sarapersia
سارانگ نمیدونست روزِ اولی که به دانشگاه ملی سئول میاد دست روی کی بلند کرده، با خودش عهد بسته بود خشمشو کنترل کنه و باعث جلب توجه و دردسر نشه، اما وقتی دید اون پسرِ لعنتی چطوری به یه پسر گی متلک میپرونه و آزارش میده، نتونست جلوی دستای مشت شده ش و صدای بلندِ تو مغزش که میگفت مشتایی که سر انگشتاش گز گز میکنه رو توی صورت بی نقص اون پسر بکوب رو بگیره، شاید از اونجایی که خودشم بیشتر از اینکه به دخترا علاقه داشته باشه،به پسرا جذب میشد یجورایی بهش برخورده بود
البته که گوکا قرار بود اونجارو براش به جهنم تبدیل کنه، جهنمی که شاید خودشم تو آتیشی که برای سارانگ به راه انداخته بود بسوزه، کی فکرشو میکرد بعدها گوکا برایِ یه نگاه از سمت سارانگ دست به هرکاری میزنه و چطوری سرش عصبی میشه و روش تعصب داره؟هیچکس فکرشم نمیکرد که گوکا به خاطر ی مرد تا پای مرگ بره ،ولی زندگی خیلی سوپرایزای جالبی داره
سیاه تیره
Dark Black
딥 블랙
هان سارانگ ( با الهام از تهیونگ)
وون گوکا ( با الهام از جانگوک)