Bests
14 cerita
𝐎𝐜𝐞𝐚𝐧 𝐛𝐨𝐲 oleh _phoenix_61
_phoenix_61
  • WpView
    Membaca 498
  • WpVote
    Vote 105
  • WpPart
    Bab 3
Why She Wanted To Sleep? oleh pnarges
pnarges
  • WpView
    Membaca 9,421
  • WpVote
    Vote 1,925
  • WpPart
    Bab 12
ناگهان از خواب پریدم که رفته بودی و من هنوز هزار دل سیر حرف داشتم [آباعابدین] Cover by kimiamd
𝐈 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 𝐡𝐢𝐦 oleh kookie_vkok4ever
kookie_vkok4ever
  • WpView
    Membaca 5,924
  • WpVote
    Vote 866
  • WpPart
    Bab 11
«𝑐𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑» -دلم برای بارون تنگ شده بود! با چشم های غمگینش بهم نگاه کرد و صدای زیباش که زمزمه وار چیزی میگفت توی گوشم پیچید... -هودی هایی که نمی تونی بپوشیشون... بارونی که نمیتونی با چتر زیرش قدم بزنی... سرمایی که نمیتونی حسش کنی چه دلتنگی داره؟! ❀𝑛𝑎𝑚𝑒: 𝐼 𝑙𝑜𝑣𝑒𝑑 ℎ𝑖𝑚 ❀𝑐𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑘𝑜𝑜𝑘𝑣 ❀𝑤𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑘𝑖𝑚 𝑟𝑜𝑚 𝑟𝑜𝑚 ❀𝑔𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑠𝑎𝑑, 𝑟𝑒𝑣𝑖𝑒𝑤 𝑚𝑒𝑚𝑜𝑟𝑖𝑒𝑠, 𝑠𝑎𝑑 𝑒𝑛𝑑
INCuRABLE oleh pariaaaaa
pariaaaaa
  • WpView
    Membaca 4,059
  • WpVote
    Vote 655
  • WpPart
    Bab 39
خورشید خاموش شد.... ماه نتابید..... و من مردم.
Suicide Notes oleh kindakaa
kindakaa
  • WpView
    Membaca 265,731
  • WpVote
    Vote 37,329
  • WpPart
    Bab 37
مجموعه اى از يادداشت هاى خودكشى.
مغز در رفته  oleh reyhane7611
reyhane7611
  • WpView
    Membaca 3,173
  • WpVote
    Vote 501
  • WpPart
    Bab 21
افکار دیوانه واری که باید یک جا نوشته بشه
Letters To That Blue Killer oleh _phoenix_61
_phoenix_61
  • WpView
    Membaca 141
  • WpVote
    Vote 38
  • WpPart
    Bab 8
اهمیت نمیدهم، اگر روزی شیشه های کوچک، از حجم غم هایم خورد شوند. شیشه هایی که، غم هایم را در قلب خود نگه میدارند؛ تا شاید روزی، به دست کسی برسد. تا شاید زنده بمانم؛
If I Forget Your Name - [Completed] oleh theteara
theteara
  • WpView
    Membaca 6,516
  • WpVote
    Vote 1,409
  • WpPart
    Bab 9
من جزئیات ده سال جنگ و تقلای تو رو نوشتم. برات نوشتم که چشمهات چطور عادت داشتن بدرخشن. چطور تارهای صوتیت با ارتعاش لطیفشون عادت داشتن معجزه بیافرینن. برات از تمام چیزهایی نوشتم که فراموش کردی. برات اسم آدمهایی رو نوشتم که دیگه به یادشون نمیاری. |نامجین - کوکجین| |انگست| |داستان کوتاه| BTS short fanfiction copyright © 2020 theteara