The Reading List ★
9 stories
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 63,848
  • WpVote
    Votes 15,502
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
The Mad Hatter by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 20,624
  • WpVote
    Votes 4,916
  • WpPart
    Parts 30
گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی می‌کند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانه‌اند. آلیس گفت: ولی من دلم نمی‌خواهد به سراغ افراد دیوانه بروم. گربه گفت: اوه! شما چاره‌ای ندارید. اینجا همه‌ی ما دیوانه‌ایم. "این فن‌فیکشن ادامه داده نخواهد شد." [CHANBAEK × KAIHUN] [Surreal × Psychological]
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 11,184
  • WpVote
    Votes 2,743
  • WpPart
    Parts 12
ایگو به معنی «خود» گفتی عشق جنگه، پس من چاقو رو تو قلبت فرو کردم تا حسابی خونریزی کنی دلبندم، و با چشمایی که لهجه‌ی بوسه داشتن به تماشای مرگت نشستم. 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
Pink Flamingo  by itenkii
itenkii
  • WpView
    Reads 2,159
  • WpVote
    Votes 338
  • WpPart
    Parts 6
"اگه زندگی بعدی وجود داشت، من یه فلامینگو میشم و تو مرداب کثیفی که داخلش گیر افتادم. " (چانبک) امگاورس/کمدی سیاه هشدار: فحاشی، خشونت
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 17,123
  • WpVote
    Votes 3,488
  • WpPart
    Parts 30
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
✦William🕯" ࣪ by TaleBySunset
TaleBySunset
  • WpView
    Reads 2,435
  • WpVote
    Votes 480
  • WpPart
    Parts 30
جنون ارثی آخرش گریبانگیر بکهیون هم شد. مگه می‌شد هر روز جواهرسازی پدرش رو ببینه و نفسش بند نیاد؟ این اعجوبه که اتفاقا با قاتل دیگه‌ای سر و سری داشت توی دو چشم پسر زل می‌زد و روحش رو می‌خورد. مین‌یونگ هم همیشه نگران این رابطه پدر و پسری بود اما فکر نمی‌کرد روزی برسه که بکهیون سرش رو از لای نمایشنامه‌های شکسپیر بیرون بیاره و واقعا زندگی کنه. . -ممکنه بعدا توی جهنم بپوسم؟ در ازای این لذت؟ البته که ترجیح می‌دم لای اون آتیش‌ مزخرف جزغاله شم چون من لای این گناه مزه واقعی بهشت رو قبلا چشیدم! . -کسی که می‌خواد قبل از سرداشتن خونه داشته باشه ‌شپش به سر نداشته‌ش می‌ذاره، مادر جان. . عنوان: ویلیام | William نویسنده: SUNSET | سانست کاپل: چانبک، سولی ژانر: رمنس، انگست، جنایی - مینی فیک ، کامل شده -