Kookv Updating
25 stories
the window of life by titi09304426090
titi09304426090
  • WpView
    Reads 225,856
  • WpVote
    Votes 24,109
  • WpPart
    Parts 42
″من مریضتم تهیونگ″ ″مهم نیست″ ″اسم من تو لیست مریضای روانیه″ ″اهمیتی نمیدم...″ ″دوست داشتن من گناهه...″ ″پس در این صورت من یه گناهکار به حساب میام″ کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین؛نامجین ژانر : عاشقانه، روانشناسی، تیمارستانی، درام، اسمات
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 127,746
  • WpVote
    Votes 19,061
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 397,994
  • WpVote
    Votes 60,530
  • WpPart
    Parts 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
 [KV FAKE TWT] by kv_taejk
kv_taejk
  • WpView
    Reads 16,301
  • WpVote
    Votes 2,334
  • WpPart
    Parts 8
فکر کنم نیازی به توضیح اضافه نداره(:
My servant by ASha_Nevisande
ASha_Nevisande
  • WpView
    Reads 56,988
  • WpVote
    Votes 5,708
  • WpPart
    Parts 15
خلاصه داستان : کیم تهیونگ خدمتکار شخصی جئون جانگ کوک میشه ولی در قالب یک دختر... اما این از دید تیز و علاقه مند جانگ کوک پنهان میماند؟؟؟ کاپل : -Kookv وضعیت : - درحال آپ ژانر : (اکثر ژانرا از همین خلاصه معلومه تقریباااا) _ هپی اند _ اسمات (فول اسمات نیست /-/) _ ددی کینگ_کینک _ سکس توی (ببینید... بی دی اس ام نیست فقط سکس توی همین...)
[𝐁𝐚𝐛𝐲𝐬𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫] by JBJKDDAENG
JBJKDDAENG
  • WpView
    Reads 52,553
  • WpVote
    Votes 7,279
  • WpPart
    Parts 26
تهیونگ یه پسر ۱۸ ساله اس که قراره باباش برای یک ماه به سفرکاری بره. پسر دوست باباش که جانگ کوکه به یه مکانی برای موندن توش احتیاج داره و قراره جانگ کوک اون یک ماه رو پیش تهیونک بمونه. -با ماجراهای جذاب این فیک همراه من باشی -تاپ کوک -باتم ته -ترجمه شده توسط خودم🌝 -کردیت kookvszn
𝐐𝐮𝐞𝐫𝐞𝐧𝐜𝐢𝐚|✔︎ by Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Reads 257,626
  • WpVote
    Votes 31,152
  • WpPart
    Parts 30
"کِرنسیا،یک کلمه اسپانیایی‌ست که به معنای مکان امن است! یعنی هرجایی که احساس امنیت داری! مثل گوشه ای از اتاق یا بغل کسی که دوسش داری! هرجای دنجی که احساس آرامش و امنیت میکنی!" آلفا جئون جونگ‌کوک و امگا کیم تهیونگ پسرخاله هایی که از هم دل خوشی ندارن! و اونا به اصرار خانواده هاشون قراره جفت هم بشن! اما اونا میتونن باهم کنار بیان و جفت هم بشن؟ "بهتره فاصله اتو حفظ کنی!" نیشخندی زد و گفت: "من وظیفمه مراقبت باشم توله!" "اوه پس اینم وظیفته که کونمو لمس کنی؟!" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐒𝐨𝐩𝐞,𝐉𝐞𝐧𝐬𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
𝐒𝐏𝐈𝐃𝐄𝐑𝐌𝐀𝐍|𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕| by Aysa_zay
Aysa_zay
  • WpView
    Reads 4,492
  • WpVote
    Votes 813
  • WpPart
    Parts 11
🆂🅿🅸🅳🅴🆁 🅼🅰🅽🕷️ کاپل←کوکوی_یونمین_نامجین_هوسوک&پسر(بچم سینگل نیس) COUPLE→kookv-yoonmin-namjin-jhope×boy ژانر←رمنس_اکشن_اسمات_ماجراجویی_فانتزی و... GENRE→romance_smut_fantasy... ************************************** _ من نمیتونم کنارت باشم تهیونگ¡ _ولی من میتونم کنارت باشم3> ************************************** SUMMARY↓ جانگ کوک دانشجو معمولی رشته معماری که با خالش زندگی میکنه. یک روز یک اتفاق براش میوفته که باعث میشه زندگیش تغییر کنه... روز های آپ←هر وقت گشادیم اجازه داد. وضعیت←در حال آپ WRITER:Aysa (❌روند این فیک شباهتی به سینمایی اسپایدرمن نداره❌) |متوقف شده| ⁦♡⁦⁦شرط نمیزارم ولی ووت کامنتاتون بهم انرژی میده برای نوشتن♡
๑BLUE  EYES๑ by jeonmahkook
jeonmahkook
  • WpView
    Reads 244,879
  • WpVote
    Votes 33,945
  • WpPart
    Parts 54
ژانر:امپرگ~ اسمات~ رمنس~درام~ گی ~زندگی روزمره تهیونگی ک به خاطر ابی بودن چشماش از خانوادش طرد میشه و بعد ازون مجبور میشه با پسرعموش ازدواج کنه 😶🌼 چی میشه اگه بعد از طلاقش دوباره مجبور بشه با مرد شیطان صفتی به اسم جانگکوک ازدواج کنه ک از تهیونگ متنفره؟؟ 👿
my sweet cousin by mahsa1386
mahsa1386
  • WpView
    Reads 32,742
  • WpVote
    Votes 4,068
  • WpPart
    Parts 15
main couple : kookv couples : kookv , yoonmin , namjin genre : smut , romance , daddy kink، fluff, slice of life ... وقتی برای اولین بار پس از سال ها ... پسر عمم کیم تهیونگ رو دیدم ... تازه معنی عشق رو فهمیدم ... تهیونگ :اههه ... ددی می خوامت ... جونگ کوک خندید و به بیبی لوسش نگاه کرد ... جونگ کوک : خرس عسلی من ددیشو می خواد ؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ یونگی : جیمینا گفتم حق نداری بری پیشش جیمین به حسادت کیوت دوس پسرش خندید و گفت جیمین : آروم باش پیشی من فقط برای توام یونگی نیشخند زد و گفت یونگی : ببین کی به کی میگه پیشی ... اهم ... اولین داستانی هست که مینویسم و فکر نکنم کسی دوسش داشته باشه ... خودم احساس میکنم تکراریه ولی تا حالا خودم حتی شبیهش رو نخوندم ..‌‌. و اینکه .... اندازه موهای سرم فیک خوندم و عاشق کوکوی هستم ... 😐😐😐 هیچ انتظاری از کسی هم ندارم ... و فقط و فقط برا دل خودم مینویسم و هیچ سودی از نوشتن فیک نمی‌برم فقط خواستم که امتحانش کنم ... ایرادی داشت بگید ولی خواهشاً توهین نکنید ... طاقت ندارم 😂😂 خب ... امیدوارم دوسش داشته باشید ... 🥺🥺🥺🥺 روز های آپ : جمعه ها 🌚