لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟
•
a Larry Stylinson Fanfiction.
[Mperg.]
•
-سِپَند
تلگرام : FanfictionsOnly
نابهنگامِ ناگهانِ منی!
ناگهان سرزدی به دنیای تاریکم شدی نور چشمانم..
«لیام پین،فرمانده و گروهبان با تجربه است،چی میشه اگر در مسیر عملیات،هواپیمای نظامی آمریکا سقوط کنه؟
رازهای نهفته
پنهان و نهان
گمشده و سرگردان
آینده برای مردی که بیشتر از نصف عمرش رو در خاک و خون گذرونده، چطوری مقدر شده!؟»
ژانر:رومنس،اکشن،معمایی،تراژدی،سیاسی،اسمات،کمی طنز
همراه این بوک باشین با کاپل کیوت زیام ✨
1#rank ziam
1#rank زیام
1#rank zayn
به سفیدی نور در میان تاریکی ها....
............................................ّ......................................
هری با لویی دوست میشه همون گرگینه ای که هری رو از دست اون متجاوز نجات داد.
.
.C.O.M.P.E.L.E.T
Completed
هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟"
نويسنده : @coincidentaldagger
اين داستان رتبه های خوبی داشته
اميدوارم خوشتون بياد :")
| Persian translation |
"اوه ددی، کاش میتونستم همین الان ببوسمت" هری با ناله گفت.
"منم همینو میخاستم بیبی بوی"لویی جواب داد.
داستانی که لویی خوانندست و هری ی مدل معروفه و البته بیبیِ لویی.
writer: @Usingtabeletslarry
هری فهمید اگر میخواد زنده بمونه باید بین لبای زین نفس بکشه!
شکار معصومیت یک پرنس زیبا واقعا ستودنی بود!
دست زین پایین رفت و هری لبشو محکم گاز گرفت ؛
کمربند اون حوله ی مزاحم رو از جاش کند..
دست مرد لای رونش حرکت کرد.
حس میکرد ملافه های زیرش الانه که آتیش بگیرن!
طولی نکشید که وجود ناگهانی زین رو تو خودش حس کرد!
چنگ دردناکی به ملافه ها زد و پایین تنش از درد کمی بالا اومد!
برای اینکه وارد پسر شه عمیق تر فشار اورد و جیغ هری ندا از موفق شدنش رو داد!
لذتی اشتباهانه از پلکای خیسش تا بند بند انگشتاش رو به سر رفتن بود!
قرار بود بعد از این چی بشه؟
صدای سرد مرد به پوست صافش شلاق زد " با طلوع آفتاب ویلا رو ترک میکنی! "
نه...نه اون نمیتونست انقدر بی رحم باشه...
هری بر خلاف خواست خودش توی مناقصه ای بین چندین دومینات به مزایده گزاشته میشه ، اون وارد دنیایی شده که پر از تاریکیه ولی چی میشه اگه تصوراتی که داره با واقعیت فرسنگ ها فاصله داشته باشه .....
پ.ن : لطفا دسکریپشن فیک رو بخونین !!
#ddlb
#bdsm
#fluf
#larrystylinson
لیامی که کل زندگیش تو یه خواننده ی معروف و دوست داشتنی به اسم زین مالیک خلاصه شده و حالا قراره یه سفر چند ماهه رو باهاش تجربه کنه...
کاور:deborah_me@
[وضعیت:کامل شده!]
1 #ziam
1 #zaynmalik