داستان یه امگا که به خاطر اشتباه و اجبار خانواده ی آلفای مورد علاقش همه فکر می کنن که کشته شده!
امگا خودشو از خانوادش و آلفاش دور می کنه که بعد از چند سال برگرده و ازش انتقام بگیره...
چون آلفا بهش گفته بود من نمی تونم تو رو جفت خودم بدونم چون تو نمی تونی بچه دار بشی!
اما امگا با این حجم از غم یه شاه شد...شاه امگا ها!
Omega King (OK)
داستان امگایی که پادشاه شد...
داستانی متفاوت...
از اینکه خودت باشی خجالت نکش...
در آن صورت قول سرزمینی را به تو خواهم داد که کسی تو را کمتر از یک پادشاه نخواهد شناخت.
از یک مادر امگا به پسرش❤️
.
.
.
.
.
ژانر: امگاورس، درام، عاشقانه، خانواده،اسمات
شروع: ۳ تیر ۱۴۰۰
پایان: ۱۴ مهر ۱۴۰۰
"پایان یافته"
_UNTAMAD_
ماجرا از جایی شروع شد که شیائو ژان، روانشناس مشهور و موفق، قبول کرد تا مسئولیت روان درمانی وانگ ییبو رو به عهده بگیره. پسری که به هیچ چیز جز شب های طولانی و خیس با ژان فکر نمیکرد...
🎴ژانر: انگست/ روانشناسی/ اسمات
♨️ Writer: KN
♨️ Telegram Channel: @ukiyostory
⛓~ هَڔ ڿۍ ~♟
'میدونم که تو یه عوضی عجیب غریبی مستر ژان! من واقعا یکی از طرفداراتم. منظورم اینه که...کی دوست داره مامور فوق العاده شیائو ژانو ملاقات نکنه ؟'
"تو واقعا منو خجالت زده کردی...یه امضا میخوای؟" با پوزخندی رو لبام پرسیدم.
°~°~°
مامور شیائو ژان توسط گنگستری دزدیده میشه...
-ییبویی که به پرنس یخی مشهوره-
[ورژن اصلی و بدون تغییر داستان]
➻ Ts: @nspider
➻ Wr: @Sa_Ru_Art
Thanks for your permission na♡