Ch
10 stories
Avi○r by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 70,597
  • WpVote
    Votes 7,916
  • WpPart
    Parts 48
وی، اون یک خدای طرد شده بود که برای رهایی از بند اسارتش با من پیمان بست و خدمتگزارم شد. اون استاد سحر و اهریمن دانشگاه اسمرالدو و یک ققنوس با بال های آتشین بود که قلبی نداشت و به گفته اطرافیانم "هزاران سال بود که بدون هیچ احساسی به راحتی زندگی میکرد"؛ وی، اون موجود شیطانی در جسم یک پسر جذاب با چشمانی گیرا، کسی بود که من، ارباب ٢٠ ساله اش، عاشقش شدم... 📔آویور
«فصل اول» No Story[✔]  by termeh23
termeh23
  • WpView
    Reads 2,619
  • WpVote
    Votes 297
  • WpPart
    Parts 20
مجبور شدم بایستم و منتظر بمونم وقتی جین به سمتم اومد، لبخند مسخره ای به لب داشت: "تو باید کارآموز جدید هونجا باشی" گفت. اخم کردم و نفس عمیقی کشیدم تا عصبانی نشم: "اسم من هونجا نیست، هیونجیه." با خستگی زیاد گفتم هر بار اسمم رو اشتباه تلفظ میکرد. واقعا داشتم برای خودم متاسف میشدم. یهو خندید: "الان حتی اگه بخوامم نمی تونم اسم تو رو اشتباه به خاطر بیارم." او گفت و افزود: "تو خیلی سرگرم کننده ای." نام : No Story ژانر : موزیکال ، عاشقانه نویسنده : MajesticBlue13 شخصیت ها: سوهیون، سویون، جین ، جیمین خلاصه : داستان دو خواهر که رویای آیدل شدن در سر دارن و ... *این اثر با اجازه نویسنده اصلی به فارسی ترجمه شده
Horror stories by kimwasari
kimwasari
  • WpView
    Reads 18,783
  • WpVote
    Votes 3,162
  • WpPart
    Parts 54
داستانهای کوتاه ترسناک ک پشماتون و فر میکنن؛) follow vote comment
ENEMYS: BOOK 1;(The Enemy Of My Enemy Is My Friend) by ff_bts_ff
ff_bts_ff
  • WpView
    Reads 22,969
  • WpVote
    Votes 2,067
  • WpPart
    Parts 17
سیاهی، تاریکی، شب،خون... داستان از جایی شروع شد که مادربزرگم فهمید من چیم، ولی اون نمیخواست قبول کنه، اون از این وضع ناراضی بود؛ پس منو کشت. اما من... موجودی بودم که نمیمردم فقط احساساتم رو کشتم چشم های واقعی ، فهمیدن، دروغ های واقعی خون، مرگ، خون، مرگ، خون، مرگ این چرخه تا اخر عمر همراهم بود داستانم را در روز بخوان و در شب منتطرم بمان؛ خون تو بوی خوبی میده. شخصیت اصلی دختر: رزا شخصیت اصلی پسر: تهیونگ
pain of love by rozi_vp
rozi_vp
  • WpView
    Reads 15,164
  • WpVote
    Votes 1,028
  • WpPart
    Parts 15
:میترسی؟ _آ..آره :بیا مونده بودم چیکار کنم . برم؟؟یا نرم :مگه نمیگی میترسی؟؟ خب بیا دیگه _چ..چشم با ترس به طرفش قدم برداشتم دستشو گذاشت رو شونمو خودشم باهام اومد تو . یه فن فیک از بی تی اس دختر پسری وضعیت : پایان یافته ...
❥•𝐏𝐔𝐑𝐏𝐋𝐄 𝐇𝐄𝐀𝐑𝐓ೋ•'𝐂𝐎𝐌𝐏𝐋𝐄𝐓𝐄𝐃' by BuNnY-MoOdY
BuNnY-MoOdY
  • WpView
    Reads 36,980
  • WpVote
    Votes 3,443
  • WpPart
    Parts 26
_رنج کشیدن نشون میده تو هنوز یک انسانی ! درد بخشی از انسان بودنه... - پس من نمی خوام انسان باشم... . _از شنیدن دروغ بیزاری ولی با گفتنش مشکلی نداری؟ - ولی یه دروغگوی ماهر کسیه که یه روزی همه حرفا رو باور کرده ! . خواهر و برادری که زندگی آرومی دارن و همیشه هوای همو دارن، دختری که بیشتر خاطرات شو به یاد نمیاره ! پسر مغروری که در عرض چند ثانیه می تونه از هات به فوق کیوت تبدیل بشه... چی میشه اگه زندگی شون تغییر کنه؟ اونا می تونن این تغییر رو تحمل کنن؟ . ▪︎اسم فیک : قلب بنفش ▪︎ژانر : عاشقانه، مدرسه ای، تا حدودی اسمات.جنایی، کمدی تراژدی. ▪︎کاپل : دختر/پسری ▪︎روز های آپ : یکشنبه پ.ن : کیتسون شمارو بوراهه 3> ____________ #1 girlxboy #1 itzy #1 boyxgirl #1 girl #1 jjk #1 boy #1 bts #1 fantasy # 1 دختر # 1 پسری
My Life FF by Sarinaf9
Sarinaf9
  • WpView
    Reads 173,496
  • WpVote
    Votes 10,277
  • WpPart
    Parts 38
My Life : زندگی من ژانر : عاشقانه - درام - انگست - اسمات با تمام زوری که داشتم کنارش زدم +تمومش کن... تمووومش کن... بدنم میلرزید و صدام هم به لرزه افتاده بود ‌+معشوقه،واقعا من معشوقه‌ی توام؟؟ خودت هم میتونی همچین چیزایی رو باور کنی!!... واقعا داری از روی احساساتت حرف میزنی؟!.... ازم انتظار داری اینارو باور کنم؟.. همینو میخوااااای؟؟ میخوای که منو عذاب بدی؟ آررره؟؟ بیشتر عصبی شد. -همین الان از اینجا برو بیرون ✔#1 jungkook
Unwanted Killer | Jeon Jungkook by kimellarmy
kimellarmy
  • WpView
    Reads 123,586
  • WpVote
    Votes 8,564
  • WpPart
    Parts 32
-″اجازه نمیدم خودتو ازم دور کنی″ ″اگه من بخوام ازت دور بمونم چی؟″ -″اونوقت هیولایی میشم که ازش متنفر شی″🥀💛 Couple: Jungkook x Girl Genre: Angst, Romance, Psychology, Smut
Behind the scene by nanaly80
nanaly80
  • WpView
    Reads 11,626
  • WpVote
    Votes 938
  • WpPart
    Parts 3
ژانر : وان شات ، عاشقانه ، طنز ، درام، برشی از زندگی ، کمی ورزشی همه ی ما تنها اون چیزی رو می بینیم که روی صحنه اتفاق میفته. به ندرت پیش میاد کسی از پشت صحنه خبر داشته باشه. جئون جونگ کوک برای همه یه افسانه است ، در حالی که برای اون دختر... "وضعیت : تکمیل شده "
+12 more
ʍɾ ɑɾɾօցɑղԵ ( Translation ver ) by Reyhanehsadr
Reyhanehsadr
  • WpView
    Reads 217,543
  • WpVote
    Votes 19,906
  • WpPart
    Parts 44
اون دختر به خاطر یه اسم از رفتن به مدرسه وحشت داره ! _ترجمه ی رمان دو جلدی ٫٫ آقای مغرور ٫٫ با مجموعا بیست و سه میلیون بازدید رو از دست ندید _