تهیونگ از قلمرو والونا، کسی که بین مردم محبوبه، برای رسیدن به پادشاهی به یک وارث نیاز داره! اما اون یک راز بزرگ رو پشت در خوابگاهش نگه میداره...
نیران! دو رگهی انسان و پری که برای هر دو گونه یک لکهی ننگه و وجودش باعث نحسیه...
کسی که زیر سایهی والامقام تهیونگ، مخفیانه زندگی میکنه و با وجود اینکه لیاقت این کار رو نداره، اما عاشق شاهزادهی سرد و سخت دل والونا میشه...
کیم تهیونگی که فقط به قدرت و رسیدن به پادشاهی فکر میکنه.
قصهی بلند این پریزادهی مخفی رو در "نیران" دنبال کنید.
■ کاراکترهای اصلی: تهیونگ، نیران
■ کاراکترهای فرعی: شوگا، سانی
■ ژانر: تاریخی، فانتزی، عاشقانه
به قلم ایوا🍃
*حتما بخونید پیشنهادی*
تو فقط ۲۴ سالته، چرا باید کمک یه مرد ۳۰ ساله کنی..؟
-اون یه رئیس مغروره ...و گی هستش
+از کجا مطمئنی گی؟
-چون تابحال با هیچ دختری نبوده.
+ولی این ممکنه که تو اولیش باشی
-همه چیز ممکنه غیر ممکنی وجود نداره، مگر اینکه مرده باشی...
+امیدوارم تغییر نکنی...
لیسا یه دختر ۲۴ ساله اشپزه که به عنوان سرآشپز وارد خونه کسی میشه که پارانوئید داره اما با اون حال ثروتمند ترین مرد دنیا است....
سلام فیک جدید بی تی اس .
ژانر : عاشقانه_ مدرسه _ معمایی_ خشن
شخصیت اصلی: ایجین( دختر) ، تهیونگ ( پسر)
شخصیت فرعی: جانکوک ، جیمین، جیهوب ، شوگا
خلاصه : عشق واسش یه چیز بی ارزش بود چسپیده بود به زندگیش تا سر و کله یه دختر خشن پیدا شد زندگیش عوض شد اون پسر مثبت تبدیل به پادشاه بد دختر شد از اونجای ی که
مجبور به ترک زندگی خوبش و چسپیدن به بدترین دختر جهان شد در حالی که از هویت سه رگه اش خبر داشت هنگامی که خود یک هیولا شود یک هیولای دورگه که توسط لاری یک جادوگر تبدیل شود به یک خوناشام خوناشامی که مرگ عشقش رو به چشم دید و تن به دخترش داد یک پدر خوانده که لیتلش بعد عشقش همه چیزش بود یک پدر خوانده جذاب( دوستان این خلاصه کل رمان هاست) .....
روز های اپ: مختلف
سه رمان ajin
وضعیت:تکمیل شده
23 August 2021
خلاصه: کیم تهیونگ عاشق دختری به نام مینسو شده ولی دختره هیتر از آب درمیاد و به تهیونگ خیانت میکنه تهیونگ سرد میشه ولی یه دختره میاد تو زندگیش و زندگیش رو
تغییر میده.......
شخصیت های اصلی: کیم تهیونگ،کیم مین هو
نویسنده:TinA..
• جی آن، دختری که از کودکی در آرزوی کار کردن توی ادارهی پلیس سئول به سر میبرده، طی چندین سال درس خوندن، به عنوان یک سرگرد از شهر دگو به سئول منتقل میشه تا بالاخره رویاهاش رو به واقعیت بدل کنه.
ادارهای که تازه بهش پا گذاشته، برخلاف باورهاش متفاوتتر از چیزیِ که میتونست تصور کنه.
این اداره به اندازهی قدرت و نفوذش، رازی بزرگ داره که تا به حال اجازه نداده کسی ازش بویی ببره.
◄ اگر وسط دریا گیر کنی دو تا راه بیشتر نداری؛ یا باید تمام تلاشت رو بکنی که خودت رو قبل زیر آب رفتن به ساحل برسونی یا امواج خودشون جسـدت رو به ساحل میارن.
◄مین یونگی باید خوب قوانین بازی تــایدال رو یاد بگیره وگرنه زودتر از اون چیزی که فکر کنه ساحل جسمش رو به غنیمت میگیره...
• اسم فیکشن: جزر و مد ( Tidal )
• ژانر: جنایی، درام، عاشقانه، انگست
• شخصیت ها: مین یونگی ( Suga )، کیم جی آن، جون جانگکوک، کیم تهیونگ ( V )
• نویسنده: ساکورا ( Sakura )
• روز های آپ در واتپد: نامشخص
چنل تلگرام نویسنده : @Bdmmdr_sa
همه چیز عادی بود ولی مشکل اینه که بود
تا وقتی که یکی اشتباه نمیکرد...
کاش میشد زمانو به عقب برگردوند نه برای اینکه جلوی بعضی چیزارو گرفت برای اینکه دوباره بعضی چیزارو حس کرد
-مهم نیست اگه چیزی به یاد نیاره یا حتی عشقش به من خاموش بشه همین که هنوز قلبش میزنه و نفس میکشه برام کافیه...
ژانر= تخیلی، رمنس، انگست، اکشن
شخصیت های اصلی=
تهیونگ، چانیول، سهون، یونا، سوجین، جونگ کوک
تایم اپ= تکمیل شده♡
وی، اون یک خدای طرد شده بود که برای رهایی از بند اسارتش با من پیمان بست و خدمتگزارم شد.
اون استاد سحر و اهریمن دانشگاه اسمرالدو و یک ققنوس با بال های آتشین بود که قلبی نداشت و به گفته اطرافیانم "هزاران سال بود که بدون هیچ احساسی به راحتی زندگی میکرد"؛
وی، اون موجود شیطانی در جسم یک پسر جذاب با چشمانی گیرا، کسی بود که من، ارباب ٢٠ ساله اش، عاشقش شدم...
📔آویور
¬کامل شده¬
{آتش غرق شده}
ژانر: جادویی، ماورالطبیعه، رمنس
شخصیت های اصلی: تهیونگ، شوهوا
با ظاهر شدن توارلا، دنیای خدایان و الهه ها همه چیز فرق کرد.
اون دختر فهمید که تمام این سال ها تاج و تخت منتظر اون بوده...
شوهوا، آتش غرق شده ای که مجبور میشه با خدای اقیانوس و آب ها، تهیونگ، وارد یه جنگ بشه!
و فقط یک نفر شایستگی انتخاب شدن به عنوان وارث اصلی، و تسلط به همه ی قلمرو ها رو داره.
اون کیه؟
شاید شانس شوهوا بیشتر میشد اگه اون پیداش نمیشد و تهیونگ اون طلسم رو روش نمیخوند...
تیکه ای از فیک:
-من نمیدانستم که قرار است خیس شوم، میان قطره های آب وجودت و نمیدانستم که من قرار است آتشی شوم که نمیتوانم در کنارت شعله ور بشوم.
و من و تو هردو شدیم سرفصل اقیانوسی که آتش را در خود میبلعد...
این فیک متعلق به چنل SHOT_SMT@ است