Kookv-yoonmin favorite
33 stories
𝐅𝐀𝐔𝐋𝐓 || Kookmin (میعادِ ﻣﻏﺿﻭﺐ؛) by Felicitaviola
Felicitaviola
  • WpView
    Reads 92,190
  • WpVote
    Votes 23,671
  • WpPart
    Parts 137
Fan fiction: 𝐅𝐀𝐔𝐋𝐓 Genre; 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞(𝐬𝐦𝐮𝐭)/ 𝐟𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲/𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥/𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 Couple; 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 برای آشنایی با داستان "حرف دل" رو بخونید ♡ "گُناه شدیم"
I Fell In Love With Hope [vkook] by revy_84
revy_84
  • WpView
    Reads 405
  • WpVote
    Votes 60
  • WpPart
    Parts 12
Vkook~ -به نظرت خورشید به این خاطر بالا میاد که پایین رفته؟ + شاید. اما من همیشه اطمینان دارم هرچی هم که بشه خورشید طلوع می‌کنه. -به نظرت هیچ وقت خسته نمیشه؟ همانطوری حرف می‌زند که نفس می‌کشد انگار که از آن خسته شده باشد.به نظرت وقتی خورشید غروب می‌کنه آرزو می‌کنه دیگه هیچ وقت طلوع نکنه؟ +نمی‌دونم, به نظرم خورشید می‌دونه که بدون اون ما تو این دنیا گم می‌شیم به نظرم به خاطر ما هست که دوباره طلوع می‌کنه. ....... Sope~ -قلبت دیگه نمی‌تونه با بدنت همراهی کنه و نمی تونی تظاهر کنی هیچ مشکلی وجود نداره و صبر کنی تا بالاخره یک روز از کار بیفته. هوسوک به سینه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: نه, نه ـ این قلب همون چیزیه که من رو اینی که هستم میکنه. قلب من با رعد و برق می‌تپه و می‌دونم ضعیفه اما همون قلبیه که به تو دادم. ........ Couples: vkook, sope Genres: درام ،رومنس،انگست،اسمات <برگرفته از رمانی به همین نام>
Adonia | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 100,335
  • WpVote
    Votes 6,937
  • WpPart
    Parts 61
Adonia ⛪ - نگاهم کن! - دارم نگاهت می‌کنم... - نه خوب نگاهم کن. - چطوری تهیونگ؟! - همینطوری، همینطوری که زور صدات به اسمم می‌رسه و می‌فهمم نگاهت کاملا برای من بوده. Couple: Vkook, Secret Genre: Romance, Angst, Mysterious, Smut Writter: Ivanna
Homeless | vkook by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 15,531
  • WpVote
    Votes 2,002
  • WpPart
    Parts 20
جونگکوک‌ همیشه میدونست که نمیتونه و نباید با پسرداییش، تهیونگ همراه بشه اما انگار که از کودکی توی یه قرارداد بدون بازگشت خودش رو پیدا کرده بود، چون شده بود تنها کسی که از تهیونگ نمیترسید و همین موضوع اون رو برای پسربزرگتر دوست‌داشتنی میکرد. هر چند که هزینه‌ی دوست‌داشتنی بودن برای پسر تبدیل شدنش به پاک‌کن جنایات یه جنایتکار بود. ___________ Name: Homeless couple: vkook Genre: horror, Angst, romance, Social, smut, harsh writer: Déesse
 We are not friends! by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 279,457
  • WpVote
    Votes 43,598
  • WpPart
    Parts 28
نمیخوام دوستت باقی بمونم... میخوام به عنوان یه معشوقه، مالک قسمت بزرگی از ماهیچه ی تپنده ی سمت چپت باشم! لطفا بهم نگو ما دوستیم...! ___ تعطیلات کریسمس 1993، چیزی فراتر از یک تعطیلات عادی برای کیم تهیونگ بود... اونم وقتی بعد از 11 سال دوری به کره برمیگرده و درست همون شب اول با جونگکوک، دوست صمیمی دوران بچگیش رو به رو میشه. مطمئناً تهیونگ هیچ وقت فکرش رو هم نمیکرد دوست 12 ساله اش حالا تبدیل به پیانیست خوش چهره و محبوبی شه...! [Complete] ______________ - Name : ⌠ we are not friends! ⌡ - Writer : ⌠ déesse ⌡ -Couple: ⌠ kookv ⌡ -Genre:⌠romance , slice of life , Angst , smut ⌡
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kookv - vkook) by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 551,194
  • WpVote
    Votes 53,167
  • WpPart
    Parts 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ." + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم ته..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 214,091
  • WpVote
    Votes 22,969
  • WpPart
    Parts 46
•𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱• [مـدار 38 درجــه] تاریکی و خون تمام دنیای من بود! یک سایه از اشتباهاتم حتی نمی‌ذاشت نفس بکشم تا وقتی که تو... تو پاتو توی زندگیم گذاشتی جونگکوک! تو من رو درهم شکستی، بهم بگو کی بهت اجازه داد من رو عاشق کنی سربازِ اعزامی از یگان ضربتی؟ 𓂃ᬉ🪖 نمی‌تونست اشک‌هاش رو کنترل کنه. دست زخمی ولی هنوز زیبای فرمانده‌اش رو بالا آورد و چشم‌هاش رو بست. روی زخمش رو بوسید و بدون توجه به چشم‌های گرد شدۀ مرد، بوسه‌هاش رو تا بازوی عضلانیش ادامه داد و جای باند پیچی شدۀ گلوله رو روی سینۀ برهنۀ مرد بوسید! هنوزم گریه می‌کرد. +اگه از دستتون می‌دادم... می‌مردم فرمانده... لب زد و چشم‌های خیس و نگرانش رو باز کرد و به چشم‌های فرمانده کیم داد... وقتی سکوت مرد رو دید با همون بغض خندید و دستش رو زیر بینیش کشید. +به چی این‌طوری خیره شدین فرمانده؟ -می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونی گستاخانه پیش بری! +واقعا؟ واقعا می‌خواین بدونین؟ 𓂃ᬉ🪖 ミ𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ミ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ミ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐖𝐚𝐫, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ミ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨
Cupid ain't a lie by BlackSnow9319
BlackSnow9319
  • WpView
    Reads 2,795
  • WpVote
    Votes 442
  • WpPart
    Parts 43
میدونی فرق بزرگ بین من و تو چیه؟ هزاران هزار فرصت اگه میخواستی میتونستی خیلی وقتِ پیش نفسمو ببری بارها فرصت داشتی تا یک بار برای همیشه به زندگی من و عذاب خودت پایان بدی ولی این کارو نکردی و هر روز تو آتیش جهنمی که لیاقتت نبود سوختی چون دوستم داشتی متاسفم که حقیقتی رو که حتی تو خلوت خودت ترسیدی به خودت بگی رو یادآوری میکنم ولی فرق بین من و تو اینه تو به من آسیب نزدی چون دوستم داشتی من بهت آسیب نمیزنم چون دوستش دارم couple: yoonmin- hopmin- vkook - Namjin genra: Romance- Mystery - Drama- angst writer: Black Snow
🌺Blooms Melody🌺 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 428,660
  • WpVote
    Votes 81,625
  • WpPart
    Parts 91
کیم تهیونگ توی دنیای سیاه و سفیدی زندگی می‌کنه که فقط افرادی که نیمه‌ی گمشده‌شون رو پیدا کردن، قادر به دیدن رنگ‌ها هستن! دو نیمه فقط با لمس همدیگه و جریان الکتریسیته‌ی خوشایندی که بهشون موهبت رنگی دیدن می‌بخشه، از وجود هم خبردار می‌شن و جمعیت به قدری زیاده که پیدا کردن نیمه‌ی گمشده مدت‌ها طول می‌کشه. تهیونگ بعد از سال‌ها تلاش و ناکام موندن، قید پیدا کردن نیمه‌ش رو می‌زنه و ترجیح می‌ده کنج چهاردیواری خونه‌ش سینگل به گور بپوسه و تا آخر عمرش فن‌بوی شماره یک آیدول مورد علاقه‌ش بمونه و هر روز دست به دامن کائنات خودخواهانه آرزو کنه اون پسر نیمه‌ش رو پیدا نکنه! اما همه‌ی زندگی ساده‌ش با پا گذاشتن به فن‌میتینگ آیدولش زیر و رو می‌شه... 🥀 _اون روز برای اولین‌بار رنگ‌ها رو لمس کردم، همون روزی که شکوفه‌های عشق و بیماری، همزمان جسم و روحم رو در بر گرفت! 🥀 •••••••••••••••••••••••••• 🌺کاپل اصلی:کوکوی (متمایل به ورس«>~•») 🌺کاپل‌های فرعی: ❓❔❓ 🌺ژانر:هاناهاکی/ تاریخی / فانتزی / انگست / معمایی [Completed]
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,748,503
  • WpVote
    Votes 130,092
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut