imabrwnhzl's Reading List
26 story
Symphony of Marseille(سمفونی مارسی) autorstwa mahilam
mahilam
  • WpView
    Odsłon 124
  • WpVote
    Głosy 11
  • WpPart
    Części 5
is writing .. سرهنگ تهیونگ، با سال‌ها جنگ و خدمت در ارتش که روح و قلبش را سیاه و فرسوده کرده بود، به مارسی برگشته بود. تک‌تک صفحات زندگی‌اش پر از زخم و خاطره‌های از دست رفته بودند؛ هر نبرد، هر تصمیم، هر لحظه‌ی تنهایی، قلبش را کمی بیشتر نابود کرده بود. اما نه به اندازه‌ی درد عشقی که سال‌ها پیش از دست داده بود، عشقی که با تمام وجود دوست داشته و حالا تنها یادش مانده بود. حالا او در خیابان‌های سنگ‌فرش مارسی ایستاده بود، رو به روی پسری جوان و معصوم، جونگکوک، که با نوت‌های ویالونش، آرام و بی‌رحم، دل خسته و زخمی تهیونگ را بازی می‌داد. تهیونگ می‌دانست که این موسیقی، مثل گذشته، زخم‌ها را باز می‌کند، اما این بار دیگر نمی‌توانست فرار کند. موج‌های دریا، نسیم سرد و نور خسته‌ی شهر، همه با هم، لحظه‌ای بود که دل او به لرزه افتاد؛ لحظه‌ای که نشان می‌داد حتی خسته‌ترین سرهنگ هم نمی‌تواند جلوی کشش قلبش را بگیرد، حتی اگر دوباره بشکند. ............ کاپل: ویکوک ژانر:رمنس،رازآلود،کلاسیک،اسمات
𝐁𝐚𝐫𝐞𝐝 𝐭𝐨 𝐘𝐨𝐮 {ⱽᵏ} autorstwa Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Odsłon 43,964
  • WpVote
    Głosy 6,918
  • WpPart
    Części 19
جئون جونگ‌کوک، بعد از یه گذشته سخت و دردناک ، حالا برای شروع شغل جدیدش به منهتن نقل مکان کرده . جایی که قراره بزودی دستیار نامجون گریتی در بخش حسابداری باشه . یه زندگی ساده و بی دردسر، البته اگه اون آلفای مرموز و جذاب بهش اجازه میداد . ***************** Genre :: Omegaverse , smut , romance, 🩶 Couple :: Vkook , yoonmin, namjin 💀 ترجمه رمان " عریان برای تو " که سریع ترین رکورد فروش کتاب را در بریتانیا زد 🔥
White Peacock  autorstwa Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Odsłon 17,372
  • WpVote
    Głosy 2,643
  • WpPart
    Części 15
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه
+ 22 więcej
It's my baby autorstwa Evan_9597
Evan_9597
  • WpView
    Odsłon 50,605
  • WpVote
    Głosy 6,748
  • WpPart
    Części 45
Genre: Omegavers, Romance, Drama, Angest, Mperg, Smut Couple: Vkook Parts: Indeterminate - ف..قط از این میترسیدم....که یه روزی از اینکه احساساتمو بهت دادم پشیمونم کنی!...با تمام این سختی هایی که کشیدم تحمل کردم و صادقانه دوست داشتم.....ولی امروز..پشیمونم کردین آقای کیم! با نگاه و لحن سردت پشیمونم کردی بخاطر اینکه نتونستم اون روز جلوی این قلب وامونده رو بگیرم....و بیچاره بچه ای که می خواد بین تنفر شکل گرفته ی بین والدینش به دنیا بیاد. زمان آپ: نامنظم پ.ن: نمیدونم‌ گفتن چنین‌‌ چیزی اینجا درسته یا نه، ولی لطفا بهش زمان‌ بدین پارت های اولیه یعنی تقریبا ۱۰ پارت اول؟ واقعا سرسری نوشته شدن و در‌حال حاضر فرصتی برای ادیت‌شون ندارم...در اولین فرصت تلاشم رو میکنم. ممنون. I hope you'll enjoy it:)♡
Linebreaker  مرزشکن autorstwa 1234567fari
1234567fari
  • WpView
    Odsłon 1,010
  • WpVote
    Głosy 108
  • WpPart
    Części 9
«یک امگا... یک دروغ... یک سرنوشت... و پایگاهی که درهایش شاید باز باشند، اما راهِ برگشت ساده نیست.» Vkook
𝑭𝒊𝒓𝒔𝒕 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒊𝒏𝒈《𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌》 autorstwa sajadian
sajadian
  • WpView
    Odsłon 139,248
  • WpVote
    Głosy 10,633
  • WpPart
    Części 40
< درحال آپ > 𝐜𝐚𝐩𝐞𝐥𝐥 : 𝐭𝐚𝐡𝐤𝐨𝐤 𝐘𝐮𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂, 𝑨𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏, 𝑺𝒎𝒂𝒕🔞, 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒓𝒐𝒔, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒂𝒎𝒑𝒆𝒓𝒈 کیم تهیونگ یک آلفای یک کلامیه و هر حرفی که میزنه باید بدون چون و چرا انجام بشه . اما سرنوشت چی برای اون در نظر گرفته ؟! شاید یه جفت تخس و لجباز ؟ 💢کپی و انتشار این فیک حتی بازگردانی آن به هر طریق ممنوع است .
+ 15 więcej
 Chateau de Deschaneau  autorstwa ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Odsłon 15,424
  • WpVote
    Głosy 2,547
  • WpPart
    Części 62
Couple: taekook, yoonmin, namjin, hyunlix Genre: fantasy, vampire, mpreg, smut, romance خلاصه: سال ۱۸۵۰ میلادی، فرانسه، شهر وردن، عمارت شتو دشانو این قرار بود عکس یه خونه ی تسخیرشده باشه به عنوان آخرین عکس یادگاریم از فرانسه ی دوست داشتنی ولی الان عکس خونمه! . . +: مامان بزرگم قبلا یکبار از وردن و عمارت معروفش دیدن کرده اون میگه همه ی شایعات حقیقت دارن و هیولاهای ترسناک و خونخواری تو اون عمارت زندگی میکنن @: دقیقا همه چی راسته یکی از اقوام ما از اهالی همون شهره میگه تموم مردم وردن خبر دارن که خانواده ی دشان هیولان ولی کسی راجبشون حرفی نمیزنه +: چرا؟ &: چرا؟! مگه سوال پرسیدن داره؟ اهالی اون خونه به قدری ترسناک و مرموز و بانفوذن که کسی جرات حرف زدن راجبشون رو نداره به شما هم توصیه میکنم راجبشون زیاد حرف نزنید! @: تو کی هستی؟ &: اوه ادبم کجا رفته ببخشید یادم رفت خودمو معرفی کنم من دلانو هستم دلانو دشان
『 𝑴𝑶𝑻𝑯 𝑻𝑶 𝑨 𝑭𝑳𝑨𝑴𝑬 』 autorstwa Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Odsłon 11,731
  • WpVote
    Głosy 1,734
  • WpPart
    Części 24
- من فقط به تو اعتماد دارم، آجوشی. +حتی اگه احساس امنیت رو ازت بگیرم ؟ -حتی اگه اسلحه ای که ازم قایم کردی رو روی سرم بذاری. COUPLE: VKOOK GENRE : OMEGAVERSE, ROMANCE, ANGST, DRAMA UP: چهاشنبه ها
The Glass Knife | VK autorstwa eluvarv
eluvarv
  • WpView
    Odsłon 176,773
  • WpVote
    Głosy 31,319
  • WpPart
    Części 48
جونگکوک فکر میکرد قراره یک الفا بشه و تمام تصمیمات و اهدافش رو بر همین اساس در نظر گرفته بوداما روز تولد 18 سالگیش همه چیز برخلاف تصورش رقم خورد و حالا نمیدونست برای ادامه مسیر باید چیکار کنه. الان که دیگه الفا نبود باید رو تصمیمات قبلیش میموند یا روی خواسته هاش خط میکشید و مثل خیلی ها مطابق میل گرگ درونش و جنسیت ثانویه ش عمل میکرد؟ Writer: runa Name: The Glass Knife |چاقوی شیشه‌ای Couple: VKOOK Genre: Omegavers , Action , Romance , Little Comedy , Little Angst , Mperg چنل بنده رو با سرچ کردن runasafeplace در تلگرام میتونید پیدا کنید☕️
MALACHOR |Vkook| autorstwa anisa84kh
anisa84kh
  • WpView
    Odsłon 26,204
  • WpVote
    Głosy 3,118
  • WpPart
    Części 29
🎥 درحال ساخت| در حال آپ 🎞️ژانر: مافیایی ، رازآلود ، هیجانی ، اکشن ، اسمات ، دارک ، رومنس کاپل اصلی: ویکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین و... 🕯️نویسنده: Niloofar خلاصه: مالاکور رئیس بزرگ ترین مافیای کره ملقب به خدای مافیای کره سه سالی میشد که از دید همه از جمله اعضای باند خودش پنهان شده بود جوری که کمتر کسی هویت اصلی او را می‌شناخت و چهره اش رو دیده بود . جونگکوک پسری که از زمان غیبت مالاکور توسط خود او وارد باند شده بود تا برای هدف بزرگی تعلیم ببینه ولی همه چیز همون طور که مالاکور چیده بود پیش میره؟ چی میشه اگه مالاکور توی این مدت که پسر رو زیر نظر داشت متوجه بشه که جونگکوک براش چیزی بیشتر از یه مهره بازیه؟ قسمتی از داستان: - اون شب بهت لقب ناکتارا رو دارم چون دیگه متعلق به تاریکی بودی، متعلق به من بودی!! اون شب بالاخره برای اولین بار شیرینی لب هاتو تقدیم خودم کردم تا بلکه روحم از شیرینی اروسش به آرامش برسه‌ ولی نرسید... تشنه ترش کرد!‌