❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌
مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت
نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁
Addicted To Your Hate
In Need For Your Fire 🔥
.
.
.
.
.
.
.
.
[ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست
+ من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم
-------------
♡ ژانر : عاشقانه، درام
♡ کاپل : زیام، لری
♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
♡•لیام جیمز پین ...
پسری که به تازگی دبیرستان و تموم کرده و برای دانشکده پزشکی درخواست داده تصمیم میگیره تا تعطیلات تابستونیش و توی مزرعه پیش پدربزرگ و مادربزرگش بگذرونه ...
و بدون اینکه خودش بخواد اونجا گرفتار عشق یه پسر شرقی با چشمای طلایی و تاج گل میشه~♡
من بردش بودم
و بازیچه اش
حیوون خونگیش
بیبیش
اسباب بازیش
و همسرش ....
من فک میکنم شما تصور میکنید که من از اول عمرم توی BDSM بودم . و من نبودم . زین ، ارباب من ، و یا ددیم ، یه سادیسمی بود . اون دوست داره به بقیه آسیب برسونه ؛ توی بدترین حالت های جنسی . این چیزی بود که اتفاق می افتاد ؛ اون همیشه بهم صدمه میزد . ولی بعضی اوقات ، من عاشق حسی می شدم که اون بهم میداد ..... :)
Top ranck : #2 in fanfiction
[Persian translation 2017]
⚠ [ Warning ]⚠
جایی که لیام عاشق پسری با موهای صورتی و تاج گل میشه،
همه چیز عالی پیش میره تا اینکه گلها پژمرده میشن،
درست مثل اون پسر.
Highest rank : 2 in short story 🧚🏿♀️
'Persian Translation'
Original story by @ziamstunes
+اسم؟
_زین مالیک
+خانواده؟
_یه بابای اعصاب شخمی و 3 تا خواهر
+مشکل؟
_افسردگی شدید
+خب...همین؟
_اره همین!اون اصلا حرف نمیزنه!
+چرا؟
_من چه گوهی میدونم پسر؟اون فقط خیلی ضعیف و احمقه!
°°°°°°°°°°°°°°°°°
چی میشه اگه زین افسرده و ساکت باشه و به مدرسه ی شبانه روزی ای بره که باعث ایجاد تغییری تو روند فلاکت بار زندگیش بشه؟
خب البته... بدبختی اسم وسط زینه... فک نکنم به این راحتیا ولش کنه...
___________
یه داستان کاملا متفاوت!
#Zouis #Ziam
نوشته شده توسط:
@kay-rh
{• completed •}✔