بیبی بوی /بیبی گرل/کیتن /ددی /مامی....
فانتزی دوس داری ؟؟! 🌈دنبال کینکای ددی و بیبی میگردی؟🔞 این بوک مجموعه همه ایناس 🦋
بیا و از خوندنشون لذت ببر بیب ;)
- چرا نجاتم دادی؟
+ چون تو مال منی
خب داستان از اونجایی شروع میشه که بچه خرگوش ما با بچه ببر تنها در خانه آشنا میشه.....
تهیونگ پسریه که توی نه سالگی خانوادش ولش کردن و تنها زندگی میکرد
جونگ کوک پسری که پدرش رو وقتی خیلی بچه بود از دست داد و یه شب توسط دشمن قدیمیش دزده میشد..........
جونگ کوک بخاطر اتفاق هایی که براش تو بچگی افتاده
تو لیتل اسپیس میره
وشغلش مددکار اجتماعیه با اینکار میتونه
افکارشو از خودش باز کنه
و جین تنها خانوادشه
ژانر:bdsm
(Completed)
خاطرات مبهم!
خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن .
جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد.
نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه.
--------------------
جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی.
با دست ازادش گونم رو نوازش کرد.
+دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش.
----------------'
#1kookmin
#1 jikook
#1gayfiction
#1 mafia
#1 fiction
#1 iran
#2 iran
#3fiction
(تکمیل شده)
کوک نمیدونست بعدا قراره کسی بیاد تو زندگیش که به خاطر یکبار بغل کردنش کیلومترها راه رو طی کنه!:)
.
کاپل[ویکوک]،[کمی هم هیونلیکس]
ژانر: اسمات،ددی بیبی
هپی اند:)
+ چی توی سرت میگذره؟
_ همونی که توی سر تو میگذره...رئیس!
کرواتمو کشید و لباشو رو لبام کوبید....
نام مینی فیک [ ?can we do it again ]
[[ تمام شده ]]
ژانر: اسمات
کاپل: کوکوی
خلاصه: یه پسر ظریف و زیبا که روی رئیسش کراش داره و تلاش میکنه تا مخشو بزنه
و خبر نداره که رئیس جذابش هرشب توی تصوراتش اونو بفاک میده.....
زمانی که استاد دانشگاهشون بخاطر شیطنت های جونگکوک و اکیپش استعفاء داد،کوک فکر میکرد تمام هیجان دوران تحصیلش ازش گرفته شده ..
ولی هیچ ایده ای نداشت که جایگزین سکسی و جذاب استادش قراره حسابی به زندگیش رنگ هیجان بده و تک تک روز های تحصیلش رو استثنایی کنه👀✨
══════════════════
کاپل : ویکوک - یونمین
ژانر: چت/فلاف/کمدی/اسمات
نویسنده: Astraea-Hera
×|تکمیل شده|×
#1 in Fanfiction
قدمهاشو سریعتر برداشت و با لحن محکمی گفت:"بهت دستور میدم همین الان بایست!"
پسر متوقف شد اما برنگشت، فقط با حرص لبشو گاز گرفت.
"جی... باید باهم حرف بزنیم."
جواب داد:"نمیخوام ببینمت."
"بهم یه فرصت بده."
جونگکوک برگشت تا نفرتشو سرش فریاد بزنه که دستهایی دور بدنش حلقه شد و تو آغوش تهیونگ فرو رفت.
سر خم کرد و پیشونیش رو روی شونه پسر گذاشت:"هرچقدر دوست داری و تا هر وقت که آروم شی میتونی تحقیرم کنی، اما خودتو ازم نگیر؛ جی من..."
با حس سوزش و به دنبالش درد وحشتناک پهلوش ساکت شد که صدای جی رو زیر گوشش شنید:"بهت گفته بودم آخرین اخطارمه؛ این تاوانیِ که باید بپردازی تهیونگ... من، تو و قلبم رو باهم پشت سر میذارم."
• مشخصات فیک •
•ژانر : سوپرنچرال، عاشقانه، انگست، فلاف، اسمات
•کاپل: ویکوک(ورس)، نامجین، یونمین