جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی ندار ه.
پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟
~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~
ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غمانگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️
روز های عاپ: پنجشنبه
وضعیت: تکمیل🫧
Start : 2 / 6 / 1402
End : 15 / 9 / 1403
وضعیت: تکمیل شده
کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی
ژانر: درام، رومنس، روانشناسی
میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟!
هیچی! دقیقا هیچی.
و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتون ه زندگیش رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده.
روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف.
#1 in روانشناسی
#1 in عاشقانه
#1 in psychology
#1 in sliceoflife
#1 in farsi
#1 in تهکوک
تهیونگ بزرگ ترین فن بوی جئون جونگکوکه که بخاطر امتحاناش یک ماه از فضای مجازی دور میشه ،حالا بعد از یک ماه برگشته و چیزی که براش مدت ها صبر کرده بود رو از دست داده ...
ژانر :چتی
ترجمه شده در چنل : @kookvmoment
آقا و آقای جئون🍸
دو تا دشمن
دو تا پسر
یه کراش بچگونه
یه سو تفاهم
و
یه ازدواج اجباری
چجوری قراره با هم کنار بیان؟؟؟؟
زوج ها: کوکوی ویکوک سوییچ ( هر دو میتونن تاپ باشن )
نامجین
یونمین
ژانر: روزمره مدرسه ای طنز اسمات🔞🔞🔞🔞 امپرگ ته
-"ازت متنفرم کیم وی! "
جونگکوک اخمی کرد و با ناراحتی به تهیونگ خیره شد
-"هی لیتل بانی.. چرا ناراحت شدی.. "
تهیونگ آهی کشید و پیشونیش رو ماساژ داد و ادای ناراحتی دراورد
جونگکوک داد بلندی کشید و با اخم غلیظی به تهیونگ خیره شد :" اینو بدون که چون لیتلم فکر نکن نمیتونم با دیکم به فاکت بدم پس اینقدر منو لیتل بانی صدا نکن کیم.. لیتل بانی ای که میشناسی میتونه کاری کنه از شب تا صبح از دیکش سواری بگیری! "
تهیونگ پوزخندی زد و اهی کشید :" اوهه یکی اینجا احساس ددی بودن کرده... فعلا کسی که قراره از شدت ضربه هام روی تخت بالا و پایین شه تویی لیتل بانی!"
ژانر : فلاف - مدرسه ای - لیتل اسپیس - اسمات - رومنس - کمدی
کاپل اصلی : ویکوک / کوکوی ( کوکوی خیلی کم... )
کاپل های فرعی : سپ ( فعلا ) - نامجین
بخونیدش و حمایتش کنیدددد تنکییی ^-^
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
فیکچت ها و سناریوهای کوتاه توییتری از کاپل تهکوک
پیشنهاد میکنم اول بکگراند رو تیره کنین و بعد ایوها رو بخونین تا متوجه تموم شدن یه توییت و شروع یه توییت دیگه بشین درغیر این صورت ممکنه یکم گیج کننده بشه.