daillylarry's Reading List
12 hikaye
 • Beloved Rival • [L.S] tarafından Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    OKUNANLAR 87,746
  • WpVote
    Oylar 12,398
  • WpPart
    Bölümler 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson
+21 tane daha
Look at me [L.S] tarafından barry__s
barry__s
  • WpView
    OKUNANLAR 188,082
  • WpVote
    Oylar 34,975
  • WpPart
    Bölümler 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
+10 tane daha
•Fading• [L.S]  tarafından SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    OKUNANLAR 222,546
  • WpVote
    Oylar 31,871
  • WpPart
    Bölümler 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
+20 tane daha
illegal|l.S tarafından nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    OKUNANLAR 124,982
  • WpVote
    Oylar 24,796
  • WpPart
    Bölümler 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance
Playboy L.S (Persian Translation) tarafından Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    OKUNANLAR 326,264
  • WpVote
    Oylar 35,742
  • WpPart
    Bölümler 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
EXPERIMENT (L.s) tarafından story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    OKUNANLAR 326,306
  • WpVote
    Oylar 45,517
  • WpPart
    Bölümler 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Sin (persian translation) tarafından larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    OKUNANLAR 368,134
  • WpVote
    Oylar 51,836
  • WpPart
    Bölümler 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Legionnaire(L.S) [Completed] tarafından mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    OKUNANLAR 388,309
  • WpVote
    Oylar 50,994
  • WpPart
    Bölümler 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Always You [L.S] ~ By Miss X tarafından larry_diary
larry_diary
  • WpView
    OKUNANLAR 3,314,735
  • WpVote
    Oylar 303,372
  • WpPart
    Bölümler 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Blue Ice. tarafından XBlueShineX
XBlueShineX
  • WpView
    OKUNANLAR 51,551
  • WpVote
    Oylar 6,663
  • WpPart
    Bölümler 25
هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n