°• کاپل: جه یونگ . جانتن . یووین
°• ژانر: روزمره . رمنس . انگست
- به اندازه ی تمام ادم های روی زمین داستان عاشقانه وجود داره.
- به اندازه تمام مردن ها، تولدی وجود داره.
ماجرایی دنباله دار از سرنوشت دو پسر که نام 'برادر' زندگی هاشونو بهم گره میزنه.
زندگی کردن و برای زندگی جنگیدن!
❄️ Snowflake in the Sun ☀️
[دونه برف زیر آفتاب🌦]
به غیر از رنگ و ن قاشی و قلم، شکوفه و پدرش....چیز دیگه ای که توی دنیای یوهی مهم بود، کفش بود... اون عاشق دیدن... خریدن...پوشیدن و جمع کردن انواع و اقسام کتونی ها بود.
- اسپین آف "یــوهی" از داستان "My Brother"
زندگی هر کسی فراز و نشیب های خاص خودشو داره، ولی برخورد ما با اون مشکلات شخصیت واقعی مارو میسازه. اینکه کی بالاخره تصمیم بگیریم زخمامونو درمان کنیم و مسئولیت زندگیمونو به عهده بگیریم، به خودمون بستگی داره. اما فرشته ی نجاتمون همیشه مراقبه تا راه نجاتمونو جلوی پامون بذاره...
این کادوی تولد من به مهشید عه. یکی از بهترین دوستای مجازیم که حالا با دیدنش از نزدیک، تبدیل شده به بهترین دوست واقعی ام.
قرار بود فقط یه وانشات یا فوقش چند شاتی باشه. اما از لحظه ای که جههیون و تهیونگِ داستان جون گرفتن، بهم گفتن که داستان بیشتری برای تعریف کردن دارن و بعنوان خالق دنیاشون، دادن این فرصت کمترین کاری بود که میتونستم براشون بکنم.
"نمیدونم کار کدوم فرشته بود که مهر منو به دل تو انداخت. شاید فرشته نگهبانم بود. میخواست منو نجات بده و پای تورو به زندگیم کشوند"