[کامل شده]
"رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده.
¬افسارگسیخته ¬
___________________
_مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خال ی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد!
+میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن.
Vkook story!
⚠️#1in bts fanfic
⚠️#1in Persian
⚠️#1in Action
آرمی و پاترهدم؛
توی این بوک قراره از روزمرگی هام بگم و صرفا قرار نیست چیز خنده داری گفته بشه، زندگی هیچوقت اینجوری نبوده.
سو بچز تو این بوک قراره همو بشناسیم و یه جورایی باهم آشنا شیم.
"Welcome to my home"
.
پ.ن؛ کیتسون شمارو بوراهه 3>
#1diary
#1humor
عشق کلمه ی عجیبیه ...یه معنای ساده داره ولی به هزاران شکل مختلف ظاهر میشه ...
دختری که همیشه از این کلمه ضربه خورده ...
پسری که تازه معنای واقعی این کلمه رو فهمیده ...
مانوول وارث یه گروه قدیمیه که برای انجام اولین ماموریت مستقلش به محبوب ترین مکان دنیا میره و با جئون جونگکوک آشنا میشه ...یه پسر گی که تازه با دوست پسرش کات کرده و...
My Life : زندگی من
ژانر : عاشقانه - درام - انگست - اسمات
با تمام زوری که داشتم کنارش زدم
+تمومش کن... تمووومش کن...
بدنم میلرزید و صدام هم به لرزه افتاده بود
+معشوقه،واقعا من معشوقهی توام؟؟ خودت هم میتونی همچین چیزایی رو باور کنی!!... واقعا داری از روی احساساتت حرف میزنی؟!.... ازم انتظار داری اینارو باور کنم؟.. همینو میخوااااای؟؟ میخوای که منو عذاب بدی؟ آررره؟؟
بیشتر عصبی شد.
-همین الان از اینجا برو بیرون
✔#1 jungkook
Last decision : تصمیم آخر
ژانر : عاشقانه - درام -انگست -جنایی -اسمات - معمایی
خلاصهای از فیکشن:
درد؟ کینه؟ انتقام ؟ تو نمیتونی همه رو با هم درک کنی و باهاشون بزرگ بشی چون یه بچه ی پنج ساله نیستی که پدر و مادرش رو جلوی چشماش به قتل رسوندن
---
چی میشه اگه انتخاب های زیادی نداشته باشی؟ چی میشه اگه آدم های اطرافت متفاوت با چیزی باشن که انتظار داری؟!
ازدواج یا مرگ؟ میتونی حسش کنی ؟
✅بخش هایی از فیک ✅
بسته شدن چشمای اون زن فرتوت تنها ذره ی روشن وجودشو خاموش کرد و این آغاز تاریکی جونگ کوک و امپراتوری خونینش بود
---
مرد مسن دستشو روی شونه ی جونگ کوک گذاشت :" دوباره که قرار نیست سرکشی کنی؟ به اندازه کافی برای تهیونگ اینکار رو کردی
---
یکی از اونا از روی صندلیش بلند شد :" اینکه یه زن مسئولیت کامل باند رو به عهده بگیره اشتباهه..بیوه ی جئون باید زیر دست ما باشه نه توی مقام مشابهی با ما قرار بگیره
---
+ن..نیازی نیست گدایی عشقی رو بکنی که داریش
برخلاف انتظارش جونگ کوک فقط پوزخندی زد و پشت میز کارش نشست
-مطمئنی که دارمش؟ یا فقط دارم خودمو احمق فرض میکنم که مثلا دارمش
---
+حقیقت رو بهم بگو.. تو نمیتونی انسان باشی چون خود شیطانی
-اشتباه نکن... من... جئون جونگ کوکم
1 #JungKook ❤