We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
one_di_lovers's Reading List
23 stories
SIN(LarryStylinsonAU) by S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Reads 252,455
  • WpVote
    Votes 29,142
  • WpPart
    Parts 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
How to be a criminal (L.S) (Completed) by Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Reads 152,175
  • WpVote
    Votes 26,329
  • WpPart
    Parts 83
من دوست دخترمو کشتم و الان دارم ازت دزدی یاد می گیرم! Highest rank : #7 in fanfiction وارنینگ : حاوی اندکی معصومیت از دست رفته (سکچوال کانتنت خودتون)
Game Or Love?|Larry by heisbuterfly
heisbuterfly
  • WpView
    Reads 72,746
  • WpVote
    Votes 10,714
  • WpPart
    Parts 37
[ C o m p l e t e ] چه اتفاقی ميوفته،وقتي لويی تاملينسون مغرور توي نوجووني زخم عميقی روی قلب يه پسر بچه ی عاشق ايجاد ميكنه و ده سال بعد با همـون پسر روبرو ميشه؟ ⚠️ Mpreg ⚠️ 📌تمامی نوشته ها تراوشات خیالی ذهن نویسنده میباشد و هیچگونه شباهتی با اشخاص در واقعیت ندارد❗️
Gucci or Adidas? L.S by louizit91
louizit91
  • WpView
    Reads 106,327
  • WpVote
    Votes 13,797
  • WpPart
    Parts 31
به اتمام رسیده است!:) •لویی تاملینسون، کلید طلایی شرکت برجسته آدیداس. هری استایلز، مهره مار برند لوکس گوچی. سایمون کاول، برنده جایزه بهترین نویسنده قرار داد های روابط فیک در هالیوود. خودکار بیک، خوش دست و با دوام مخصوص امضا کردن قرار داد رابطه فیک لری استایلینسون.•
Being Tutored | L.S Persian translation by _MySoul
_MySoul
  • WpView
    Reads 247,345
  • WpVote
    Votes 22,773
  • WpPart
    Parts 43
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه یا داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره. #2 in fanfiction all rights reserved to LarryGeneration. this story contain sexual tension
mr.secret by Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Reads 87,333
  • WpVote
    Votes 6,489
  • WpPart
    Parts 11
لوییس تاملینسون..پسری که درمورد افراد غریبه یکمی زیادی کنجکاوه!
Basorexia‌ [stylik †] by Tinlixie
Tinlixie
  • WpView
    Reads 6,984
  • WpVote
    Votes 754
  • WpPart
    Parts 7
زین بعضی وقتا فراموش میکنه که دوست پسر هری نیست. {short story} " ترجمه "
•Fading• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 224,399
  • WpVote
    Votes 31,922
  • WpPart
    Parts 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
holding the man by Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Reads 31,943
  • WpVote
    Votes 3,867
  • WpPart
    Parts 23
*داستان برگرفته از صحنه هایی از فیلم holding the man..* ای گلهای زیبا.. من هم امشب همانند شما فرومیپاشم.. امشب که خانه اش از خاک و سنگ شده..من هم در میان آبهای دریا.. _صبرکن.. برگشتم سمت داوری که پشت میز کج و کوله اش لم داده بود.. _میتونی با احساس تر باشی هری؟!
mind of mine [zarry] by ellannosaurus
ellannosaurus
  • WpView
    Reads 8,759
  • WpVote
    Votes 1,460
  • WpPart
    Parts 13
+ اولین باری که اینجارو دیدم انقدر محوش شده بودم که تا مدت ها هر روز به عشق دیدنه این منظره ساعت ها قبل از غروب اینجا منتظر میشستم...به نظرم قشنگ ترین چیزیه که دیدم... از دیدنه اون صحنه سیر نمیشدم.بالاخره بعد از چند دقیقه که دیگه هوا تاریک شده بود و خورشید کامل غروب کرده بود،برگشتم سمتش... - ولی من چیزه زیبا تری هم دیدم با تعجب نگاهم کرد.به چشماش نگاه میکردم و سعی میکردم رنگشو تو اون تاریکی به یاد بیارم... + چی؟!چه چیزی میتونه قشنگ تر از این باشه؟! چند لحظه سکوت کردم... - این صحنه زیبا ترین چیزی نیست که دیدم،چون از بین میره...چون فقط چند دقیقه توی روز میتونی داشته باشیش...چون شیش ماهه سال،این صحنه رو به خاطر بارون یا برف و ابر از دست میدی.....پس این زیبا ترین نیست...ولی چشمای تو زیبا ترین ترکیبه رنگیه که من تا حالا دیدم...رگه های سبز یشمی ای که از بین یاقوته چشمات رد شده....همراهه اون رگه های سبز-ابی ای که دور تا دوره مردمکتو احاطه کردن.........اینا زیبا ترین چیزایین که من دیدم هری.... ******* وقتی بیدار شی و خودتو تو بدن کس دیگه پیدا کنی چیکار میکنی؟ مطمئنا یه دلیل خاص داره،نه؟ وگرنه چرا باید روحت با روح کس دیگه جا به جا بشه؟! ولی اون دلیل چیه؟؟؟ zarry stylik au Book 4 [ completed ]