Larry💚💙
72 stories
online class[Z/M][L/S] oleh atwshkei
atwshkei
  • WpView
    Membaca 9,394
  • WpVote
    Suara 1,580
  • WpPart
    Bagian 28
"بوک کامل شده" خبببب گایززز این بوک به درد حال و روز امروزی ما میخورههه من اتوشکی ام و این سومین فف هستش که دارم مینویسم و امیدوارم خوشتون بیاد شومبوساااا🥺✨❤️ • • • • • • این فف دارای صحنه های:فان و 🔞 و ناراحت کننده می‌باشد اگه خوشتون نمیاد نخونین🤝
Mr taster  [Larry.Stylinson]  oleh kimo_blue
kimo_blue
  • WpView
    Membaca 55,305
  • WpVote
    Suara 12,200
  • WpPart
    Bagian 23
[{کامل شده}] برای این که تو مسابقه بزرگ آشپزی ایتالیا شرکت کنی نیاز داری یه سر آشپز موفق تمام فوت و فن پاستا پختن رو بهت یاد بده و چه سر آشپزی میتونه بهتر از لویی تو یک ماه از هری یه ستاره برای آشپزی ایتالیا بسازه؟؟ Lou, top Happy ending °°^^{Cover by notoriouse} °°^^ تاریخ شروع : 22 اسفند هزار و سیصد و نود و نه. 1 #boyxboy 1 #harry
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 632,527
  • WpVote
    Suara 88,760
  • WpPart
    Bagian 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Can't feel my face (l.s persian translation) [Completed] oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 72,408
  • WpVote
    Suara 10,643
  • WpPart
    Bagian 33
" من گی نیستم! " به پاپاراتزیایی که دورم جمع شده بودن با داد گفتم. " بیخیال هری ، ما عکسارو دیدیم! " یکی از پاپا داد زد. " اون فگوت منو بوسید! " قبل از بوق زدن ماشین منم با داد بهش گفتم. اونا نمیتونن بدونن،من ضعیف دیده میشم و نمیتونم اینجوری باشم نه قبل از بزرگترین مسابقه م.
jackpot (L.S) [Completed] oleh mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Membaca 85,195
  • WpVote
    Suara 11,106
  • WpPart
    Bagian 48
"قمار فقط یه باتلاقه. کافیه گوشه ی پات بیوفته توش تا تورو تا عمق وجودت تو خودش خفه کنه زرنگ باشی دیرتر خفه میشی... احمق باشی زودتر..."
Anxiolytic [L.S] oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 172,515
  • WpVote
    Suara 33,426
  • WpPart
    Bagian 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
Sin (persian translation) oleh larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    Membaca 367,931
  • WpVote
    Suara 51,836
  • WpPart
    Bagian 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
friends with benefits (L.S) oleh erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    Membaca 244,372
  • WpVote
    Suara 29,203
  • WpPart
    Bagian 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...
MR STYLES ( l.s persain translation) oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 205,343
  • WpVote
    Suara 27,577
  • WpPart
    Bagian 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Force And Hate(L.S/BDSM) oleh nitara70
nitara70
  • WpView
    Membaca 684,452
  • WpVote
    Suara 53,404
  • WpPart
    Bagian 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.