوجه من شدن ، سرعتم رو بیشتر کردم ولی از بس ترسیدم که پام پیچ خورد و افتادم زمین ؛ منو گرفتن باز بردن تو ولی اینبار به یه اتاق دیگه بردن و نشوندن رو صندلی
جلوم یه میز و صندلی بزرگ بود ؛ انگار اینجا اتاق کار هس و صدای آشنایی شروع کرد به صحب ت کردن ...
شیپ ها :
تهیونگ و جنی
جونگکوک و لیسا
جیمین و رز
چانیول و آیرین