Maybe a favorite?!
7 storie
••✴️Stigma✴️•• di SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    LETTURE 1,565,498
  • WpVote
    Voti 228,883
  • WpPart
    Parti 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
••💮SignMate💮••  di SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    LETTURE 535,081
  • WpVote
    Voti 88,878
  • WpPart
    Parti 88
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه! چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟ 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟! + احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..! #Chanbaek 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - ازم بدت مياد؟ + مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد! #hunhan 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست.. #kaisoo 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 Story Started: 18.01.2017 Story Finished: 13.11.2017 💮هم نشان 💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
𝐋𝐢𝐦𝐢𝐭𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 di Haratahug
Haratahug
  • WpView
    LETTURE 212,486
  • WpVote
    Voti 40,696
  • WpPart
    Parti 100
•عنوان | محدودیت •کاپل اصلی | کریسهون، چانهون، کایهون (چانکایریسهون) •کاپل‌های فرعی | بکسوهان، سولی •ژانر | فانتزی [امگاورس]، امپرگ، تریسام(فورسام)، اسمات، انگست •محدوده‌ی سنی | +۱۸ •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا ⚠️لطفا در صورت داشتن مشکلات روحی از خوندن این فیک صرف نظر کنین⚠️ •خلاصه در دنیایی که با معضل کمبود امگا مقابله می‌کنه، کُره جنوبی با فاصله از سایر کشورها و با در نظر گرفتن شیوه‌ی متفاوتی قصد داره از این چالش نجات پیدا کنه. شیوه‌ای که کمی از همسایه‌ی هم‌مرزش، کره شمالی، الگوبرداری شده. سهون امگاییه که سال‌ها از اجتماع دور بوده و حتی تولدش به صورت رسمی ثبت نشده تا جزء آمار کشور به حساب نیاد؛ یک فرار ماهیتی! اما سرنوشت چیز دیگه‌ای براش رقم می‌زنه. تقدیری که اطرافش حصار نامرئی می‌کشه و از دنیای امن خودش خارج می‌شه. باید دید می‌تونه بین فشار دیواره‌های محدوده‌ی کوچکش دووم بیاره یا...؟!!
WALKING IN THE FOG di mhisaleez
mhisaleez
  • WpView
    LETTURE 61,202
  • WpVote
    Voti 11,327
  • WpPart
    Parti 47
"Completed" برای بکهیون تنها راه تموم شدن کابوس‌هاش، پیدا کردن برادری بود که مدام توی رویاهاش ازش کمک می‌خواست، اما اون نمی‌دونست که دنبال کردن نخ خواب‌های ترسناکش، باعث میشه با یکی از بدنام‌ترین خلافکارهای کره‌ای ساکن در چین، پارک چانیول رو به رو بشه و مدت زیادی کنار اون بگذرونه. coυple: cнαɴвαeĸ, нυɴнαɴ ɢeɴre: drαмα, ѕмυт, мpreg
🕸️🥀🦇Hybrid🦇🥀🕸️ di jeneraljang
jeneraljang
  • WpView
    LETTURE 55,315
  • WpVote
    Voti 13,945
  • WpPart
    Parti 95
🥀🕸️خلاصه: پارک چانیول آخرین بازمانده قبیله آتش یک دورگه نیمه انسان و نیمه خون آشام هست که در سن 170 سالگی متوجه توطئه کثیف و بزرگی که عموش در حق خاندانش کرده میشه و در حالی که دفترچه ای از اسرار بزرگی رو توی دستش میفشرد و زخمی و در حال مرگ بود از قلمرو خون آشام ها فرار میکنه و در دنیای آدم ها به طور اتفاقی با بکهیون برخورد میکنه و ازش میخواد اون رو نجات بده.. بکهیون با وجود این که چانیول یک غریبه عجیب و مشکوک بود اون رو نجات میده اما چان بلا فاصله بعد از بهوش اومدن بدون هیچ توضیحی بک رو ترک میکنه اما سرنوشت چیز دیگه ای برای اون ها تدارک دیده!... ✨ 🕷️نام: دورگه _فصل اول 🕷️ژانر :فانتزی (گرگینه. خون آشام. جن). ترسناک.عاشقانه. معمایی.اکشن.هیجانی 🕷️کاپل ها و نقش ها :چانبک. هونهان. کایسو +چن. سوهو. کریس 🕷️رده سنی : NC+18 ✒️نویسنده : #jeneraljang⚔️♠️
ᴏʜ❗𝐌𝐲 𝐆𝐮𝐚𝐫𝐝〰️💯 | ˢᵉᵏᵃⁱ | 💯اوه❗️مای‌گارد di Diyaan93
Diyaan93
  • WpView
    LETTURE 37,866
  • WpVote
    Voti 7,724
  • WpPart
    Parti 29
🧧Ⓖⓔⓝⓡⓔ : ᴄᴏᴍᴇᴅʏ🚦 ғʟᴜғғ 🚦 ᴅʀᴀᴍ 🧧 Ⓒⓞⓤⓟⓛⓔ : sᴇᴋᴀɪ 🚦 ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ 🚦 sᴜsᴏᴏ (ᴋʏᴜɴɢsᴏᴏ&sᴜʜᴏ) ✒اوه سهون، وکیل سرد و خشن امپراطوری جِی، به خواست جونگده، مسئول تربیت نوه و وارث پردردسر این امپراطوری میشه. اوه سهون این اختیار رو داره که جونگین رو از همه چیز، محروم کنه. حتی نفس کشیدن...❗
fanfiction "S"[Uncomplete] di RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    LETTURE 48,420
  • WpVote
    Voti 9,659
  • WpPart
    Parti 83
•¬کاپل: چانبک،کایسو،شیچول،هونهان، دیفن •¬ژانر: تخیلی| ترسناک |خشونت آمیز |اسمات •¬خلاصه: *این داستان برگرفته از هری پاتر است* (لازم به ذکر است این امر به معنی شباهت کامل این دو اثر به هم نیست) اسم من بیون بکهیونِ. تنها موجود زنده ای که در طول تاریخ تونست از چنگال سایلر "زنده" فرار کنه..جادوگرِ نفرین شده ای که در دنیا به اسم "ترس" میشناختنش.. دوازده سال بعد از شب نفرین شده، شبی که خانواده ام رو برای همیشه ازم گرفت، مسیرم به دانشگاه سیتاکس باز شد. دانشگاهی برای یادگیری "علوم و فنون جادوگری"..جایی که فکر میکردم قراره دوره ای از زندگیم رو اونجا در سکوت بگذرونم ولی از بدو ورودم به مثلث برمودا و دانشگاه سیتاکس.. زندگیم تغییر کرد. آشنایی من با "پارک چانیول"..کسی که به اسم شیطان سیتاکس میشناختنش،شروع همه ی تغییرات زندگیم بود. تغییراتی که منو مجبور به انتخاب کرد. و انتخاب من بین درد و آسایش...... فقط "درد" بود.... Are You Ready For.. "Fear" "Future" and.."LOVE"..? ═ ∘♡༉∘ ═ #motaharelf137