mellirora
- Reads 2,239
- Votes 535
- Parts 7
"پایان یافته"
ترکیب چهرهش بهقدری خوب بود که حواسم پرت زخمهای صورتش نشه. احتمالا هرکس دیگهای هم موقع دیدار اول به زیبا بودنش فکر میکرد. نه کتک خورده و زخمی بودنش.
"-میترسم انقدر محکم نگهت دارم که از بین دستهام در بری. دیدی میگن اگه ماهی رو سفت بگیری، لیز میخوره؟
-من ماهی ام؟
-نه، تو خود اقیانوسی."
چندشاتی سکای
داستان در سال 1987 میلادی شروع میشه.
انگست، روزمره، عاشقانه، اسمات.