Larry
4 histórias
Angel [L.S] de stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    Leituras 88,642
  • WpVote
    Votos 17,808
  • WpPart
    Capítulos 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021
Always You [L.S] ~ By Miss X de larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Leituras 3,324,671
  • WpVote
    Votos 303,391
  • WpPart
    Capítulos 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Hallucination [L.S] de harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Leituras 22,543
  • WpVote
    Votos 3,724
  • WpPart
    Capítulos 29
" من رو دوست داری؟" "به نفعته تا ازین خواب مسخره بیدار شی هری. دنیایی که ساختی برای من و تو هیچ جایی نداره."
End Game (L.S) de harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Leituras 636,726
  • WpVote
    Votos 88,778
  • WpPart
    Capítulos 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....