I read
34 cerita
Madden oleh YASXTP
YASXTP
  • WpView
    Membaca 2,544
  • WpVote
    Vote 711
  • WpPart
    Bab 26
ساخته‌ی دست تو Start : 19 April 2021 Finished : 21 May 2021
EXPERIMENT (L.s) oleh story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Membaca 326,310
  • WpVote
    Vote 45,517
  • WpPart
    Bab 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Different (L.s) (completed) oleh Larryfanfic_HL
Larryfanfic_HL
  • WpView
    Membaca 175,727
  • WpVote
    Vote 19,844
  • WpPart
    Bab 99
+اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده
Being Tutored | L.S Persian translation oleh _MySoul
_MySoul
  • WpView
    Membaca 241,304
  • WpVote
    Vote 22,679
  • WpPart
    Bab 43
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه یا داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره. #2 in fanfiction all rights reserved to LarryGeneration. this story contain sexual tension
Here you are  [z.m_l.s] oleh rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    Membaca 129,237
  • WpVote
    Vote 16,638
  • WpPart
    Bab 53
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد.. هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود... دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..
pretty boy (Persian Translation) oleh StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    Membaca 437,791
  • WpVote
    Vote 70,382
  • WpPart
    Bab 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1
To Love a Sadist {ziam} oleh Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    Membaca 248,445
  • WpVote
    Vote 20,688
  • WpPart
    Bab 34
من بردش بودم و بازیچه اش حیوون خونگیش بیبیش اسباب بازیش و همسرش .... من فک میکنم شما تصور میکنید که من از اول عمرم توی BDSM بودم . و من نبودم . زین ، ارباب من ، و یا ددیم ، یه سادیسمی بود . اون دوست داره به بقیه آسیب برسونه ؛ توی بدترین حالت های جنسی . این چیزی بود که اتفاق می افتاد ؛ اون همیشه بهم صدمه میزد . ولی بعضی اوقات ، من عاشق حسی می شدم که اون بهم میداد ..... :) Top ranck : #2 in fanfiction [Persian translation 2017] ⚠ [ Warning ]⚠
mr.secret oleh Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Membaca 87,174
  • WpVote
    Vote 6,489
  • WpPart
    Bab 11
لوییس تاملینسون..پسری که درمورد افراد غریبه یکمی زیادی کنجکاوه!
EMPTY NOTE oleh AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    Membaca 31,524
  • WpVote
    Vote 6,177
  • WpPart
    Bab 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
SPRING [L.S] oleh Ladyliama
Ladyliama
  • WpView
    Membaca 4,671
  • WpVote
    Vote 1,268
  • WpPart
    Bab 18
[Complete] •short story [کاش بهت میگفتم.میگفتم که من رو نفس بکش هری؛ طوری که انگار هیچ وقت قرار نیست بازدمی در کار باشه.من رو حبس کن درون ریه هات.میبینی که بعد چطور ریشه میزنم و گل میدم و تنت رو زنده نگه میدارم.] ⚠️اگر فکر میکنید داستان های غمگین با روحیتون سازگار نیست نخونید. -اینجا خبری از اسمات نیست! -معرفی و ووت فراموش نشه⁦❤️