Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌
مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت
نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁
Addicted To Your Hate
In Need For Your Fire 🔥
.
.
.
.
.
.
.
.
[ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
_ من و تو به همدیگه گره خوردیم عزیزم. با هم از بالاترین جای بهشت رد شدیم و از اعماق جهنم گذشتیم!
هیچ راهی وجود نداره که بتونیم بدون هم روی زمین خاکی زندگی کنیم...
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد..
هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود...
دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..