[Persian translation]
بیست و هشت روز بدون تو با بیست و هشتا نامه که داخل اون
دفترچه مشکیه، همون که کنار تختت بود نوشتم... میدونم داری بهم گوش میدی و مواظبمی...منم عاشقتم
داستان کوتاه درباره احساسات هری بعد از خودکشی لویی، اما بعد ۲۸ روز چه اتفاقی میوفته؟
توجه:
محتوای حساسی وجود دارد، به همین ترتیب عکس ها یا فیلم های مربوط به محتوای احساسی، بنابراین اگر سن پایین یا با مشکل افسردگی دارید، آن را نخوانید.
COVER BY ZACK
درباره پرنس لویی و هریِ عکاس که دنیای شلوغ و غم انگیزی دارن اما وقتی به هم میرسن دنیای هموفوبیکی اون دوران رو از هم میپاشونن و انقلابی راه میندازن در این بین فردی به نام لاور زیرکانه داستان را به جلو میبره، که همه به دنبال هویت نامعلومش میشن...اما اگر همه اینا فقط یک خواب باشه چی؟
⭕️چند تا نکته مهم درباره Don't worry darling:
🎈 هیچ اسم شخص و مکانی الکی و بی دلیل انتخاب نشده
🎈 همیشه یه چیزی کمه و ریدرباید اون چیز رو پیدا کنه
🎈 عاشقانه اما نه حد عشق در حد جنون روانی
🎈 دونت ووری خلاصه در ۱۹۵۰ نمیشه
🎈 داستان دارای پارت های کوتاهه
🎈 همه چیز اینجا ترتیب داره
توجه: پیشنهاد من اینکه از پارت ۱۰ هم شروع بکنید متوجه اتفاقات میشید فقط گاهی اوقات اگر لازم بود برگردین نگاه کنین.
*Short part story*
"من میتونم کاملت کنم لیام."
"نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..."
"من خودم کسیم ک قراره از ت و محافظت کنه."
[Completed]
تاریکی از نور بهتر است وقتی خورشید قاتل محض ستارست...کاش برآمده از رویایی بودیم ؛ یا شاید سرابی ، به جای آن که بخشی از واقعیت باشیم.
--------------------------------------
❧ Larry Stylinson 🌱
•ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ•
- فقط یه لمس کوچیک لازمه تا اشک هاش رو دیوانه وار شلیک کنه! چه برسه به دستهایی که احاطش کرده بودن.. انگار تنها چیزی که واقعا نیاز داشت همین بود! همین گوی کوچیکی که هیچ چیزی غیر از خودشون و احساساتی که جریان داشت توش نفوذ نمیکرد..
و چی میشد اگه این تنها چیزی باشه که میخواست تا ابد نگهش داره؟!
___
-K.