✨️وضعیت آپ: کامل شده✨️
+سوکجینا..... زودتر آرزو کن
الان کیکت آب میشه...
-خیلی خب..... هولم نکنید....
سوکجین بایه لبخند دندونی تودل برو آرزویی کردو به قصد فوت کردن شمعا سرشو جلو برد
درست همون لحظه ای که شمعا خاموش شدنو دود حاصل از اونا داخل فضای کافه پخش شد تازه فهمید که یه پسربچه چند قدم اونطرف تر ایستاده و عین یه مجسمه داره تماشاش میکنه
پسری که همزمان با وقتی که خودش داشت آرزو میکرد توی این کار شریکش شده بودو باتموم وجودش میخواست که سوکجین دیگه هیچوقت لبخند نزنه!!!
روزی که سوکجین ده ساله باخوشحالی توی اون کافه ی کوچولو همراه باخانواده اش شمعای کیک تولدشو فوت میکرد مطمئنن حتی یه لحظه ام احتمالشو نمیداد همون پسری که بی دلیل بهش زل زده بود 15سال بعد اونو به عنوان یه برده صاحب میشه و اسیر عمارت خودش میکنه....
حالا بعد از اون همه سال....
بالاخره نوبت به برآورده شدن آرزوی تهیونگ رسیده بود!!
ژانر: انتقامی معمایی راز آلود
کاپل اصلی : تهجین
کاپل های فرعی :
1) کوکمین
2) سپ
3)؟؟؟؟
[Completed]
چیزی به عنوان سرنوشت از قبل تعیین شده وجود داره!؟
یا ما آدم ها با تصمیماتمون سرنوشتمون رو میسازیم!؟
اگه ما خودمون سرنوشتمون رو میسازیم پس باید پای عواقبِ تصمیم هات درست و اشتباهمون بایستیم.
ژانر:romance،angst
دستشو روی قلبش فشار داد و صورتشو جمع کرد
-آخ قلبم...
+چیشدی...درد میکنه؟
همونطور که با نگرانی سعی میکرد چکش کنه گفت...
-نه...شکست...
چند ثانیه بهش خیره شد و بعد زد زیر خنده...
+دیوونه...ترسیدم...
لبخند غمگینی زد و به رو به روش خیره شد...
__________
-میدونی کی فهمیدم راه رو اشتباه اومدم؟
سوالی نگاهش کرد و اون ادامه داد...
-همون وقتی که گفتم قلبم درد میکنه و نگران شدی ولی وقتی گفتم شکست، خندیدی...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام : Bloom into you
کاپل: تهجین
ژانر : رومنس ،درام، انگست
نویسنده : Mind writer
اپ: نامعلوم
Number 1 in #taejin