Going
18 قصة
Black dream بقلم zeeyumstylinson_
zeeyumstylinson_
  • WpView
    مقروء 8,455
  • WpVote
    صوت 1,540
  • WpPart
    فصول 10
اولین بار که دیدمش، از نگاهش نور چکه می‌کرد! و ماه در قهوه‌ی چشم هایش شناور بود... و من یقین یافتم که «او» گونه‌ی انسانیِ ماه است.
Y.O.L.O [L.S] بقلم eris_e0
eris_e0
  • WpView
    مقروء 8,259
  • WpVote
    صوت 1,531
  • WpPart
    فصول 27
𝖸.𝖮.𝖫.𝖮 : 𝖸𝖮𝖴 𝖮𝖭𝖫𝖸 𝖫𝖨𝖵𝖤 𝖮𝖭𝖢𝖤 لویی تاملینسون پسر خوب مدرسه، و هری استایلز دردسرساز مشهور در نهایت با هم بازداشت میشن.. "نظرت در مورد یه شرط بندی چیه؟" "شرط...شرط بندی؟ " هری چهارتا انگشتش رو بالا برد، انگشتایی که روش حروف "Y.O.L.O" خالکوبی شده بود. "چهارتا جرات لویی، بین من و تو" و همه چیز اینطوری شروع شد... [translated]
☆~Unattainable Dream بقلم negi_8423
negi_8423
  • WpView
    مقروء 468
  • WpVote
    صوت 130
  • WpPart
    فصول 23
سلام تصمیم گرفتم یه فن فیکشن زیام بنویسم و آپلود کنم امیدوارم دوسش داشته باشین♡
Zolden pain[Z.M] بقلم yollowing
yollowing
  • WpView
    مقروء 1,901
  • WpVote
    صوت 455
  • WpPart
    فصول 24
زیباترینم، تو برایم سیاه چاله‌ی ناشناخته هستی، خالی اما پر از جاذبه و این برایم تلخ ترین تعریف از شیرین ترین مخلوق خداوند است، زیرا دارمت اما دست نیافتنی تر از هر دست نیافتنی‌ ای هستی و این بود احساساتم در پشت پرده های بی اعتمادی هایم، واقعی تر از هر واقعیتی که بر زندگیمان تابیده شده است.
Judas (Shotgun S2){Z.M} بقلم Antoni_walker0094
Antoni_walker0094
  • WpView
    مقروء 2,275
  • WpVote
    صوت 274
  • WpPart
    فصول 22
یهودای من همه را به صلیب بکش! شام و برزخ را به زمین بیاور هر آنچه که اعتقاد داری را به آتش بکش بوسه‌تو،سیب شیطان را به تمسخر گرفت.. ‌‌ برای اثبات بی گناهی خودت را حلق آویز کن! اینجا شروع فصل دوم شاتگانه! اگه شاتگان رو‌خوندی قطعا نیازه این یکی رو هم بخونی🥰 همراه این کتاب باشید با کاپل کیوت زیام! ژانر: سیاسی،اکشن،رومنس،معمایی،تراژدی،کمی طنز
Veronica(ziam) بقلم fakoorzakk
fakoorzakk
  • WpView
    مقروء 17,823
  • WpVote
    صوت 2,294
  • WpPart
    فصول 56
یاد بگیر آدما رو از روی جلد شون قضاوت نکنی. من قضاوت نکردمت ، فقط خیلی دیر خود واقعیت رو شناختم عزیزم. حاوی خشونت و اسمات و چیز های عجیب⚠️🚫🔞
• 𝙖 𝙈𝙤𝙙𝙚𝙡 𝘼𝙣𝙙 𝙖 𝙁𝙖𝙣 • [𝙇.𝙎] بقلم eris_e0
eris_e0
  • WpView
    مقروء 20,459
  • WpVote
    صوت 4,335
  • WpPart
    فصول 104
لویی چند شب قبل از تولدش تصمیم میگیره که به خانوادش بگه که گی. بالاخره اونها پدر و مادرش هستن و ازش حمایت میکنن. اما وقتی اونو از خونه بیرون انداختن لویی تازه فهمید چه اتفاقی افتاده؟ هری همون شب فقط میخواست یه پیاده روی بی سر و صدا تو خیابون داشته باشه بدون اینکه مردم دورش جمع بشن اما وقتی میبینه پسری رو از خونه پرت میکنن بیرون چیکار میکنه؟ ~~~~~~ "اولین بوسه تون کجا و کی بود؟" "فکر کنم تو هتل...شب سال نو." هری سرش رو تکون داد "آره، وقتی سعی میکردی ازم فرار کنی." لویی سرخ شد و اروم به بازوش زد . "ما پنج، تقریباً شیش ماهه با هم قرار میذاریم؟" ~~~~~~ لویی یه پسر خجالتی و ساکت هری یه یوتیوبر و مدل مشهور ~~~~~~ نویسنده اصلی whatsuphello1@ [translated] [Larry , ziam] [𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗲𝗻𝗱]
My weakness {Z.M}  بقلم zahra_284
zahra_284
  • WpView
    مقروء 54,770
  • WpVote
    صوت 6,370
  • WpPart
    فصول 46
-کاش میشد ازت بگذرم! +نمیتونی...نمیتونم! -چرا؟ +چون ما نقطه ضعف همیم! . . . ....ولی تو نقطه قوت منم هستی! Ziam💛❤
+13 أكثر
FlaMeS [Z.m] بقلم imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    مقروء 36,295
  • WpVote
    صوت 5,349
  • WpPart
    فصول 22
welcome salite ha Zayn Top +15 بوک شامل خشونت، قتل، شکنجه، الفاظ رکیک و...