Hk
84 stories
𝙃𝙤𝙬 𝙘𝙖𝙣 𝙄 𝙠𝙞𝙡𝙡 𝙢𝙮 𝙝𝙪𝙨𝙗𝙖𝙣𝙙 by spring_day_83
spring_day_83
  • WpView
    Reads 4,010
  • WpVote
    Votes 694
  • WpPart
    Parts 14
(چطور شوهرم رو بکشم؟) بیست سال زندگی با یک کابوس به نام "عشق". حالا الهه ی ماه به اون فرصت دومی داده....اما این‌بار برای انتقام! پارک جیمین ۴۵ ساله، پس از دو دهه تحمل زنجیر های یک ازدواج سمی با آلفاش...جئون جونگ‌کوک، در یه صبح غیر منتظره خودش رو در بدن هيجده ساله اش پیدا می کنه. آیا این یه فرصت برای فرار از دست اون آلفای دست بزن دار و عصبی؟ یا تله ای برای تکرار همون اشتباه مرگبار؟ این بار جیمین تشنه ی خونِ نه عشق. یک عاشقانه ی شیرین که مطمئنم از خوندن اش لذت می‌برین و لطفا این فرصت زیبا رو بهش هدیه بدین؛) زوج:کوکمین،نامجین..... ژانر:سفر در زمان،امگاورس،اسمات،امپرگ،روزمره و حاوی مقدار کمی خشونت نویسنده:هارونا
𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺¹ ᴶⁱᵏᵒᵒᵏ| ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ by Siila_95
Siila_95
  • WpView
    Reads 20,813
  • WpVote
    Votes 2,757
  • WpPart
    Parts 57
𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ + من کور کردم چشم کسی رو که باعث گریه های رفیقم شد قطع کردن دستی که به جفتم بخوره نباید اونقدر سخت باشه...هوم؟ لازم باشه کور میکنم چشم کسی رو که بهش چپ نگاه کنه میبرم زبونی رو که بهش طعنه بزنه قطع میکنم دستی رو که لمسش کنه آتیش میزنم کسی رو که نزدیکش باشه, پس فاصلتون باهاش بیشتر از 10 قدم باشه _________________________________________________________ + باید برات خم بشم تا راضیت کنه؟ _ چه برام خم بشی چه برات خم بشم میتونه راضیم کنه + اما بیشتر دوست داری من برات زانو بزنم _ دوست دارم من برات زانو بزنم اما تو خم بشی + کینکش رو داری! _ زمانی که به تو مربوط بشه اره + انقدر دوستم داری؟ _ انقدر میمیرم برات ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ
𝒟𝒶𝓃𝒸ℯ𝓇 by Iam_sayra
Iam_sayra
  • WpView
    Reads 5,552
  • WpVote
    Votes 691
  • WpPart
    Parts 11
پارک جیمین امگایی که بعد از اعدام پدرش به جرم خیانت به امپراطور از خانواده سلطنتی متنفر شد. اما چی میشه که توی مراسم تولد وليعهد، وليعهد عاشق امگایی که توی مراسم تولدش قرار بوده برقصه بشه و اون امگا همون پارک جیمینه؟ ژانر: تاریخی، امگاورس، اسمات، درام کاپل: کوکمین، نامجین، سپ ᴅᴀɴᴄᴇʀ ʙʏ: ᴘᴀᴛʀɪᴄᴋ ɢɪʀʟ
𝒮𝑜𝓂𝑒𝓉𝒽𝒾𝓃𝑔 𝒞𝒶𝓁𝓁𝑒𝒹 𝐿𝑜𝓋𝑒 by zurva_n
zurva_n
  • WpView
    Reads 2,224
  • WpVote
    Votes 425
  • WpPart
    Parts 11
​چیـزے بــہ نـام عـشق (کوکمین ، جیکوک) پایان یافته. ◦•●◉✿ 𝒮𝑜𝓂𝑒𝓉𝒽𝒾𝓃𝑔 𝒞𝒶𝓁𝓁𝑒𝒹 𝐿𝑜𝓋𝑒 ✿◉●•◦ صدای سم اسب‌ها در دشت، دیگر برای جیمین نوای آزادی نبود؛ صدای تیک‌تیکِ ساعتی بود که به پایان عمر پسرش اشاره می‌کرد. ده سال پیش، او از حصارهای سفید «انکرستید» گریخت و قسم خورد که هرگز به بوی بلوط و چرمِ این عمارت بازنگردد. او وکیل شد تا قانون را جایگزین اربابیِ آلفاها کند. اما قانون در برابر سرطان خونِ یک کودک، سرد و بی‌خاصیت بود...
HANAM𖤣 [kookmin] by shiva_kookmin
shiva_kookmin
  • WpView
    Reads 11,177
  • WpVote
    Votes 2,199
  • WpPart
    Parts 42
دیدن دوباره‌ی همکلاسی دوران دبیرستانش، می‌تونست یه اتفاق خوب و به یادموندنی باشه؛ اما کارآگاه جئون، هیچوقت فکرش رو نمی‌کرد پارک جیمین رو دوباره بعد از سیزده سال، تو شهر کیوتو ژاپن و تو همچین موقعیت خطرناکی به عنوان معشوقه‌ی رئیس خاندان یاماگوچی، یکی از کله‌گنده‌ترین باندهای تبهکاری ژاپن یا همون یاکوزا، ملاقات کنه! باند تبهکاری یاکوزا می‌تونست یک شبه تبدیل به جهنم هر آدمی بشه و کارآگاه جئون که تمام وقتش رو به حل پرونده‌ی قاچاق انسان و مواد مخدر اختصاص داده بود، حالا توانایی فدا کردن تمامی نقشه‌هاش رو داشت تا فقط بتونه همکلاسی دوران دبیرستانش رو از این بحران رهایی ببخشه! عنوان: Hanami «هانامی» کاپل: Kookmin ژانر: mafia, dram, Crime, Smut روز های آپ: Monday چنل: @shiva_kookmin
SPR𖧧NG FAIRY [kookmin] by shiva_kookmin
shiva_kookmin
  • WpView
    Reads 28,637
  • WpVote
    Votes 5,955
  • WpPart
    Parts 67
زمانی که جنگ و خونریزی میون انسان ها و پری ها به اوج خودش رسیده بود، شکارچی ای تازه کار از میدون جنگ فرار کرد و در پی جستجوی صلح، همراه با دشمن قسم خورده اش عازم سفری پر ماجرا شد! همسفری که به پری بهاری معروف بود و از ابتدای تولد شوم خطاب شده بود! یکی طعمه بود و اون یکی شکارچی! دوست بودن یا دشمن؟ به دنبال عشق بودن یا انتقام؟ پایان داستان اون دو به کجا ختم می شد؟ عنوان: spring fairy «پری بهاری» کاپل: kookmin ژانر: fantasy/ dram/ angst چنل تلگرام: @shiva_kookmin تاریخ شروع: 1401/4/17 تاریخ اتمام: --/--/--
one of me is cute! (kookmin) "ترجمه" by evethecherie
evethecherie
  • WpView
    Reads 6,369
  • WpVote
    Votes 384
  • WpPart
    Parts 4
«پنج سال از رابطه‌شون گذشته و جونگ‌کوک تازه متوجه می‌شه که یه نظر ساده و بی‌ضرر کافیه تا یه کینک عجیب و ناشناخته‌ خودش رو آشکار کنه. و حالا نمی‌تونه از فکرش بیرون بیاد. اون باید همسرش رو باردار کنه!» couple:kookmin Genre: fluff,full smut
ElChapo | KookMin | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 11,897
  • WpVote
    Votes 1,654
  • WpPart
    Parts 37
𑱄 پارک آهیر، ال‌چاپوی جدید و جوانِ مافیای مکزیک برای تسلیم کامل قدرت بهش، باید پیمانِ خونی رو انجام می‌داد. پیمانی که جئون راخا، دندان‌پزشک انتقال‌یافته به زندان‌های تاریک فدرال رو وارد حریمش می‌کرد تا زندگی جفت‌شون رو با اون پیمان تبدیل به میدانِ پُر از مین کنه! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #ElChapo ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KookMin ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Crime -Smut -Romance -Mafia 🥈 2جیمین 🥇1جيمين
{نحسی کریسمس}  by sahel_bts
sahel_bts
  • WpView
    Reads 22,095
  • WpVote
    Votes 3,410
  • WpPart
    Parts 34
[نحسی کریسمس] (Complete) #Christmas_misfortune خلاصه : پارک جیمین پسرِ طرد شده‌ی رییس جمهور فعلیِ کره است ، درست زمانی که فکر میکرد شاید طلسم نحسی کریسمس رو از سر گذرونده باشه، توسط آدمایی که هیچوقت ندیده بود ربوده میشه... ژانر:جنایی_معمایی_عاشقانه_اسمات کاپل: کوکمین نویسنده Writer:honey
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 35,416
  • WpVote
    Votes 3,988
  • WpPart
    Parts 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...