should to read
7 storie
The Sheriff {The Bedlamite2} di 1Dlover593
1Dlover593
  • WpView
    LETTURE 36,784
  • WpVote
    Voti 5,415
  • WpPart
    Parti 29
| Completed | وقتی سیستم امنیتی کشور رو به جرم فساد مجازات کرد، اسمشو گذاشتن داروغه. ولی توی گوشی لیام، هنوزم اسمش (تیمارستانی) بود. . . . ××××××××××××××××××× +15 جلد دوم فن فیک The Bedlamite |*توجه*| ×فحشای رکیک، تجاوز و روابط جنسی، فضای دارک×
Mirror (Zouis) di hanaghorbani
hanaghorbani
  • WpView
    LETTURE 4,423
  • WpVote
    Voti 1,227
  • WpPart
    Parti 12
「Completed」 نمیدونست چرا باید بخاطر نبود دست زین روی پهلوش احساس آزردگی کنه؛ انگار دست زین سفیدچاله‌ای بود که حس خوب از خودش ساطع میکرد و سیاهچاله روی پهلو لویی اون‌ها رو می‌بلعید. (باید ادیت بشه اما بخاطر کامنت‌هایی که روی پاراگراف‌ها باقی موندن دلم نمیاد به چیزی دست بزنم که اون کامنت‌ها بپره پس بخاطر اشتباهات نگارشی و قسمت‌هایی که می‌تونست بهتر جمله‌بندی بشه، عذر می‌خوام.)
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED di mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LETTURE 359,970
  • WpVote
    Voti 59,370
  • WpPart
    Parti 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
𝒔𝒕𝒖𝒑𝒊𝒅𝒔 ✫ 𝑳.𝒔 𝒁.𝒎 [completed]  di neliot_ff
neliot_ff
  • WpView
    LETTURE 21,974
  • WpVote
    Voti 4,994
  • WpPart
    Parti 30
#1 : larry Cover credit by : @writter_in_purple _ازش فاصله بگیر درازِ تخمی! +کوتوله جهش یافته بهتره دستت رو بکشی! ×××× _تو مجبورم کردی انتخاب کنم! +و تو من رو انتخاب نکردی! ×××× فان، مارول، دی سی.
+7 altre
Golden |°•Ziam Mayne•°| di ToMmoMayne
ToMmoMayne
  • WpView
    LETTURE 47,913
  • WpVote
    Voti 9,104
  • WpPart
    Parti 24
اشتراک بین آدم‌ها میتونه ناچیز باشه...یا عجیب یا بی‌ربط یا مرموز اشتراک اون‌ها ایستگاه اتوبوس و آفتاب سر صبح بود...
Wanted Housemates [L.S](Persian Translation) di PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LETTURE 121,768
  • WpVote
    Voti 21,665
  • WpPart
    Parti 28
[Completed] لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه... که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه! و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود... Written by: @Crypticfangirl Translated by: @Vampire_sh17