《تو پسر سپیدهدم هستی.نیمه آدمیزاد و نیمه اژدها.کسی که خدایان کهن و بر حق رو از زندانشون آزاد میکنه و نژاد آدمیزاد رو به خفتی که لایقشه میرسونه.》
زین به عنوان پیشکار ملکه وارد دربار میشه.جایی که لرد لیام پین،عموی پادشاه، از خیره شدن بهش ابایی نداره و اتفاقات شومی در شرف وقوعه.زین رازی داره که نباید فاش بشه؛رازی که اونو از بقیه آدمیزادها جدا میکنه.
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری
نداره
راه حل چیه ؟ بانک اسپرم
لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن
و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!
We do this... together..
We lie...
We play our part...
We fight
We kill...
To protect eachother cause eachother all we have...
ما این کارو باهم انجام دادیم...
ما دروغ گفتیم...
نقشمون رو بازی کردیم..
جنگیدم...
ما آدم کشتیم...
تا از همدیگه محافظت کنیم...
چون تمام چیزی که داریم همدیگه است...
- میخوام کاری کنی همه چی و فراموش کنه بشه یه صفحه خالی از اون مرد فقط من و ببینه
+ این کار ریسکه ممکنه بیدار نشه یکم فک کن مرد تو میتونی همین حالا هم مال خودت کنیش
- نه نمیشه هر کاری می کنم ازم می ترسه از وقتی اون آشغال بردش همه چیزش شده اون حتی الان هم که نیست اون و به من ترجیح میده
لیام با گفتن این حرف ناخودآگاه دستاش و مشت کرد
نمیتونست قبول کنه که شکست خورده نیک متوجه اوضاع شد و با ملایمت به سمت لیام برگشت:
- من همیشه اینجام لیام مطمئنم از پسش برمیای یه مدت بهش زمان بده اگه همه راه ها به بن بست رسید اون وقت میریم سراغ هیپنوتیزم
هشدار: 🔞بخشی از این فن فیک حاوی محتوای خشن و جنسی است و برای همه مناسب نیست🔞
#ziam#zayn#liam#bdsm#malik#payn#palik
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد..
هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود...
دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..
برنامه ها چیده می شن تا به هم بریزن
قانون ها نوشته می شن تا زیرپا گذاشته بشن
قلب ها عاشق می شن تا بشکنن
فکر کنم بهش می گن قانون زندگی...
[ZIAM], little bit [larry] and [shiall]