neyunv's Reading List
17 stories
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 264,981
  • WpVote
    Votes 23,560
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
ℙ𝕒𝕣𝕗𝕦𝕞 ℝ𝕠𝕤𝕖 𝔹𝕝𝕒𝕟𝕔𝕙𝕖༆🤍⛓️ by ML07JK97
ML07JK97
  • WpView
    Reads 82,581
  • WpVote
    Votes 7,380
  • WpPart
    Parts 30
جئون جونگکوک بچه ای که از وقتی به دنیا اومد کسی اونو نخواست و تنهایی بزرگ شد، چی میشه اگه تو اوج بدبختی هاش ی آلفا پیدا بشه که جفتش باشه؟! سرنوشت اونا قراره چجوری پیش بره؟! ژانر: امگاورس، امپرگ، رومنس، ملودرام، فلاف، انگست، اسمات، اسلایس‌آف‌لایف، میستری، هپی اند. کاپل اصلی: تهکوک. کاپل فرعی: یونمین، چانبک، مینسونگ +کاپلای استریتی که خواهید دید. [در حال آپ]
𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 63,092
  • WpVote
    Votes 2,049
  • WpPart
    Parts 20
☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
DR1989(vkook)  by chil_chil
chil_chil
  • WpView
    Reads 61,105
  • WpVote
    Votes 11,078
  • WpPart
    Parts 46
DR1989 _اون یه دزده..نه بذارید دقیق تر بگم، اون بزرگ ترین جیب بر سئوله! +پس اون یکی کیه؟ _میشه گفت فقط یه رباته احمق؟ «اگه یه فیک اکشن رمنس و عجیب غریب میخوای...پس چرا هنوز منتظری بِِِچ؟این یکی مال توعه!» ژانر:علمی تخیلی، اکشن،رمنس. روزای آپ:تموم شدهㅠㅠ تاریخ زاییدن این فیک:210821 تاریخ ازدواج کردن این فیک:230501 کاپل:از روی کاور معلوم نیست؟ #1taekook
Legato~🤎☕ by madison_vkook
madison_vkook
  • WpView
    Reads 5,014
  • WpVote
    Votes 622
  • WpPart
    Parts 29
عشق ما همیشه فرق داشت نه بخاطر اینکه گناه بود! بلکه بخاطر زبانِ متفاوت ما بود.. زبان عشقِ ما با همه‌ عشقای توی دنیا فرق داشت. ما ساکت بودیم و کلاویه های سیاه و سفید پیانو می‌نواخت، نوایی رو که راوی عشقِ بین ما بود.. . . خلاصه: جئون جونگکوک، پسر یکی از سیاستمداران بزرگ کره جنوبی در دهه های میلادی بود‌. هر روز اون شبیه یک ابر سیاه بی‌ثمر بود؛ نه بارانی از احساسات می بارید و نه سکوتش می شکست. خسته از اجبارها و نگاه‌های نژادپرستانه فرانسوی، زندگیش توی یک بن‌بست سرد گیر کرده بود. تا اینکه ملودی یک هنرمند ناشناس به نام تهیونگ، کلیدی رو توی قفلِ روح خسته‌ش چرخوند. موسیقی اون، پناهگاهی شد که به جونگکوک جرعت نفس کشیدن رو می داد. 𝑪𝒂𝒑𝒍𝒆: Vkook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: vintage،Romance،Angst،Smut،Classic 𝑾𝒊𝒓𝒕𝒓: Madison ‌ درحال آپ ..
 𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🖤🌿Kookv~ by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 70,987
  • WpVote
    Votes 6,261
  • WpPart
    Parts 28
𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨 🖤🌿 برای پایان دادن به تنش میان سرزمین‌ها، شاهزاده‌ی چوسان مجبور به ازدواج با رئیس قبیله‌ی جنوبی می‌شود. تهیونگ تصور می‌کرد سخت‌ترین بخش این پیوند اجباری، ترک خانه و خانواده‌اش باشد. اما با ورود به قبیله‌ی جنوبی، خود را میان رازهای پنهان، دشمنی‌های قدیمی و حقیقت‌هایی می‌یابد که سال‌ها در سایه دفن شده‌اند. در حالی که گذشته آرام‌آرام چهره‌ی واقعی خود را آشکار می‌کند، تهیونگ باید میان وظیفه، خانواده و قلبش تصمیم بگیرد. غافل از اینکه این ازدواج، پایان یک داستان نیست... بلکه آغاز ماجرایی است که سرنوشت تمام سرزمین‌ها را تغییر خواهد داد. ☕ ژانر : امگاورس | سلطنتی | فانتزی | درام ☕ کاپل : کوکوی | یونمین | نامجین | سپ ☕ ریتینگ : +18 ☕ زمان آپلود : نامشخص
White and gray by silentsoul_fic
silentsoul_fic
  • WpView
    Reads 2,751
  • WpVote
    Votes 346
  • WpPart
    Parts 16
[کامل شده][𝗙𝗨𝗟𝗟] کیم‌تهیونگ، دانشجوی سال آخر موسیقی، درست دو هفته بعد از اینکه باعث شد استاد مین، جئون‌جونگ‌کوک رو از کلاس پرت کنه بیرون؛ برای پروژه‌ی مشترکش با جئون‌جونگ‌کوک، وارد خونه‌ی اون میشه، و با روی دیگه‌ای از پسر آشنا میشه... و خونه‌ای که سرتا سرش رو دوربین‌های مداربسته احاطه کردن؛ چرا یک دانشجو باید خونش تا این حد مجهز به دوربین باشه؟ مگه اون کی بود؟ و چرا تنها زندگی میکرد؟ ʙʏ : ᴋᴏᴏʏᴀɴ ᴠᴋᴏᴏᴋ/ᴋᴏᴏᴋᴠ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ Fake chat
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 63,735
  • WpVote
    Votes 8,280
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
𝗖𝗛𝗘𝗘𝗞𝗬 by AleraJeon
AleraJeon
  • WpView
    Reads 5,249
  • WpVote
    Votes 612
  • WpPart
    Parts 9
جونگ‌کوک، انیگمای وحشی جئون‌ها و مبارز بی‌رحم رینگ، هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد که بوی ارکیده‌ی جفتش وسط رینگ زیرزمینی کلاب، قلبش رو از تپش بندازه! اون هم کی؟ امگای نازپرورده‌ی کیم‌ها که پابند الماس و گردنبند مرواریدش زبان زد تمام آلفاها بود! اما انیگما قرار نبود جفتش رو رها کنه، حتی اگر مجبور می‌شد تمام آدم‌های دنیا رو زیرپاهای لطیف امگای نازدارش خاک کنه! 🥂 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐫𝐞𝐝𝐟𝐥𝐚𝐠, 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 Writer: آلِرا Up: جمعه‌ها
 Kookv A special love / یه عشق خاص کوکوی by vidles_queen
vidles_queen
  • WpView
    Reads 20,287
  • WpVote
    Votes 941
  • WpPart
    Parts 10
نام رمان : A SPECIAL LOVE نویسنده : QUEEN ژانر :Romance, adventure کاپل : kookv اسمات / کاپل فرعی یونمین / وضیعت اپ : پنجشنبه امگاورس نیست ولی بچه دار میشن ! ========================= قسمتهایی از رمان _جونگکوک هق ..من...من اون کارو نکردم ...من هق بهت خیان..نت نکردم هق م..ن جونگوککک ..هق خواهشم میکنم نرو...خواهش میکنم کوک هق هق با شدت بیشتری شروع به گریه کردن کرد اما پسر مقابلش همونطور که دست در دست دختر با چمدوناش بدون نگاه کردن به تهیونگ رفت و درو محکم بست ! ||||||||||||||||||||||||||||| تهیونگ ....من واقعا ..من واقعا متاسفم ..من نباید زود ..زود قضاوت میکردم ..من نباید اون کارو میکردم ... پسر دستاش تو کتش بود و به ویوی روبروی شرکتش نگاه میکرد که با صدای خدتمکارش نگاهش رو به اون داد . خدمتکار: جناب کیم اقای جئون با شما هستن . پسر برگشت و توی اتاق رو نگاه کرد و با پوزخندی گفت : هه من که اینجا کسی رو نمیبینم اریک ! فکر کنم باید بری چشم پزشکی ! یادم باشه برات وقت بگیرم