My reading list
20 histórias
kiss & Kill (Persian Ver.) de Anahita_Solot
Anahita_Solot
  • WpView
    Leituras 7,175
  • WpVote
    Votos 1,353
  • WpPart
    Capítulos 27
کیس میدونست توی دردسر افتاده.هیچ چیز درمورد یه پسر جوون زخمی با موهای سفید نمیتونست نرمال باشه.به خصوص اسمش! اسمش کیل بود. و خب ، خود کیس هم اسم متداولی نداشت.
I'm Win✓ de bbh_world
bbh_world
  • WpView
    Leituras 1,265
  • WpVote
    Votos 226
  • WpPart
    Capítulos 6
Baekhyun × Heri 🦋خلاصه↓ یونگ هه ری بعد از ماه ها متوجه میشه که همسرش، بیون بکهیون،یه قاتل خطرناک و روانیه، بعد از اتفاقاتی هه ری حتی شک داره که اون یه انسان باشه. ••|من برنده شدم↓ •ژانر : فانتزی، ترسناک، اسمات، رازآلود، اکشن ••نویسنده : JustfrlateBerry ⇝ •••طراح کاور : uglyndepressed - Gazelle⇝
ꪶ Psycho ꫂ de Rain_FanFic
Rain_FanFic
  • WpView
    Leituras 16,887
  • WpVote
    Votos 2,141
  • WpPart
    Capítulos 13
خلاصه : تهیونگ بیشتر از یک سال توی اخرین اتاق برج شرقی قرنطینه بود‌. جویی به عنوان کاراموز روانپزشکی کلینیک روانی به تهیونگ نزدیک میشه، کسی که به گفته دکترا دارای اختلال پارانوئیده و نمیتونه به کسی اعتماد کنه. اما این تمام قضیه نیست. همه چیز در مورد تهیونگ عجیبه. زمان هایی که بی قرار به ماه خیره میشه، نقاشی هایی که با خون روی دیوار میکشه و رفتار های ضد و نقیضش... کیم تهیونگ واقعا کیه؟! [به من میگن روانی ولی اونا چیزایی که دیدم رو ندیدن.. به من میگن دیوونه ولی اونا هر شب زندگیشونو رو با کابوس و فریاد سر نکردن.. به من میگن شیطان ولی اونا دردی که من حس کردم رو حس نکردن.. آره من روانیم.. اگه معنی روانی بودن اینه که چشماتو رو به حقیقت باز کنی پس من روانیم! من روانی ای بودم که قلبش با تاریکی تسخیر شده بود، کسی که روحشو به شیطان فروخت. و در آخر من فرشته ی سقوط کرده ای بودم که تو بال های پروازش شدی و به آسمون برش گردوندی...] فیک ~ [Psycho] ~ روانی! BTS 'Taehyung' - Twice 'Tzuyu' Story By : Code01🌿
Sing For You • Baekhyun FF de Taeyeonised
Taeyeonised
  • WpView
    Leituras 2,000
  • WpVote
    Votos 96
  • WpPart
    Capítulos 11
"Oppa, you'll come back right ??" 8 year old me asked him. "Of course I will Soo-ya ~~ wait for me okay ??" He said, ruffling my hair. "Promise ??" I asked. "Promise." That is the last thing he said before leaving me. Never knew I'll never see his face again.... Or will I ??
ᴍᴏᴏɴʟɪɢʜᴛ🌙 de sarargann
sarargann
  • WpView
    Leituras 34,115
  • WpVote
    Votos 6,037
  • WpPart
    Capítulos 48
"سلطنت، قدرت... شاه! سه کلمه لبالب پر شده از قدرت! قدرتی که فقط با چشیدن طعم هوس انگیزش، هر کسی رو برای بیشتر بدست اوردنش، تبدیل به یه فرد طمع کار می‌کنه. مهم نیست این افراد چه کسانی باشن، رعیت هایی مثل ندیمه های رخت شور خانه تا اشراف زاده هایی مثل وزرای دربار حکومت سلطنتی! اینبار این مهمه که این قدرت به دست چه کسی میرسه. فردی که حکومت رو به پادشاهی تبدیل می‌کنه و سالیان سال به عنوان شاه ازش یاد میشه و در آخر بعد از مرگش حکومت رو بدست وارثش می‌سپاره یا کسی که این حکومت رو به امپراطوری تبدیل می‌کنه و تاریخ مجبور به یدک کشیدن اسم امپراطور کنار اسم قدرت اول این سلطنت میشه..." ⊱• ─────────────── •⊰ ❥ʀᴀɴᴋs : ↳#1 HɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟFɪᴄᴛɪᴏɴ ↳#1 Hɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ ↳#1 ʙᴏʏXɢɪʀʟ ↳#1 ᴍɪɴ ↳#1 sᴛʀᴀɪɢʜᴛ ↳#1 MɪɴYᴏᴏɴɢɪ
Death GOD (Luhan X Reader) ✔ de angel_StephAnie
angel_StephAnie
  • WpView
    Leituras 15,211
  • WpVote
    Votos 3,059
  • WpPart
    Capítulos 37
✔ خدای مرگ| پایان یافته دیدن یک پسر خوشتیپ و جذاب که اسم و فامیلی‌ات رو صدا میزنه همیشه هم نمیتونه خوب باشه، مخصوصا وقتی لبه کلاه سیاه و عجیبش رو بالا بده و با لحن خونسردی بهت بگه: _ متاسفم که اینو میگم، اما شما فوت کردید. • ژانر: فانتزی، رمنس • کاپل: لوهان x خواننده، کاپل سکرت (اکسو x بلک پینک) • محدودیت سنی: ندارد • نویسنده: Angel Stephanie
BOMB, THE TEST de TheActualYa30
TheActualYa30
  • WpView
    Leituras 480
  • WpVote
    Votos 53
  • WpPart
    Capítulos 1
BAEKHYUN×READER "کوتاه تر از وانشات" بمب، خون، چشم های تو و سایه ها‌... همه چیز برای اونه.
𝐈 𝐇𝐞𝐚𝐫 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐕𝐨𝐢𝐜𝐞 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓ de Oyun1485
Oyun1485
  • WpView
    Leituras 1,940
  • WpVote
    Votos 254
  • WpPart
    Capítulos 3
[صداتو میشنوم | I Hear Your Voice] Genre : Romance, War, Drama Mini fic Happy end Writer : Oyun Jongin, Kyungsoo, jennie •دولت کره جنوبی دستور میده تا همه اسیرهای آمریکایی رو به کشورشون برگردونن اما خلبان و مامور دولتی کیم جونگین متوجه میشه یه دختر از پرواز جا مونده و با اینکه از مقامات دستور میگیره تا نیمه شب از شر اون دختر خلاص بشه اما ترجیح میده اونو به کشورش برگردونه... "تو قشنگ ترین ملودی زندگیمی که فقط خودم میتونم بشنوم..."
Paracetamol  de NSDP-CHAN
NSDP-CHAN
  • WpView
    Leituras 593
  • WpVote
    Votos 84
  • WpPart
    Capítulos 2
سلام دوستان😍من اومدم با یه بوک ترجمه ایه دیگه😌این یه داستان کوتاه در مورد بکهیونه که یه دختر پنج ساله داره ولی چندسال پیش مادر دخترش یا همون معشوقش دونفرشونو رها کرده🥺 و الان بکهیون داره به تنهایی دخترشو بزرگ میکنه، به تنهایی هم نه چون بهترین دوستش یعنی تو(ا.ت) بهش خیلی کمک میکنه، حالا فکر کن این دوست مهربون و از خود گذشته که به بکهیون کمک میکنه خیلی وقته که روش کراش داره ولی جرعتشو نداره که بهش بگه......