دارسی دختر هری و لوییِ و تمام تصمیمات هری و لویی با توجه به احساسات و مراقبت از اون گرفته میشه اما با دخالت های مودست
داستان از اونجایی شروع شده که هری و لویی مجبور شدن برای یه مدتی رابطشونو تموم کنن و دارسی پیش هری میمونه چون وابستگی بیشتری به هری داره اما هری و لویی مجبورن بخاطر دخترشون همچنان همدیگه رو ببینن
اگه دوست دارین چیز تخیلی بخونین
مثلِ خون آشام باشن یا گرگینه
دم یا بال داشته باشن
خب از این نوع ژانر خبری نیست
قرار خودشون باشن با تک تک مشکلاتشون ،غم هاشون شادی هاشون...
اگه دنبال چیزای تخیلی هستین یا انتطار دارین برای بعضی صحنه ها وارد جزئیات بشم😅
خب اگه دنبالِ این مدل چیزایی هستین، اشتباه اومدین این چیزا بهم حس امنیت نمیدن و از نظرم بی احترامی به حریمِ خصوصیِ آیدلمه
اما قرار مرور خاطرات این چند سال باشه اما با پایانی خوش
این اولین بارِ که دست به قلم میشم امیدوارم ازش خوششتون بیاد 💋
Follow for more video
Instagram: @dracydiary
️。:゚| درحـــال آپ |゚.・。゚
.
.
.
↜چه اتفاقی میفته اگه زین و لیامی که ازهم دل خوشی ندارن ،طی یه تصادف کسایی رو از دست بدن که موجب بشه به ناچار "پـدر ب ـشـن" و باهم زیر یه سقف از یه "بـچـه نـگهداری بـکنن؟"
☁️No.1 On Charts↷
#1 Ziam
#1 ZiamMayne
And More !
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری...
قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش...
صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود.
صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه.
هری:متاسفم لویی.متاسفم...
خب خب
سلام من تی هستم
اینجا بوک اسمات چنل ما یعنی چنل |This is us|
@tomfools1d
خوشحال میشیم اگه چنل رو فالو کنید.
هر چند وقت یک بار اسمات های خود ادمین ها و ممبر های چنل رو قرار میدیم
اگه اسماتی نوشتید می تونید از طریق چنل با ما درمیون بزارید.
به هر حال امیدوارم از این بوک لذت ببرین😂
بعد از جدا شدن از وان دایرکشن زین همه ی ارتباطشو با گذشتش قطع میکنه. ولی هر کسی بالاخره باید به جایی که بهش تعلق داره برگرده.
برای زین، این اتفاق تو سال 2026 افتاد.
[Highest ranking: #1 - Zaynmalik]
[Completed]
[OnGoing]
استایلزها و تاملینسون ها. این دو خونواده به دلیل اتفاقی در گذشته، هیچوقت باهم کنار نیومدن.
به همین دلیل لویی تاملینسون از هری استایلز متنفره، به همین سادگی.
هرچند چیزی که لویی -یا هرکسی توی خونوادشون- نمیدونه اینه که هری از لویی متنفر نیست، درواقع کاملا برعکسش.
اون همیشه از پسری که موهاش مثل پر نرم بود خوشش میومد.
چرا ؟
خودشم نمیدونه، ولی از دوران مهدکودک اونها یه چیزی درمورد اون پسر، خاص و استثنایی بود.
دست انداختنا و اذیت کردنای هری هم واسه بدتر کردن شرایط کاملا کافی بود!
اون دوس داره لویی رو عصبی و مضطرب کنه، چیزی که لویی ازش متنفره.
لویی همیشه تلاش میکنه اونو برونه و بهش بگه که گورشو گم کنه، که فقط باعث میشه هری حتی بیشتر دوسش داشته باشه.
پس وقتی لویی بالاخره تسلیم لمس های هری میشه و بهش اجازه میده هرکاری که میخواد باهاش بکنه چه اتفاقی میفته ؟
عشق بوجود میاد ؟
اگه آره، خونواده هاشون چه فکری راجبش میکنن ؟