hani_sn's Reading List
13 stories
جامعه گریز by that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    Reads 51,095
  • WpVote
    Votes 11,241
  • WpPart
    Parts 49
نه مامان من افسرده نیستم.فقط یه جامعه گریز بالفطرم. لعنتی چرا مردم همه جا هستن؟ *فف نیست*
LOKIFICENT by Detective_YASI
Detective_YASI
  • WpView
    Reads 6,926
  • WpVote
    Votes 1,675
  • WpPart
    Parts 49
دو تبهكار بسيار خطرناك،قوى و بامزه باهم شريك ميشوند و با شروع اين شراكت،دردسرهاى فراوانى ايجاد ميكنند.آنها ماجراهاى بسيارى دارند،اتفاقاتى را پشت سر ميگذارند و... بوكى با زمينه مارول اما فوق العاده تركيبى و ميكسى! ورود افراد با مشكلات مغز و اعصاب و قلب و عروقى ممنوع!🚫 [cover by @uglyndepressed - Gazelle]
lostbutterfly by neginkiaa
neginkiaa
  • WpView
    Reads 1,274
  • WpVote
    Votes 78
  • WpPart
    Parts 16
پروانه ها اون پروانه ها همجا هستن ازشون متنفرم تنها راه خلاصی ازین کابوس باز کردن چشمامه. وقتی شیش ساله داشتم شاهد قتل و کشته شدن اعضای خانوادم بودم... میتونم بیاد بیارم اون شب رو ...قرمزی خون رو...لحظه ای که زیر میز بزرگ چوبی پنهان شده و زانوهامو تویه شکمم جم کرده بودم و از گوشه ی پارچه ی براق سفیدی که مامانم با عشق اونو رویه میز پهن کرده بود ..همچیو میدیدم. مردی با خالکوبی پروانه رویه دست چپش... the roses that never grown up...
{PUNISH} H.S by Gypsywritingby
Gypsywritingby
  • WpView
    Reads 79,403
  • WpVote
    Votes 6,366
  • WpPart
    Parts 46
میبوسمت و اسلحه ارو رو سرت نشونه میگیرم من رو میکشی و نوازشم میکنی بهم لبخند میزنیم و از هم متنفریم سکس میکنیم و شمع روشن میکنیم نفرین میکنیم و دعا میخونیم امروز هستی و فردا نه فردا دشمن من هستی و امروز جونت رو برام میذاری امروز من و توییم علیه دنیا فردا من علیه توام مقابل دنیا میبازم و برنده میشی هردوی مارو به دار میکشن... دار مکافات مکافات مکافات!
Dark And Dangerous Love | On Hold by 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    Reads 51,416
  • WpVote
    Votes 5,059
  • WpPart
    Parts 44
همه چیز در جهان درباره ی سکسه ، به غیر از سکس. سکس درباره ی قدرته" -اسکار وایلد خلاصه داستان : زمین : سال 2438 دنیا الان متفاوته : به وسیله ی هیولاهای بی رحم و ظالم حکمرانی میشه. تمام چیزی که اولین بلک برن میخواست آزادی بود. ولی چطور میتونی از پیرترین خون آشامی که وجود داره و پادشاه قوی ترین نژادی که تا به حال پاش رو روی زمین گذاشته فرار کنی...؟ ولی میز میچرخه (شرایط همونطور نمیمونه) خون آشام ها از دل شب طلوع کردن تا به سیاره ای که مال خودشون بود حکومت کنن و از اول کنترلش کنن قرن 25ام ، عهد سلسه مراتب ، تعصب ، طمع و رنج و عذاب بود. اون رزی بود که بین خارها اسیر شده بود. پادشاه بلند قد ، تاریک و جذاب بدون روح , بدون رحم ، بدون هیچ توانایی برای دوست داشتن و قدردانی ; مردی که بیش از اندازه حس مالکیت داشت. یک ارباب فریبنده با چشم های سبز دلربا، با یک روح مهربان ، موهای پریشان تیره و یک لبخند چال دار که قلبت رو به لرزه در میاورد. عشق دوران کودکی ، مردی که اولین باور داشت همونیه که میخواد ، مردی که باید باهاش ازدواج کنه ...تا این که سرنوشت مداخله کرد (Harry Styles & Zayn malik AU) [Persian Translation] Copyright All Rights Reserved @MollyNight ❌داستان خصوصيه ، قبل از خوندن ، پيج رو فالو كنيد❌ #48 in Persian FanFiction
crush by Morning-breeze
Morning-breeze
  • WpView
    Reads 58,730
  • WpVote
    Votes 8,011
  • WpPart
    Parts 47
این داستان یه مثلث عشقیه بین یه دختر ساده و درس خون به نام کامیلا، بهترین دوستش کلی که یه پسر درس خون مثل خودشه و یه پسر هات و جذاب و به قول معروف بچه بد (bad boy) مدرسه به نام هانتر که یه راز بزرگ داره که هیچ کس ازش خبر نداره.
Hell but beautiful {Dramione} ⁺¹⁸ by Dreamer066
Dreamer066
  • WpView
    Reads 196,136
  • WpVote
    Votes 15,934
  • WpPart
    Parts 115
عشق بین پرنس اسلیترین و باهوش ترین دختر گریفیندوری ... گاهی آنقدر نگاهت را روی زمین نگه میداری که متوجه نمیشوی ، به دروازه های جهنم رسیدی ... حتی وقتی گرمای شعله های اتش را احساس میکنی نیز متوجه نمیشوی ، حتی وقتی بوی دود را میشنوی ... حتی وقتی خوده شیطان به استقبالت می‌آید . " مگه میشه جهنم هم برات قشنگ باشه ؟ " " همجا با تو برام قشنگه , حتی اگه اونجا جهنم باشه . " داستانی از تضاد تاریکی و روشنی ... از نفرت هایی که به عشق تبدیل شدند ... از ماجرا هایی دردناک ، شیرین و حیرت انگیز ... داستانی پر از معجزه ، درک ، امید و بخشش ♥︎ این همان جهنمی است که میسوزاند ، ذوب میکند ، میکشاند اما همچنان زیبا است . 《 ⁺¹⁸ Hell but beautiful 》 ♡ Draco + Hermione‌ ♡ genre : " Romantic ، adventure ، Harry Potter ، +18 ..." ❌ تکمیل شده ❌
بخیه | (16+) by Allie_Sad
Allie_Sad
  • WpView
    Reads 23,758
  • WpVote
    Votes 2,622
  • WpPart
    Parts 122
دست هاش دور گردنم نشسته بود و هر چقدر تقلا می کردم تا خودم رو بالا بکشم، اون من رو بیشتر درون وان پر از آب می فشرد. سرم رو زیر آب فرو می کرد و ناخن های بلندم هر چقدر چنگش می زدند، فایده ای نداشت. باز هم شکست می خوردم. آب در بینی و دهانم فرو می رفت و رسیدن اکسیژن به من داشت کمتر و کمتر می شد، و داشت به صفر می رسید. داشت خفه ام می کرد. داشت توی آب وان غرقم می کرد. برای ثانیه ای، فقط ثانیه ای، تونستم سرم رو از آب بیرون بکشم، و با قاتلم چشم در چشم شدم. یک جفت چشم مشکی پر از نفرت درون چشم هام خیره شده بودند. قصد جانم رو کرده بود. 🚫 رده ی (16+) برای کلمات رکیک، صحنه های باز کلامی و موقعیت های خشونت بار. 🚫 شروع تا پایان: ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳.
سزاوار  by Allie_Sad
Allie_Sad
  • WpView
    Reads 19,889
  • WpVote
    Votes 2,323
  • WpPart
    Parts 71
لبخند روی لب هاش واقعی بود، من می تونستم به صحت این موضوع قسم بخورم. و چشم هاش، می درخشید. اون خوشحال بود. من؟ داشتم از درون ویران می شدم. شروع تا پایان: ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۷.
※همسایه دوست‌داشتنی من※ by 7_Apple_Pie_7
7_Apple_Pie_7
  • WpView
    Reads 11,029
  • WpVote
    Votes 686
  • WpPart
    Parts 27
چِلسی جِیمسِن؛ بعد از پایانی دردناک برای رابطه اش، تنها زندگی می کند. تلاش می کند تا مشکلات را پشت سر گذاشته و به جلو حرکت کند، هر چند که کار آسانی نیست؛ چراکه به عنوان شخصی که متوجه شد دوست پسر قبلی اش به او خیانت کرده و عاشق شخص دیگری شده است، احساس شکست می کند. نقل مکان نمودن به آپارتمان جدیدش حرکت خوبی بود اما او اوقات زیادی را به خواندن کتاب های سکسی، نوشیدن شراب و تلاش برای تسلیم نشدن، می گذراند. دِیمیِن هِنِسی؛ همسایه ی سکسی و جذابی که بسیار موفق است، در لحظه زندگی می کند و هیچ علاقه ای مبنی بر ایجاد تغییر در زندگی اش، ندارد. او از تنها زندگی کردن خوشحال بود؛ از نقاشی کردن و نگه داری سگ های عزیزش لذت می برد. دِیمیِن با چلسی ملاقات کرد و آنها به یکدیگر متصل شدند اما دِیمیِن رازهایی داشت که او را از داشتن هرگونه رابطه ای منع می کرد. "من همیشه تو رو میخواستم، از همون لحظه ای که در خونه ام رو زدی و بهم گفتی شیطان....من فقط میخوام تا دوباره مزه لبهات رو بچشم و صدای ناله ات رو، از دور زبونم بشنوم." "تو حسابی دهنت سرویسه، چلسی جیمسن. چون من میخوام تمام مدت درونت باشم."