ff
11 story
^stockholm syndrome ^ بقلم Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    مقروء 190,069
  • WpVote
    صوت 18,063
  • WpPart
    أجزاء 26
استاکلوم سندروم ممکن میشه ..وقتی ..عاشق کسی بشی که گروگانت گرفته!
01:44 AM~L.S [Completed] بقلم gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    مقروء 98,313
  • WpVote
    صوت 17,856
  • WpPart
    أجزاء 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
SIR بقلم loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    مقروء 58,977
  • WpVote
    صوت 8,092
  • WpPart
    أجزاء 17
❌COMPLETE❌ LOUIS TOP👑 ژانر : مافیایی_رومنس (جنسی) هری یه جوون عادی بود قبل اینکه سر از یه گروه مافیا دربیاره لرری استایلینسون
Russian Roulette [L.S] بقلم Herawx
Herawx
  • WpView
    مقروء 12,219
  • WpVote
    صوت 1,639
  • WpPart
    أجزاء 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
Are You My Father  (COMPLETED) بقلم 96_nargesmd
96_nargesmd
  • WpView
    مقروء 51,942
  • WpVote
    صوت 8,897
  • WpPart
    أجزاء 21
بعد از سالها لویی و هری دوباره بهم وصل شدن اما اینبار توسط یک دختر! آیا لویی پدر اون دختره؟! لویی چطوری قرار بفهمه؟ Larry Stylinson Fanfiction By: 96_nargesmd cover: Tiresise
+8 أكثر
Neglected  [L.S|M.Preg](Persian Translation) بقلم PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    مقروء 23,784
  • WpVote
    صوت 4,916
  • WpPart
    أجزاء 10
[Completed] "انقدر همه رو احمق فرض نکن. اون مال من نیست!" جایی که لویی، کسی که توی ارتش مشغول به کاره، به مدت یکسال و نیم مجبور میشه برای خدمت به کشور دیگه بره. و وقتی برمیگرده با یه سورپرایز بزرگ از طرف دوست پسر سابقش هری مواجه میشه. چیزی که به هیچ وجه نمیتونه قبولش کنه... Written by: @realtrishawrites Translated by: @mhd3_mb0odi / @LoutheGolden
SIN(LarryStylinsonAU) بقلم S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    مقروء 251,969
  • WpVote
    صوت 29,137
  • WpPart
    أجزاء 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
How to be a criminal (L.S) (Completed) بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 151,931
  • WpVote
    صوت 26,329
  • WpPart
    أجزاء 83
من دوست دخترمو کشتم و الان دارم ازت دزدی یاد می گیرم! Highest rank : #7 in fanfiction وارنینگ : حاوی اندکی معصومیت از دست رفته (سکچوال کانتنت خودتون)
Force And Hate(L.S/BDSM) بقلم nitara70
nitara70
  • WpView
    مقروء 684,452
  • WpVote
    صوت 53,404
  • WpPart
    أجزاء 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
+10 أكثر
Son of the Nun(L.S) بقلم Tommomm858
Tommomm858
  • WpView
    مقروء 31,587
  • WpVote
    صوت 4,206
  • WpPart
    أجزاء 24
gay love,Romance,Horror شما هم فکر میکنین توی شهر کوچیکتون،هیچ اتفاقی نمیوفته؟فکر میکنین همرو میشناسین و روز ها همونجوری که فکر میکنین شب میشه؟ فقط یه لحظه تصور کنین،چشم هاتون رو ببندید و تصورش کنید،اگه شیر فروش محلتون اونی که فکر میکنید نباشه،راننده تاکسیی که اکثر اوقات سوارش میشید، اونی نباشه که نشون میده.رادیویی که هر روز صبح توی ماشین گوش میدین،یه مشت مزخرف برای گول زدنتون سر هم کنه چی؟ اگه توی یه توهم زندگی کنین چی؟.. Cover:DarwinLand