najist91
6 Geschichten
If von kimissleo
kimissleo
  • WpView
    GELESEN 48,648
  • WpVote
    Stimmen 8,226
  • WpPart
    Teile 38
Wish I was Zayn just only to have you... کاش فقط زین بودم تا میتونستم تو رو داشته باشم.... [completed]
معرفی فن فیک های زیام  von shirinpoor
shirinpoor
  • WpView
    GELESEN 84,763
  • WpVote
    Stimmen 2,320
  • WpPart
    Teile 31
معرفی فن فیک های زیام
(SomnAmbUliStic)+%5÷7=42 von Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    GELESEN 80,395
  • WpVote
    Stimmen 15,680
  • WpPart
    Teile 38
(Larry & Ziam Science Fanfiction) کد 1221: خواب گرد کد 8924: ما توی دنیایی زندگی می کنیم ک اون طور ک می خواییم شکلش می دیم مادر و پدر داریم زندگی می کنیم بزرگ می شیم و به این باور داریم ک همش یه آزمایش الهیه! هیچوقت فکر کردی ک تمام چیزایی ک دورو ورته,توهم خودت باشه؟ مثلا تو یه جا خواب باشی و... توی دنیایی ک توی سرت ساختن با ادمای الکی یه زندگی الکی ساختی ک همش بخشی از توهمته؟! اره خب... ما از کجا قرار بوده بفهمیم توی توهم خومون گیر افتادیم؟ و شاید یه روزی چشم وا کنیم و ببینیم نه اون ادما دیگه پیشمونن نه ما اون ادم سابقیم! کد 3214: داستان شامل,توهمات,تجاوز به حریم خصوصی,اسمات,بازی با دنیای پیچیده علم,مرگ,می باشد. 12345678900987654321 #1_harryandlouis #1_louisandharry #1_gaylove #1_fantasy #1_fanfiction #3_delusion
It Was All Just A Game [Persian] von Piscerabi
Piscerabi
  • WpView
    GELESEN 95,089
  • WpVote
    Stimmen 10,503
  • WpPart
    Teile 48
"کاش تنها نقطه ضعف نقشه ام رو پیش بینی می کردم. نقشه ای که باعث شد کاملا شیفتت بشم." تا اطلاع ثانوی اپ نمیشه~ Credit to the author: @Write_me227 This is the Persian edition of "It was all just a game" and I'm only translating this masterpiece! "فقط ترجمه میکنم و صاحب این بوک نیستم."
Always You [L.S] ~ By Miss X von larry_diary
larry_diary
  • WpView
    GELESEN 3,314,651
  • WpVote
    Stimmen 303,371
  • WpPart
    Teile 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Legionnaire(L.S) [Completed] von mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    GELESEN 388,307
  • WpVote
    Stimmen 50,994
  • WpPart
    Teile 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"